سه سال قبل به پلیس گزارش شد زنی میانسال در خانهاش در شرق تهران کشته شده است. در بررسیهای ابتدایی مشخص شد اولین کسی که با جسد زهرا مواجه شده پسرش است. به این ترتیب پسر مقتول اولین فردی بود که هدف تحقیقات قرار گرفت. او به ماموران گفت: «مدتی قبل پدرمان فوت کرد و از آن روز به خاطر تنهایی مادرمان هر روز به او سر میزدیم. روز حادثه خواهرم به من گفت چند بار با مادرم تماس گرفته اما او جواب نمیدهد. من خیلی تعجب کردم، چون مطمئن بودم قرار نبود جایی برود و از طرفی خریدهایش را هم خودم انجام میدادم. برای همین سراسیمه خودم را به خانه مادرم رساندم و جسد او را در حالی که غرق در خون وسط هال خانه افتاده بود دیدم.»
فرزند مقتول سرنخهای مهم دیگری نیز در اختیار ماموران جنایی قرار داد. او گفت: «وقتی به خانه مادرم رسیدم، طبق روال معمول ابتدا زنگ در را زدم، اما وقتی بعد از یکی دو دقیقه در را باز نکرد، کلید انداختم. قفل در سالم بود و حتی شیشه پنجرهها هم نشکسته بود. همهچیز تا قبل از باز شدن در آپارتمان طبیعی به نظر میرسید و من مطمئنم شخصی که وارد خانه مادرم شده و چنین بلایی بر سرش آورده غریبه نبوده و بهزور یا با تخریب قفل وارد خانه نشده است. از سویی مادر من یک زن محجبه بود ولی وقتی با جسدش مواجه شدم روسری سر نداشت. برای همین شک ندارم که عامل جنایت محرم او بوده یا اینکه یک زن بوده که مادرم الزامی بر حفظ حجاب ندیده است.»
بازپرس ویژه قتل در اولین گام از بررسیهای جنایی دستور بازبینی دوربینهای مداربسته اطراف محل وقوع جنایت را صادر کرد.
تمام دوربینهای مداربسته نزدیک به خانه زهرا با دستور بازپرس جنایی بازبینی شدند و سرانجام از تصویر یکی از دوربینهای نصبشده در نزدیکی محل وقوع جنایت، تصویر زن جوانی به دست آمد که کیسه زبالهای در دست داشت، اما به طرز مشکوکی آن را در نزدیکی خانه خودشان در سطل نینداخت. این دختر کیسه زباله را دو کوچه بالاتر از خانهشان در سطل زباله دورتری رها کرد و سپس به خانهشان برگشت. …


































































































































































