«ما مشکلات زیادی داریم؛ تورم، مسائل اقتصادی، اشتغال و مشکلات بسیار دیگری وجود دارد.»
رئیسجمهور با این جملات، در واقع از حجم عظیم چالشهایی میگوید که لایههای مختلف جامعه را درگیر کرده است. وقتی تورم و بیکاری به عنوان ریشههای اصلی ذکر میشوند، یعنی فشار اصلی بر هسته مرکزی جامعه یعنی طبقه متوسط و پایین است. این وضعیت باعث ایجاد نوعی ناامنی روانی در میان خانوادهها میشود که همواره با ترس از فردا و از دست رفتن قدرت خرید مواجهاند. بحران سوخت و کاهش درآمد؛ چرخهای از تنگی معیشت
«اکنون مسیر بسته است و کالا وارد نمیشود. یکی از این کالاها بنزین است. درآمد ما هم کاهش یافته؛ یعنی علاوه بر بنزینی که تولید میکنیم، باید بنزین بخریم.»
این بخش از سخنان، به یکی از حساسترین نقاط اقتصاد اشاره دارد. وابستگی به واردات سوخت در حالی که درآمد ارزی کاهش یافته، یعنی کشور در یک تله مالی گرفتار شده است. برای جامعه، این یعنی افزایش هزینههای جانبی؛ از حملونقل گرفته تا قیمت تمامشده کالاهای اساسی که در نهایت به افزایش قیمتها در بازار ختم میشود. هشدار افزایش قیمت سوخت و محدودیتهای حمایتی
«بنزین را به 10 هزار تومان افزایش خواهیم داد؛ مبلغ کالابرگ را نمیتوانیم زیاد کنیم.» …





























































