غلامرضا کریمی، دانشیار روابط بینالملل دانشگاه خوارزمی، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره شرایط حاکم و پارادوکسیکال حاکم بر تنگه هرمز گفت: در منازعات پیچیده ژئوپلیتیکی، روایتهای متضاد تنها ابزار «جنگ روانی» نیستند، بلکه میتوانند بازتاب واقعیتی میدانی باشند که هر بازیگر تنها بخشی از آن را دراختیار دارد. حال براساس تصویری که از وضعیت کنونی تنگه وجود دارد، امریکا پس از یک کارزار نظامی دو هفتهای با تمرکز بر تخریب سامانههای راداری و نظارت دریایی ایران، تلاش کرده کشتیها از بخش جنوبی تنگه عبور کنند.
به گزارش اعتماد، به گفته کریمی، هر شب تعدادی نفتکش از این مسیر عبور میکنند و میزان این تردد ممکن است به حدود نیمی از حجم پیش از جنگ نزدیک شده باشد. تقابل در مدیریت هرمز
این استاد روابط بینالملل ادامه داد: ایران همچنان بر «کریدور شمالی» کنترل دارد و میتواند برای تردد در مسیر جنوبی نیز چالشهای جدی ایجاد کند، از همین رو امریکا برای کاهش آسیبپذیری انتقال نفت، در برخی موارد محمولهها را با کشتیهای کوچکتر از تنگه خارج میکند و سپس به نفتکشهای بزرگتر منتقل میسازد. در مقابل ایران نیز در برخی شبها با پهپاد و موشک، کشتیهایی را که بدون نظارت ایران از مسیر جنوبی عبور میکنند، هدف قرار میدهد، به همین دلیل واشنگتن به طور مستمر از تضمین «عبور امن کشتیها» سخن میگوید، چراکه با وجود فشارهای امریکا، ظرفیت نظارت ایران بر کریدور جنوبی تا حدی محدود شده، اما تفاوت چشمگیری میان حجم تردد فعلی و وضعیت پیش از جنگ وجود دارد؛ زمانی که روزانه حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ کشتی از تنگه عبور میکردند.
کریمی تاکید کرد: وضعیت فعلی را باید «بنبست فعال» توصیف کرد . ایران کنترل مسیر شمالی و اهرم تهدید موثر تردد را حفظ کرده و با حملات پهپادی و موشکی، هزینه عبور از تنگه را افزایش داده است. امریکا هم تلاش میکند تعدادی کشتی روزانه از هرمز تردد کنند. با این حال، به دلیل «تسلط جغرافیایی» ایران، مدیریت تهران از این آبراه راهبردی جامعتر و کاملتر است. هرمز درکوتاهمدت جایگزین ندارد
غلامرضا کریمی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر ایجاد کریدورهای جدید و امکان تعریف مسیرهای جایگزین در صورت مسدود ماندن هرمز نیز خاطرنشان کرد: باید میان «مدیریت موقت بحران» و ایجاد زیرساختهای جایگزین پایدار تفاوت گذاشت، زیرا این دو از نظر زمانبندی، هزینه و الزامات سیاسی، یکسان نیستند. اقداماتی که در هفتههای اخیر انجام شده و ترامپ از آن به عنوان کنترل تنگه هرمز یاد میکند، بیشتر تلاشی برای حفظ محدود جریان نفت در کوتاهمدت است.امریکا با ایجاد یک کریدور در مسیر جنوبی، میکوشد فشار ناشی از افزایش قیمت انرژی را کنترل کند، اما این به معنای ایجاد یک مسیر پایدار نیست.
این کارشناس روابط بینالملل ادامه داد: این راهکار به حضور نظامی امریکا در منطقه وابسته است، هزینه عملیاتی داشته و ریسک درگیری مستقیم با ایران را به همراه دارد.
به گفته این استاد دانشگاه، فشارهای امریکا حتی روند توافق احتمالی ایران و عمان را نیز در هالهای از ابهام قرار داده و نگرانیهایی درباره احتمال گسترش تنش در محدوده تحت کنترل عمان در تنگه هرمز به وجود آورده است.
