اسماعیل سقاب اصفهانی در اظهاراتی که طی روزهای اخیر بازتاب گسترده ای داشته، صراحتاً گفته است که «هر دو جناح» در قاچاق سوخت منافع دارند و اگر بخواهد جلوی این وضعیت را بگیرد، شیشه هایش را خرد می کنند. او البته پس از واکنش ها توضیح داده که منظورش الزاماً عضویت رسمی همه افراد در جریان های سیاسی نیست و ممکن است افرادی برای کسب منافع، خود را در پوشش جناح ها و جریان های مختلف قرار داده باشند.
این توضیح، شاید دامنه سیاسی سخنان اولیه را تعدیل کند، اما سؤال اصلی را از بین نمی برد؛ بلکه آن را جدی تر می کند.
اگر منظور معاون رئیس جمهور وجود شبکه هایی است که برای کسب منفعت، خود را پشت پوشش های سیاسی و جناحی پنهان کرده اند، این شبکه ها چه کسانی هستند؟ در کدام حلقه از زنجیره تولید، حمل، توزیع، تخصیص و صادرات یا خروج غیرقانونی سوخت فعالیت می کنند؟ چه کسانی از «الگوی تخصیص» و «امضاهای طلایی» بهره می برند که خود آقای سقاب اصفهانی از ضرورت اصلاح آن سخن می گوید؟
دولت نمی تواند از یک سو از وجود منافعی قدرتمند در قاچاق سوخت سخن بگوید و از سوی دیگر، شهروندان را تنها مخاطب صرفه جویی، کاهش مصرف و احتمالاً کاهش سهمیه قرار دهد. اگر مسئله به گفته یک مقام ارشد دولت، یک پدیده قارچ گونه نیست که با برخورد موردی حل شود، پس پیش از هر تصمیمی که مستقیماً سفره و زندگی مردم را تحت تأثیر قرار می دهد، باید روشن شود ریشه این شبکه کجاست و چرا تاکنون دست نخورده باقی مانده است. بحران بنزین؛ آمارها از چه می گویند؟
هم زمان با بالا گرفتن بحث اصلاح سیاست های بنزینی، آمارهای رسمی و اظهارات مسئولان از شدت گرفتن فشار بر شبکه تأمین سوخت حکایت دارد. …






































































































