آقای زیدآبادی در یادداشتی درباره مواضع اخیر دکتر مؤمنی در قبال سیاستهای اقتصادی دولت آقای پزشکیان، نسبت به پیامدهای سیاسی این مواضع هشدار داده است. از نظر او، در شرایط حساس کنونی، سخنان مؤمنی ممکن است، آگاهانه یا ناخواسته، او را در کنار جریانهایی قرار دهد که در جهت تضعیف دولت حرکت میکنند.
زیدآبادی از همین منظر توصیه میکند اگر چنین جایگاهی انتخاب آگاهانه مؤمنی نیست، در انتخاب واژهها و نحوه نقد دولت احتیاط بیشتری به خرج دهد.
او همچنین وضعیت کشور را به حرکت بر روی «دریاچهای یخزده» تشبیه میکند و حمایت سیدمحمد خاتمی از پزشکیان را نشانهای از درک حساسیت شرایط و ضرورت حفظ ثبات دولت میداند.
اما مسئله را میتوان از منظر دیگری نیز طرح کرد. در چنین شرایطی، آنچه بیش از همه به احتیاط نیاز دارد، زبان منتقد است یا سیاستهایی که مستقیماً بر زندگی مردم اثر میگذارند؟
حذف ارز ترجیحی تصمیمی نیست که بتوان آن را صرفاً در چارچوب مناسبات سیاسی و ملاحظات مربوط به موقعیت دولت ارزیابی کرد. این سیاست مستقیماً با قیمت کالاهای اساسی و قدرت خرید مردم ارتباط دارد؛ آن هم در اقتصادی که سالهاست تورم، تحریم، کاهش قدرت خرید و عدم اطمینان، توان اقتصادی جامعه را فرسوده است و اکنون نگرانیهای ناشی از جنگ نیز بر آن افزوده شده است.
مسئله فقط این نیست که یک سیاست اقتصادی به لحاظ نظری چه مزیتی دارد. مسئله این است که جامعهای که سالها هزینه به اصطلاح جراحیهای اقتصادی را پرداخته، تا کجا میتواند تاب بیاورد.
وقتی فشار اقتصادی به تجربه مشترک بخش بزرگی از مردم تبدیل شده، هشدار دادن درباره پیامدهای یک سیاست امتحان پس داده نه اقدامی علیه دولت، بلکه بخشی از مسئولیت اجتماعی است. از این منظر، اینکه دکتر مؤمنی آگاهانه انتخاب کرده باشد در کدام جایگاه سیاسی قرار بگیرد، چندان موضوعیت ندارد.
گاهی این وضعیت است که آدم را انتخاب میکند. وقتی یک اقتصاددان با واقعیتهای اقتصادی جامعه مواجه است و سیاستی را میبیند که به باور او میتواند فشار بیشتری بر مردم وارد کند، طبیعی است که درباره آن هشدار بدهد. نمیتوان انتظار داشت صرفاً به این دلیل که سخنش ممکن است از نظر سیاسی برای دولت هزینه داشته باشد، سکوت کند. یا در انتخاب کلمات محتاط باشد.
مقایسه مؤمنی با عبدالملکی نیز چیزی به این موضوع اضافه نمیکند؛ بهویژه آنکه عبدالملکی خود در دولت پیشین در جایگاه سیاستگذاری و مدیریت اجرایی، در همان مجموعه سیاستهایی حضور داشت که با عنوان «جراحی اقتصادی» توجیه میشدند.
اگر استدلال مؤمنی نادرست است، باید به خود استدلال پاسخ داد؛ اگر درباره پیامدهای حذف ارز ترجیحی اشتباه میکند، باید خطای او را با داده و تحلیل نشان داد. قرار دادن منتقد در کنار مخالفان سیاسی دولت، جای پاسخ کارشناسی را نمیگیرد.
حمایت از دولت پزشکیان نیز البته قابل فهم است. کشور در شرایط دشواری قرار دارد و تضعیف دولت میتواند پیامدهای نامطلوبی داشته باشد. اما حمایت از دولت نباید به معنای مصون کردن سیاستهای آن از نقد باشد. دولتی که در چنین شرایطی مسئولیت اداره کشور را بر عهده گرفته، بیش از هر چیز به نقد جدی و صریح نیاز دارد؛ بهویژه درباره سیاستهایی که هزینه آنها مستقیماً به زندگی مردم منتقل میشود.
از این منظر، استناد به سخنان آقای خاتمی نیز کافی نیست. اینکه خاتمی از سیاستهای دولت حمایت میکند، میتواند نشانه نگرانی او از وضعیت کشور باشد. اما اگر قرار است این سخن را نشانه درک شرایط بدانیم، باید توجه کنیم که «شرایط کشور» فقط وضعیت دولت نیست. مردم نیز بخشی از همین کشورند و فشار اقتصادی واردشده بر آنها، خود یکی از عوامل تعیینکننده در ثبات یا عدم ثبات آینده است.
شاید بد نباشد توصیه به فروتنی و احتیاط فقط متوجه منتقدان نباشد. چهرههای سیاسی و رسانهای نیز باید مراقب باشند فاصلهشان با زندگی روزمره مردم، آنها را از دیدن عمق بحران دور نکند. برای مردمی که سالهاست هزینه تورم و سیاستهای اقتصادی مختلف را پرداختهاند، «شرایط حساس کشور» که زیدآبادی به درکش توصیه میکند؛ خودِ زندگی است.
انتهای پیام































































