دیپلماسی ایرانی: عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در ۷ اوت توافقنامه دفاع مشترک مکه، معروف به «پیمان مکه»، را امضا کردند. این پیمان تصریح میکند که هرگونه حمله مسلحانه به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی خواهد شد. این پیمان پیامی را برای ایران و اسرائیل میفرستد، در حالی که امنیت منطقهای را از ایالات متحده دور میکند.
با این حال، این پیمان دو پرسش کلیدی را بیپاسخ میگذارد: آیا کشورهای منطقه میتوانند بدون ایالات متحده بازدارندگی ایجاد کنند؟ و چرا مصر، حداقل فعلاً، با توجه به اینکه با هر سه عضو همکاری نزدیکی داشته، به این پیمان نپیوسته است؟
یک ناتوی خاورمیانهای نیست
پیمان مکه بر اساس توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک امضا شده بین عربستان سعودی و پاکستان در سپتامبر گذشته بنا شده است. با این حال، این یک توافق جداگانه است. این توافقنامه جدید شامل ترکیه نیز میشود و فضایی را برای پیوستن سایر کشورها باقی میگذارد.
این پیمان با ناتو مقایسه شده است. در واقع، هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، عنصر دفاع متقابل این پیمان را «از نظر فنی مشابه» بند دفاع جمعی ماده ۵ ناتو توصیف کرد.
با این حال، مقایسهها با ناتو اغراقآمیز است. وقتی این موارد کنار گذاشته شوند، این پیمان نسبتاً ناچیز به نظر میرسد.
مقامات سعودی دامنه این توافق را کماهمیت جلوه دادهاند و آن را به عنوان تمرینی برای «تواناییهای پایدار» به جای یک جبهه دفاعی مشترک علیه هر کشوری معرفی کردهاند. ترکیه نیز تأکید کرده است که این پیمان علیه ایران یا هیچ کشور دیگری نیست. پاکستان این توافق را «ماهیت صرفاً دفاعی» توصیف کرده است.
اگرچه پاکستان یک قدرت هستهای است، اما این توافقنامه به ترکیه و عربستان سعودی که تحت چتر هستهای آن قرار میگیرند، اشارهای نمیکند. و اگرچه دفاع متقابل در توافق سپتامبر ۲۰۲۵ بین ریاض و اسلامآباد گنجانده شده بود، اسلامآباد همچنان به عنوان میانجی در بحبوحه حملات ایران به عربستان سعودی با تهران تعامل داشته است.
بنابراین، پیمان مکه را باید به عنوان آزمایشی در خوداتکایی منطقهای درک کرد، نه یک جبهه دفاعی مشترک یا اتحاد جنگی.
تأثیر منطقهای گستردهتر
با این حال، اگرچه این توافقنامه از نظر دامنه محدود است، اما پیامدهای عمیقتری برای نظم منطقهای دارد.
این پیمان ابزار دیگری برای تنوعبخشی و تقویت معماری امنیتی و دفاعی عربستان سعودی فراهم میکند. این پیمان به ریاض در هرگونه تعامل آینده با تهران بر سر امنیت منطقهای، اهرم فشار میدهد و وابستگی آن به ایالات متحده را کاهش میدهد.
برای آنکارا، این توافقنامه میتواند به حمایت مالی و بازار عظیمی برای فناوری صنعتی دفاعی آن منجر شود، در حالی که اسلامآباد میتواند از حمایت اقتصادی عربستان سعودی بهرهمند شود و خود را به عنوان یک بازیگر فعال و مسئول در خاورمیانه قرار دهد.
تهران و نیروهای نیابتیاش احتمالاً در آینده نزدیک، احتمالاً با حمله به عربستان سعودی از طریق حوثیها یا شبهنظامیان عراقی، این توافق را محک خواهند زد. واکنش سه امضاکننده به آن آزمون اولیه، بسیار بیشتر از بیانیههای رسمی، منطقه را در مورد این پیمان آگاه خواهد کرد.
