قیمت طلا امروز




 روابط ایران و آمریکا

 سایت اعتماد آنلاین / ۲۹ دقیقه قبل

دو روایت از کنترل تنگه‌هرمز / ایران درست می‌گوید یا آمریکا؟

افشین زرگر، دانشیار روابط بین‌الملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره دو روایت ایران و امریکا از کنترل تنگه هرمز گفت: پرسش دقیق‌تر این نیست که کدام طرف تنگه را کنترل می‌کند، بلکه باید پرسید کدام بازیگر می‌تواند تردد دریایی بیشتری را با هزینه کمتر، ریسک پایین‌تر و برای مدت‌زمان طولانی‌تر تضمین کند.
 دو روایت از کنترل تنگه‌هرمز / ایران درست می‌گوید یا آمریکا؟
کد خبر: 787763 | ۱۴۰۵/۰۶/۰۲ ۰۹:۰۵:۲۱ اعتمادآنلاین |

افشین زرگر، دانشیار روابط بین‌الملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره دو روایت ایران و امریکا از کنترل تنگه هرمز گفت: پرسش دقیق‌تر این نیست که کدام طرف تنگه را کنترل می‌کند، بلکه باید پرسید کدام بازیگر می‌تواند تردد دریایی بیشتری را با هزینه کمتر، ریسک پایین‌تر و برای مدت‌زمان طولانی‌تر تضمین کند.از زاویه‌ای دیگر، مساله اصلی این است که کدام طرف توان افزایش یا کاهش هزینه عبور از این آبراه را دراختیار دارد. این کارشناس روابط بین‌الملل ادامه داد: امریکا می‌کوشد عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز را در مسیر موردنظر خود، با ریسک و هزینه کمتر و حجم تردد بیشتر، به‌ویژه در آب‌های نزدیک عمان، مدیریت کند. در مقابل، ایران نیز تلاش دارد تردد از مسیرهای مدنظرش و تحت نظارت بیشتر تهران انجام شود و همچنان از توان ایجاد اختلال در این مسیر برخوردار است.

زرگر در ادامه تاکید کرد: بنابراین، ادعای «کنترل مطلق» ازسوی امریکا، ازجمله تاکیدهای مکرر دونالد ترامپ، با واقعیت‌های جغرافیایی و نظامی منطقه همخوان نیست. ایران به ‌دلیل موقعیت ساحلی خود و توانمندی‌های نظامی و جغرافیایی‌اش، همچنان قدرت قابل‌توجهی برای ایجاد اختلال در تردد دریایی در تنگه هرمز دارد. او افزود: روایت‌ها در چنین شرایطی برای اثرگذاری بر افکار عمومی و واداشتن دیگران به پذیرش برداشت خاصی از واقعیت ساخته می‌شوند؛ از این رو، نباید آنها را معادل کنترل مطلق و حقوقی بر تنگه هرمز دانست. امریکا به دنبال مسیر جایگزین هرمز نیست/ ایران نباید برگ برنده‌اش را کم‌اثر کند