کریمی در تشریح مسیرهای جایگزین گفت: ایجاد شبکههای پایدار برای دورزدن تنگه هرمز، مسالهای بلندمدت است. در حال حاضر، خط لوله شرق-غرب عربستان که میدانهای نفتی شرق این کشور را به بندر ینبع در دریای سرخ متصل میکند، حدود ۱۲۰۰ کیلومتر طول و ظرفیت انتقال تقریبی ۷ میلیون بشکه نفت در روز دارد. خط لوله «حبشان- فجیره» در امارات نیز ظرفیت روزانه حدود ۱.۸ میلیون بشکه دارد. حال حتی اگر این دو خط لوله با حداکثر ظرفیت فعالیت کنند، مجموع ظرفیت آنها برای دور زدن تنگه هرمز به حدود ۸ تا ۹ میلیون بشکه در روز میرسد، درحالی که ظرفیت معمول عبور نفت از تنگه هرمز روزانه بین ۱۷ تا ۲۱ میلیون بشکه است. بنابراین، میان ظرفیت موجود و نیاز واقعی بازار انرژی فاصله قابلتوجهی وجود دارد. کریمی در ادامه این مصاحبه گفت: کشورهای منطقه در سالهای اخیر انگیزه بیشتری برای توسعه خطوط لوله جایگزین پیدا کردهاند و چند پروژه در عربستان، امارات و عراق در مرحله مطالعه یا اجراست. با این حال، اجرای این پروژهها زمانبر است و حتی در افق سال ۲۰۲۸ نیز ظرفیت آنها فقط میتواند بخشی از نیاز عبوری از تنگه را پوشش دهد.
او در پایان تاکید کرد: ایجاد یک شبکه مکمل از کریدورهای دریایی تحت حمایت نظامی امریکا و خطوط لوله زمینی، نمیتواند در کوتاهمدت تنگه هرمز را از معادلات انرژی جهان خارج کند. «تا زمانی که هزینه، زمان و مسائل امنیتی پروژههای جایگزین حل نشود، تنگه هرمز مرکز ثقل ژئوپلیتیک انرژی جهانی باقی خواهد ماند.» چرایی تغییر راهبرد ترامپ
کریمی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره چرایی پایان رایزنیها و رویآوردن ترامپ به تشدید «فشار حداکثری» خاطرنشان کرد: تغییر رویکرد واشنگتن حاصل مجموعهای از عوامل ساختاری، میدانی و سیاسی است و میتوان آن را نقطه عطفی در چرخه تشدید تنش میان ایران و امریکا در دو ماه اخیر دانست.
این عضو هیات علمی افزود: نخستین عامل، «بنبست مذاکرات» است. با وجود امضای تفاهمنامه اسلامآباد در ۲۸ خرداد و تعیین یک بازه ۶۰ روزه برای گفتوگو، این دوره بدون پیشرفت عملی پایان یافت. به گفته کریمی، اختلافنظرهای داخلی در ایران و مطالبات فزاینده امریکا، فرصتهای اجرای این تفاهم را محدود کرد و درنتیجه ترامپ به نمایندگان خود دستور داد گفتوگو با ایران را متوقف کنند و فشار اقتصادی را افزایش دهند.
این کارشناس روابط بینالملل ادامه داد: نگرانی امریکا از توافق احتمالی ایران و عمان بر سر مدیریت تردد در تنگه هرمز، عامل دیگر تشدید ناامیدی بود. واشنگتن نگران بود که چنین توافقی کنترل ایران بر تنگه را تثبیت و یکی از اهرمهای فشار امریکا را کاهش دهد.کریمی دومین عامل را «محدودیت گزینه نظامی» دانست و گفت: جنگ برای ارتش امریکا هزینهزا است و بنابر برآوردها، بخش قابلتوجهی از ذخایر موشکهای سامانه دفاع موشکی «تاد» و موشکهای رهگیر «پاتریوت» مصرف شده است. امریکا علاوه بر نیاز به تامین مهمات برای تداوم رویارویی با ایران، باید آمادگی خود را برای بحرانهایی مانند تنش احتمالی با چین بر سر تایوان نیز حفظ کند، بنابراین فرسایشی شدن جنگ میتواند توان بازدارندگی امریکا را کاهش داده و ترامپ را از تشدید نظامی بحران دور کند.
او عامل سوم را «محاسبات داخلی امریکا» عنوان کرد و افزود: با نزدیکشدن انتخابات میاندورهای کنگره در آبانماه و کاهش محبوبیت ترامپ، کاخ سفید تلاش میکند تصویری قاطع اما کمهزینه از خود ارایه دهد.
