پلیس تحقیقات خود را روی یاسر متمرکز کرد. مرد میانسال در تحقیقات مدعی شد از سرنوشت بهروز و پسرش بیاطلاع است اما بررسیهای بیشتر نشان داد آنها آخرینبار به خانه او رفتهاند. کارآگاهان با دریافت مجوز قضایی، خانه و خودروی یاسر را مورد بررسی قرار دادند.
در جریان این بررسیها داخل خودرو لکههای خون دیده شد. آزمایشهای دیانای نشان داد این خون متعلق به بهروز و پسر گمشدهاش است. ساعت و گوشی تلفن همراه بهروز نیز در خانه یاسر پیدا شد. مرد میانسال بازداشت شد و لب به اعتراف گشود.
یاسر در نخستین اعترافات خود مدعی شد بهروز به موضوعات ماورایی علاقهمند بوده و ادعا میکرد میتواند با هیپنوتیزم به «عالم غیب» دست پیدا کند. به گفته متهم، روز حادثه بهروز همراه پسرش به خانه او رفته و اصرار کرده بود برای انجام آزمایشی عجیب به پشتبام بروند.
او در اعترافاتش گفت: دست و پایش را به خواست خودش بستم. از من خواست سرنگی را که داخلش مادهای سفید بود به گردنش تزریق کنم و بعد از مدتی دیدم نفس نمیکشد.
اما ماجرا به همینجا ختم نشد. به گفته یاسر، وقتی پسر ۱۶ ساله از خواب بیدار شد و سراغ پدرش را گرفت، او را به پشتبام برد تا واقعیت را نشانش دهد. او با دیدن جسد پدرش شوکه شد و شروع به فریاد زدن کرد. متهم مدعی شد همین فریادها باعث شد پسر نوجوان را نیز به قتل برساند.
یاسر … …



































































































































