زرگر در پاسخ به پرسش دوم «اعتماد» درباره ایجاد خطوط جدید کشتیرانی در بستر تنگه هرمز و استفاده امریکا از کریدور جنوبی نیز خاطرنشان کرد: آنچه مطرح می‌شود، به معنای تعریف مسیر جایگزین برای تنگه هرمز نیست، بلکه ناظر به جابه‌جایی مسیرهای عبور در داخل همین تنگه، یعنی انتقال تردد از یک مختصات جغرافیایی به مختصات دیگر است، بنابراین تنگه هرمز کنار گذاشته نمی‌شود. او افزود: امریکا با آگاهی از اینکه در کوتاه‌مدت و حتی میان‌مدت امکان حذف کامل تنگه هرمز از چرخه انتقال انرژی و مبادلات منطقه‌ای وجود ندارد، می‌کوشد این آبراه را فعال نگه دارد و در عین حال، مسیرهای عبور را به‌گونه‌ای مدیریت کند که ریسک و هزینه کمتری داشته باشند. این کارشناس روابط بین‌الملل ادامه داد: در بلندمدت، ایجاد مسیرهای جایگزین امکان‌پذیر است؛ نه برای حذف تنگه هرمز، بلکه برای کاهش وضعیت انحصاری آن و کاستن از میزان وابستگی به این آبراه. در چنین سناریویی، اگر ایران یا هر بازیگر دیگری بخواهد در عبور و مرور دریایی اختلال ایجاد کند، کشورها بخشی از انتقال انرژی و کالا را از مسیرهای جایگزین انجام می‌دهند. به گفته این تحلیلگر روابط بین‌الملل پیش از بحران اخیر، حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از تنگه هرمز عبور می‌کرد. با این حال، در کوتاه‌مدت هیچ‌یک از مسیرهای موجود یا پیشنهادی توان جبران چنین حجمی از صادرات نفت و انتقال کالا را ندارند. خط لوله شرق-غرب عربستان که خلیج‌فارس را به دریای سرخ متصل می‌کند و خط لوله فجیره در امارات، ظرفیت کافی برای جایگزینی کامل با تنگه هرمز ندارند. او افزود: طرح‌هایی مانند مسیرهای انتقال نفت از عراق به ترکیه، اردن، سوریه یا عمان نیز در صورت اجرا، به سرمایه‌گذاری‌های سنگین و سال‌ها زمان نیاز دارند؛ ضمن آنکه با حساسیت‌ها و پیچیدگی‌های سیاسی و امنیتی متعددی روبه‌رو هستند. از منظری دیگر حذف کامل تنگه هرمز در بلندمدت نیز بعید است، اما کاهش وابستگی به آن ممکن خواهد بود. این موضوع برای ایران یک هشدار است؛ تهران می‌تواند از موقعیت تنگه هرمز به عنوان یک اهرم استفاده کند، اما نباید این اهرم را به‌گونه‌ای به کار گیرد که دیگران را به سرمایه‌گذاری گسترده برای بی‌اثرکردن آن سوق دهد و درنهایت به برگ کم‌اثر یا بی‌مصرف تبدیل شود. دیپلماسی در سایه فشار کمرنگ شده است

زرگر در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره چرایی تغییر رویکرد امریکا از رایزنی به سمت جنگ اقتصادی بی‌سابقه علیه ایران گفت: این رویکرد پدیده تازه‌ای نیست و در چارچوب الگوی چانه‌زنی دونالد ترامپ قرار می‌گیرد؛ الگویی که در آن، دیپلماسی در سایه فشار دنبال می‌شود. امریکا در سیاست خارجی برمبنای منطق هزینه-فایده (cost-benefit) عمل می‌کند؛ یعنی زمانی که هزینه فشار اقتصادی را کمتر از اقدام نظامی مستقیم ببیند، به سمت بهره‌گیری از سود (benefit) فشار اقتصادی حرکت می‌کند. او افزود: این کشور بر این باور است که با فشار بر صادرات نفت، شبکه‌های مالی، حمل ‌و نقل، خریداران نفت ایران و به‌ طور ویژه چین، می‌تواند قدرت چانه‌زنی خود را افزایش دهد.  به گفته زرگر، پس از ناکامی توافق موقت، امریکا به این جمع‌بندی رسیده که از مسیر مذاکره به امتیازات موردنظر خود نرسیده و به همین دلیل، فشار اقتصادی را تشدید می‌کند. این کارشناس روابط بین‌الملل ادامه داد: صادرات نفت همچنان مهم‌ترین منبع تامین درآمد ارزی ایران است؛ از این رو، امریکا آن را پاشنه‌آشیل تهران تلقی می‌کند و با تحریم شبکه فروش نفت، فشار بر حمل ‌و نقل دریایی، محدودسازی مبادلات مالی و هدف ‌گرفتن خریداران، در پی ایجاد محاصره‌ای سنگین علیه ایران است. هدف واشنگتن این است که بدون ورود به اقدام نظامی مستقیم، ایران را به پذیرش خواسته‌های خود وادار کند. زرگر تاکید کرد: موفقیت این سیاست، بیش از هر چیز به همراهی چین بستگی دارد؛ زیرا بخش عمده نفت صادراتی ایران به چین می‌رود، بنابراین واشنگتن می‌کوشد بانک‌ها، پالایشگاه‌ها، شرکت‌های بیمه و کشتیرانی چین را نیز زیر فشار قرار دهد تا مسیر خرید و انتقال نفت ایران دشوارتر شود، به همین دلیل ظاهرا ترامپ به این نتیجه رسیده که فشار نظامی به‌ تنهایی نمی‌تواند اهداف امریکا را محقق کند؛ بنابراین، ترکیبی از فشار نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی را به کار می‌گیرد. پیام این راهبرد به ایران روشن است؛ اگر تهران حاضر به مذاکره یا اعطای امتیاز نباشد، امریکا هزینه‌ها را افزایش می‌دهد تا موازنه چانه‌زنی را به سود خود تغییر دهد. گزینه‌های تهران