چرا مصر به آن ملحق نشده است
مصر با وجود همکاری نزدیک با هر سه کشور به عنوان بخشی از یک گروه غیررسمی چهار کشوری که از آن به عنوان «STEP» یا «چهار» یاد می شود، پیمان مکه را امضا نکرده است.
بدر عبدالطی، وزیر امور خارجه مصر روز جمعه گفت که قاهره در حال بررسی این پیمان «بسیار جدی» است و تصمیم گیری در مورد پیوستن به آن «نیازمند مطالعات عمیق در پرتو قانون اساسی و تعهدات قانونی مصر است».
فیدان از ترکیه پیشتر گفته بود که معتقد است که مصر «در مرحله بعدی» پس از اجرای «چند موضوع فنی» به این پیمان ملحق خواهد شد.
صرف نظر از پیوستن مصر به این پیمان، غیبت مصر با تردید راهبردی این کشور از زمان ریاست جمهوری عبدالفتاح السیسی در سال ۲۰۲۴ مطابقت دارد.
برای دههها، رهبران مصر رویکرد محتاطانهای اتخاذ کردهاند و عدم تعهد را پذیرفته و از بلوکهای نظامی برای جلوگیری از به دام افتادن آن اجتناب کردهاند. اما پیوستن به پیمان مکه میتواند نشاندهنده این باشد که مصر در حال انتخاب طرفهایی برای رقبای مختلف ژئوپلیتیکی سه عضو است – که در مجموع میتوان آنها را شامل ایران و حوثیها، اسرائیل، امارات، یونان، قبرس و هند دانست. این همسویی درک شده میتواند بر روابط قاهره با این بازیگران تأثیر منفی بگذارد، بدون اینکه بازده قابلتوجهی داشته باشد.
این نشان دهنده این است که این پیمان بیشتر در مورد نشانه های سیاسی است تا ارزش نظامی. این پیمان از نظر جزئیات عمومی کوتاه است، اما می تواند به طور بالقوه شامل همکاری دفاع هوایی و موشکی، اشتراک اطلاعات، گسترش امنیت دریایی و همکاری دفاعی – صنعتی باشد. با این حال، قاهره در حال حاضر از طریق گروه چهارگانه و حمایت از ائتلاف دریایی به رهبری عربستان سعودی در دریای سرخ در بسیاری از این مناطق با سه کشور همکاری می کند.
در دوران سیسی، مصر خود را بیشتر به عنوان یک میانجی می بیند که این امر مستلزم حفظ روابط مثبت و کانال های باز با همه بازیگران است. مصر به دنبال اجتناب از گرفتار شدن در ائتلاف های نظامی است که این نقش را پیچیده یا تنش های منطقه ای را تشدید می کند.
اسرائیل و آمریکا
مصر ممکن است نگرانی های امنیتی ائتلاف را در مورد بازیگران غیردولتی، امنیت دریایی و سودان به اشتراک بگذارد. اما برای بسیاری از سیاستگذاران مصری، با وجود پیمان صلح و هماهنگی امنیتی دو کشور، یک درگیری بالقوه با اسرائیل همچنان بزرگترین تهدید امنیتی آینده خواهد بود.
با توجه به موقعیت اسرائیل به عنوان متحد کلیدی منطقه ای ایالات متحده، هیچ اتحاد امنیتی دیگری وجود ندارد که بتواند از مصر در درگیری احتمالی با اسرائیل محافظت کافی را فراهم کند.
بنابراین، در حالی که پیوستن به پیمان مکه ممکن است به مقابله با نگرانیهای فوری مصر در سودان، لیبی یا شاخ آفریقا کمک کند، اما اولویتهای امنیتی بلندمدت آن را حل نخواهد کرد. در حال حاضر، ایالات متحده مهمترین شریک امنیتی مصر باقی مانده است.
قاهره نیز نگران حاکمیت خود است. ادغام در ترتیبات امنیتی تحت رهبری عربستان سعودی، پیگیری ریاض برای رهبری عرب را تقویت می کند. از دیدگاه قاهره، این خطر ایجاد رابطه حامی – مشتری با ریاض است.
پیوستن، در نهایت امر
برای مصر، خطرات پیوستن به این پیمان احتمالاً در حال حاضر بیشتر از منافع آن است. اما این ارزیابی ممکن است با گذشت زمان تغییر کند.
