در فوتبال ایران، هنوز گاهی قیمت قرارداد، شهرت و تعداد دنبالکنندگان یک بازیکن، میزان جسارت باشگاه برای برخورد با او را تعیین میکند. هرچه بازیکن گرانتر و مشهورتر باشد، ظاهراً از حاشیه امنیت بیشتری برخوردار است. اینجا همان نقطهای است که حرفهایگری قربانی مصلحتاندیشی میشود.
البته این قاعده درباره تمام فوتبالیستها یکسان نیست. بسیاری از بازیکنان شناختهشده، حرفهای، منضبط و متعهد هستند و اتفاقاً الگوی مناسبی برای نسل جوان محسوب میشوند. بنابراین بحث بر سر «ستاره بودن» نیست؛ بحث بر سر این است که هیچ ستارهای نباید به واسطه جایگاهش از قانون مستثنی شود.
در هفتههای ابتدایی لیگ بیستوششم، برخورد انضباطی استقلال و سپاهان با برخی بازیکنان خاطی، فارغ از جزئیات هر پرونده، یک پیام مهم داشت؛ باشگاه میتواند و باید مقابل بیانضباطی بایستد. این اقدام ارزشمند است، نه به این دلیل که یک بازیکن تنبیه شده، بلکه به این دلیل که برای اولین بار در چنین مواردی، اصل «پاسخگویی» پررنگتر از نام بازیکن شده است. ملوان، شمسآذر و نساجی نیز پیش از این، در مقاطعی برخوردهایی با بازیکنان خاطی داشتهاند. اما فوتبال ایران هنوز با یک مشکل اساسی روبهروست؛ این برخوردها نباید موردی و وابسته به شجاعت یک مربی یا مدیر خاص باشند.
اگر بازیکن جوان به دلیل چند دقیقه تأخیر جریمه میشود، ستاره تیم نیز باید در صورت ارتکاب همان تخلف پاسخگو باشد. اگر یک بازیکن ذخیره به دلیل نافرمانی از تمرین کنار گذاشته میشود، بازیکن اصلی هم نمیتواند صرفاً به خاطر قیمت قراردادش مصونیت داشته باشد. در غیر این صورت، دیگر نمیتوان نام آن مجموعه … …



































































































































