زرگر در پاسخ به بخش دوم پرسش پیشین مبنی بر واکنش تهران در مقابل این کارزار گفت: افزایش شدید فشارها لزوما به تغییر محاسبات ایران در جهت تسلیم منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. اگر تهران به این جمع‌بندی برسد که فشارها از حد مشخصی فراتر رفته، ممکن است به جای تعدیل مواضع برای کاهش فشار، بر مقاومت خود بیفزاید تا مانع تحمیل خواسته‌های امریکا شود. به همین دلیل، تشدید تحریم‌ها می‌تواند برای واشنگتن به «چاقویی دولبه» تبدیل شود. او افزود: واکنش ایران به چنین فشاری نمی‌تواند تک‌بعدی یا صرفا نظامی باشد. تهران می‌تواند یک راهبرد چندلایه را دنبال کند؛ استفاده از کانال‌های غیررسمی برای تداوم صادرات نفت، بهره‌گیری از شبکه‌های واسطه‌ای، حفظ مناسبات اقتصادی با شرکایی مانند چین، افزایش اتکا به درآمدهای غیرنفتی و مدیریت موثرتر فشارهای وارده بر مبادلات ارزی. زرگر در ادامه خاطرنشان کرد: ایران همچنان می‌تواند از تنگه هرمز به عنوان اهرم چانه‌زنی استفاده کند، اما نه با هدف انسداد کامل آن. بستن تنگه هرمز نه‌تنها کشورهای عربی منطقه را علیه ایران متحد می‌کند، بلکه می‌تواند چین و دیگر کشورهایی را که مواضع مساعدتری نسبت به تهران دارند نیز دلسرد کند و زمینه مشروعیت‌بخشی به شکل‌گیری ائتلافی بین‌المللی علیه ایران را فراهم آورد. او افزود: محور دیگر، استفاده از ظرفیت گروه‌های همسو در منطقه، از عراق و یمن تا لبنان، به عنوان ابزاری برای بازدارندگی غیرمستقیم است. ایران در کنار ابزارهای اقتصادی و سیاسی خود می‌تواند بر ظرفیت «محور مقاومت» نیز تکیه کند. این کارشناس روابط بین‌الملل تاکید کرد: باوجود همه فشارها، مذاکره نباید کنار گذاشته شود، زیرا دیپلماسی هیچ‌گاه به پایان نمی‌رسد. ایران برای کاهش فشار اقتصادی باید گفت‌وگوهای جدی‌تری را در سطح منطقه و از طریق کانال‌های غیرمستقیم پیگیری کند، شرکای منطقه‌ای و خریداران نفت خود را حفظ کند و تعامل با بازیگرانی را که می‌توانند در کاهش فشارها موثر باشند، گسترش دهد.  زرگر در پایان گفت: ایران به احتمال زیاد، همزمان مقاومت می‌کند، از ابزارهای منطقه‌ای خود بهره می‌گیرد و مسیر مذاکره غیرمستقیم را باز نگه می‌دارد. تهران در پی آن است که زیر بار فشار تسلیم نشود، اما در عین حال، از تداوم یک جنگ بی‌پایان نیز پرهیز کند و راهی برای کاهش سایه جنگ بیابد. عراق در دوراهی ایران و امریکا قرار دارد