پیمان مکه کمتر یک اتحاد نظامی است تا بیانیه ای در مورد شکل نظم منطقه ای بعدی. در حالی که واشینگتن مهمترین شریک برای اکثر قدرت های منطقه ای از جمله ترکیه و عربستان سعودی است، آنها به دنبال کاهش اتکای خود به ایالات متحده هستند. این روند احتمالاً شتاب می گیرد.
این پیمان همچنین به اعضای آن اجازه میدهد تا در برابر جاهطلبیهای منطقهای ایران و اسرائیل از خود محافظت کنند و موازنه قدرت جدیدی را که در قدرتهای میانی تثبیت شده است، آزمایش کنند. مصر همچنین علاقه دارد که با مشارکت در این ترتیبات، ابتکار عمل را به دست گیرد.
اگر تعهدات دفاعی متقابل الزام آور توافق در عمل اجرا نشود، مصر انگیزه بیشتری برای پیوستن به این پیمان خواهد داشت. این انعطافپذیری تضمین میکند که قاهره میتواند بدون تسلیم شدن از توانایی خود برای میانجیگری یا تعمیق هماهنگی با رقبای پیمان بپیوندد، حتی اگر در مورد اعتبار ائتلاف سؤالاتی ایجاد کند.
این اتاق برای مانور اهمیت دارد، زیرا مصر به دلیل مشکلات مزمن اقتصادی و رو به افول جایگاهش در جهان عرب، به تنوع و مشارکت در سراسر خطوط گسل منطقه نیاز دارد. در عین حال، پیوستن به این پیمان، توانایی قاهره را برای اعمال نفوذ با محوریت در ترتیبات امنیتی منطقه ای افزایش می دهد.
صبر کنید، تماشا کنید و گزینه ها را باز نگه دارید
مصر باید صبور باشد، اما مردد نباشد. این پیمان در اصل جذاب است اما هنوز یک اولویت مبرم برای مصر نیست. انتظار ضرری ندارد.
توافق جدید پیچیده تر از ناتو است. اما جدی تر از ائتلاف های منطقه ای قبلی است. این پیمان ممکن است به جای یک بلوک الزام آور، به یک مشارکت متمرکزتر و مبتنی بر موضوع همگرا شود. این بهترین سناریو برای مصر خواهد بود.
آزمون واقعی هر اتحاد در اجرای آن نهفته است، به ویژه در زمان جنگ. با ابهام در مورد پایان جنگ ایران و تشدید دوره ای از تنش در دریای سرخ، مصر باید واکنش ائتلاف را در صورت تهدید یک عضو بررسی و ارزیابی کند.
در حال حاضر، قاهره باید وقت خود را برای رعایت ساختار پیمان، تعهدات نظامی و یکپارچگی عملیاتی صرف کند. تا زمانی که همه این جنبهها قطعیتر شوند، باید در مورد عضویت قضاوت کند.
منبع: چتمهاوس / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی














































![ادعای ترامپ: شاید در مقطعی مذاکرات با ایران را از سر بگیریم، اما در حال حاضر وضعیت خیلی خوب است، ولی شاید در مقطعی [این کار را انجام دهیم]/معاون وزیر خارجه روسیه در دیدار با سفیر عمان: مسکو معتقد است تردد از تنگه هرمز باید آزاد باشد/اردوغان: مذاکره، تنها راهحل اختلاف میان ایران و آمریکا است/برگزاری نشست چهار جانبه وزرای خارجه مصر، ترکیه، پاکستان و عربستان در اواخر ماه جاری](/news/u/2026-08-19/entekhab-3cwlw.jpg)




















































































































