وقتی گرانی، تقاضا را از بازار بیرون میراند
مشکل اصلی از جایی آغاز میشود که افزایش هزینه تولید با کاهش قدرت خرید مصرفکننده همزمان میشود. موتورسیکلت قرار بود وسیلهای اقتصادی برای جابهجایی باشد، اما رشد قیمتها آن را برای بخشی از مشتریان به کالایی دستنیافتنی تبدیل کرده است. نتیجه نیز روشن است: مصرفکننده خرید موتورسیکلت نو را به تعویق میاندازد و به سمت بازار دستدوم، تعمیر و بازسازی وسیله فعلی خود میرود. گزارشهای بازار نیز از همین تغییر رفتار حکایت دارند. در این میان، مسئله «گرانی بیدلیل» باید با دقت بیشتری بررسی شود. همه افزایش قیمتها ناشی از سودجویی تولیدکننده نیست؛ اما این موضوع نباید به معنای پذیرش هر قیمتی در بازار باشد. وقتی زنجیره تأمین شفاف نباشد و مصرفکننده نداند چه سهمی از قیمت نهایی مربوط به ارز، قطعه، حمل، مالیات، هزینه تولید و چه سهمی مربوط به حاشیه سود است، زمینه برای شکلگیری قیمتهای غیرشفاف فراهم میشود. صنعت نیازمند شفافیت، نه قیمتگذاری دستوریراه حل بازار موتورسیکلت، صرفاً سرکوب قیمت نیست. قیمتگذاری دستوری در بازاری که بخش قابل توجهی از هزینههای آن به نرخ ارز و واردات قطعه وابسته است، میتواند حتی به کاهش عرضه و افت کیفیت منجر شود. از سوی دیگر، رها کردن بازار بدون شفافیت نیز میتواند مصرفکننده را قربانی کند.آنچه صنعت موتورسیکلت نیاز دارد، ثبات در سیاست ارزی، تسهیل تأمین قطعات، کاهش هزینههای لجستیکی، توسعه واقعی داخلیسازی و شفاف شدن ساختار قیمت تمامشده است. اگر قرار است موتورسیکلت دوباره به وسیلهای برای حملونقل اقتصادی تبدیل شود، باید هزینه تولید کاهش یابد، نه اینکه فقط از تولیدکننده خواسته شود ارزانتر بفروشد. گرانی موتورسیکلت فقط یک مسئله مربوط به یک کالا نیست؛ نشانهای از مشکلات بزرگتر زنجیره تولید است. وقتی ارز بیثبات، واردات دشوار، حملونقل پرهزینه و قدرت خرید خانوارها ضعیف میشود، حتی کالایی که زمانی گزینه اقتصادی محسوب میشد نیز از دسترس مردم خارج خواهد شد. مسئله امروز بازار موتورسیکلت، فقط «گران شدن موتور» نیست؛ مسئله این است که چرا تولید ارزانتر نمیشود و چرا مصرفکننده باید هزینه تمام ناکارآمدیهای زنجیره تولید را یکجا پرداخت کند.















