زرگر در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر احتمال واکنش گروه‌های مقاومت بالاخص در عراق و یمن در صورت تشدید دوباره تنش‌ها میان ایران و امریکا گفت: وضعیت عراق در این شرایط بسیار پیچیده است، زیرا بغداد میان دو فشار متعارض قرار گرفته؛ از یک‌سو، نمی‌خواهد روابطش با امریکا به‌ طور کامل تخریب شود و ازسوی دیگر، مهار گروه‌های مقاومت می‌تواند هزینه‌های سنگینی در داخل عراق ایجاد کند. او افزود: امریکا و کشورهای غربی از دولت عراق انتظار دارند گروه‌های مقاومت را کنترل کند. در صورتی که بغداد نتواند یا نخواهد این مطالبه را محقق کند، احتمال افزایش تنش و رویارویی با امریکا بالا می‌رود؛ به ‌ویژه آنکه واشنگتن ابزارهای فشار قابل‌توجهی علیه عراق دراختیار دارد. در مقابل، اگر دولت عراق برای مهار گروه‌های مقاومت به ‌صورت سخت‌گیرانه عمل کند، خطر بروز بحران داخلی و حتی رویارویی با بخش مهمی از شبکه نیروهای شیعی و مقاومت در داخل کشور افزایش می‌یابد. ‌به گفته او، این وضعیت برای بغداد یک «معمای امنیتی» ایجاد کرده است، زیرا هر انتخاب دولت مرکزی می‌تواند هزینه‌های جدی داخلی یا خارجی به همراه داشته باشد.  زرگر در ادامه تاکید کرد: دولت عراق، مانند بسیاری از دولت‌های عربی منطقه، تمایلی به آغاز یک جنگ فراگیر ندارد؛ چراکه چنین جنگی می‌تواند بار دیگر منطقه را وارد دور تازه‌ای از بی‌ثباتی کند. با این حال، موقعیت عراق از بسیاری کشورهای عربی پیچیده‌تر است، زیرا بغداد خود را در کانون بالقوه بحران می‌بیند و هر تشدید تنش منطقه‌ای می‌تواند مستقیما امنیت داخلی و ثبات سیاسی آن را تحت‌تاثیر قرار دهد. تلاش واشنگتن برای ائتلاف‌سازی بی‌نتیجه است

زرگر در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» درباره میزان اثربخشی تلاش امریکا و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس برای ایجاد ائتلاف‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای علیه ایران گفت: این راهبرد ممکن است در بعد نظامی به دستاوردهایی محدود برسد، اما از نظر سیاسی و راهبردی با محدودیت‌های جدی مواجه است و بعید است موفقیت چشمگیری داشته باشد. او افزود: اختلاف‌های درونی میان کشورهای عربی منطقه، مانع مهمی در برابر شکل‌گیری یک محور منسجم است. برای نمونه، میان عربستان‌سعودی و امارات درباره پرونده یمن اختلاف‌نظرهای جدی وجود دارد. این شکاف‌ها سبب می‌شود همراهی کشورهای منطقه با امریکا، به شکل یک ائتلاف راهبردی و یکپارچه علیه ایران درنیاید. این کارشناس روابط بین‌الملل ادامه داد: بسیاری از کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس، ازجمله عربستان، قطر، کویت، بحرین و امارات، ایران را در سطح ادراکی و هویتی یک تهدید تلقی می‌کنند. این برداشت برمبنای یک نگاه constructivism یا سازه‌انگارانه شکل گرفته، اما به این معنا نیست که این کشورها حاضر باشند وارد مسیری شوند که به جنگی تمام‌عیار با ایران بینجامد، چراکه اقتصاد این کشورها به ثبات منطقه‌ای وابسته است. برنامه‌های جذب سرمایه‌گذاری خارجی، توسعه گردشگری و تداوم فعالیت‌های اقتصادی آنها بدون امنیت و ثبات منطقه‌ای با مشکل روبه‌رو می‌شود، به همین دلیل آنها از ورود به الگوهای تنش‌زایی که احتمال جنگ فراگیر را افزایش می‌دهد، پرهیز خواهند کرد. به باور زرگر، کشورهای منطقه احتمالا در سطح اطلاعاتی، لجستیکی و دفاعی با امریکا همکاری می‌کنند؛ ازجمله تبادل اطلاعات، ارایه تسهیلات پایگاهی، کمک‌های لجستیکی، همکاری در حوزه پدافند هوایی و حفاظت از کشتیرانی. با این حال، به باور من، آنها به سوی تشکیل ائتلافی که نقش بازوی منطقه‌ای امریکا و غرب را در جنگ نیابتی علیه ایران ایفا کند، حرکت نخواهند کرد، زیرا هزینه‌های چنین رویکردی برای آنها به‌مراتب بیشتر از منافع احتمالی آن است. اخبار مرتبط روبیو: درباره تنگه هرمز پیشرفت داشتیم اما هنوز به توافق نهایی نرسیدیم غریب‌آبادی: ما هیچ تقاضایی برای مذاکره با آمریکا در ۱۵ روز گذشته نداشته‌ایم







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026