این ویژگی، بهویژه برای کسی که به یکی از نزدیکترین افراد به رییسجمهور تبدیل شده، اهمیت بیشتری دارد. قدرت و نزدیکی به قدرت معمولا این خطر را ایجاد میکند که فرد به تدریج در حلقهای از موافقان قرار بگیرد؛ حلقهای که اخبار و تحلیلها را گزینش میکند، مخالفت را محدود میسازد و تصویری کنترل شده از جامعه به صاحب قدرت منتقل میکند. دور ماندن از چنین حاشیه امنی و تن دادن به گفتوگو با افراد و دیدگاههای متفاوت، در هر جایگاهی یک امتیاز رفتاری محسوب میشود.
البته نقدپذیری به معنای خطاناپذیری نیست و اهل گفتوگو بودن نیز به معنای درست بودن همه سخنان نیست. یوسف پزشکیان میتواند اشتباه کند، تحلیل نادرست داشته باشد یا در تشخیص یک مساله دچار خطا شود؛ همانگونه که هر روزنامهنگار، تحلیلگر، سیاستمدار یا صاحبنظری ممکن است چنین کند.
اهمیت موضوع در این است که سخن او باید امکان نقد شدن داشته باشد، نه اینکه پیش از نقد، خود او هدف قرار بگیرد. توهین به «یوسف بابا»
در ماههای اخیر، بخشی از واکنشها به اظهارنظرهای او از همین مرز عبور کرده است. استفاده از تعابیری مانند «یوسف بابا» و ادبیات مشابه، به جای آنکه با محتوای سخن او مواجه شود، گوینده را هدف میگیرد. ممکن است سخنی سطحی یا تحلیلی نادرست باشد، اما راه اثبات آن، استدلال است. اگر حرفی غلط است، باید نشان داد کجای آن غلط است؛ اگر تحلیلی ناقص است، باید بخش ناقص آن را مشخص کرد و اگر استدلالی نادرست است، باید استدلالی قویتر در برابر آن قرار داد. تحقیر، جایگزین استدلال نیست. اتفاقا وقتی کسی خود را در معرض گفتوگو قرار میدهد، پاسخ مناسب به او باید جدیتر و دقیقتر باشد.
…



























































































