کریمی در ادامه گفت: چهارمین عامل، ناکامی امریکا در ایجاد «ائتلاف بینالمللی پایدار» علیه ایران است. کشورهایی مانند ژاپن و کرهجنوبی، ترامپ را بازیگری معاملهمحور و فاقد راهبرد بلندمدت میبینند و نگرانند که او با توافقی ناگهانی با ایران، متحدان خود را در میانه مسیر رها کند و هزینههای تقابل با تهران را بر دوش آنها بگذارد، بنابراین تغییر راهبرد ترامپ، بیش از آنکه نشانه دستیابی امریکا به موقعیتی برتر باشد، یک «عقبنشینی تاکتیکی» از گزینه نظامی است، زیرا نه جنگ به پیروزی موردنظر واشنگتن رسیده، نه مذاکره و توافق پیش رفته و نه اجماع بینالمللی علیه ایران شکل گرفته است. امریکا در چنین شرایطی «جنگ اقتصادی» را به عنوان آخرین ابزار فشار انتخاب کرده است، اما این مسیر نیز با ریسک همراه است. واکنش چندلایه و فعال ایران
کریمی در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره واکنش تهران به تشدید کارزار اقتصادی واشنگتن گفت: ایران در برابر فشارهای امریکا، «راهبردی چندلایه و فعال» را دنبال میکند که بر تجربه چهار دهه مواجهه با تحریمها استوار است.
این استاد دانشگاه افزود: در حوزه دیپلماسی و حقوقی، تهران بر بازگشت به «تفاهمنامه اسلامآباد» و فعالشدن گفتوگوها تاکید دارد بدین معنا که رییسجمهور پیگیر این موضوع است و شورای عالی امنیت ملی نیز از این مسیر حمایت کرده است. درنتیجه، نوعی اجماع داخلی برای پیگیری مذاکره و دیپلماسی در حال شکلگیری است.از منظری دیگر ایران همزمان از ظرفیتهای همکاری با چین و روسیه، عضویت در «بریکس» و سازمان همکاری شانگهای برای شکلدادن به سازوکارهای موازی با نظام مالی غرب استفاده میکند تا وابستگی به دلار را کاهش دهد.
به باور کریمی در سطح منطقهای نیز گسترش همکاریهای اقتصادی با عراق، ترکیه و پاکستان دنبال میشود تا مسیرهای جایگزین برای تامین کالاهای اساسی و حفظ مبادلات تجاری شکل بگیرد. حفظ مسیرهای زمینی و دریایی و استفاده از ظرفیتهایی مانند بندر چابهار و «کریدور شمال-جنوب»، از دیگر محورهای این دیپلماسی اقتصادی است تا تجارت ایران کمتر تحت تاثیر تحریمهای امریکا قرار گیرد. در داخل نیز بازنگری در سیاستهای ارزی و تجاری برای کاهش اثر تحریمهای جدید بر زندگی مردم در دستور کار قرار دارد. در همین راستا در هفتههای اخیر جریان تازهای با حمایت رییسجمهور، رییس مجلس و گروههای سیاسی شکل گرفته که بر تقویت «گفتوگو و دیپلماسی» و بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد تاکید دارد. اعتماد؛ حلقه مفقوده ائتلافسازیهای امریکایی
غلامرضا کریمی در پاسخ به سوال دیگر «اعتماد» درباره میزان اثربخشی تلاش امریکا و کشورهای حاشیه خلیجفارس برای ایجاد ائتلافهای منطقهای و فرامنطقهای علیه ایران گفت: واشنگتن در سطح اعلامی و سیاسی توانسته تصویری از «اجماعسازی» ارایه کند، اما در سطح عملیاتی و راهبردی با موانع عمیق و ساختاری مواجه است. بدین معنا که میان آنچه در بیانیهها و توافقهای رسمی منعکس میشود و واقعیت میدانی و محاسبات درونی بازیگران منطقهای، تفاوت معناداری وجود دارد. امریکا در ظاهر شبکهای امنیتی با مشارکت کشورهای شورای همکاری خلیجفارس، تقویت محور نظامی امارات و اسراییل و ابتکارهایی مانند «پیمان دفاعی مکه» ایجاد کرده، اما این هماهنگی ظاهری لزوما به معنای شکلگیری ائتلافی منسجم و عملیاتی علیه ایران نیست.
این کارشناس روابط بینالملل ادامه داد: روندهای موجود بیش از هر چیز نشاندهنده «افول اعتماد به تضمینهای امنیتی امریکا» است. کشورهای منطقه نسبت به کارآمدی چتر امنیتی واشنگتن تردید دارند و میزبانی پایگاههای امریکا در قطر، کویت و بحرین نیز بیش از گذشته به موضوعی حساس و محل پرسش تبدیل شده است.
کریمی در ادامه تاکید کرد: «پیمان مکه» ضرورتا علیه ایران تعریف نشده است. این پیمان میتواند واکنشی به شکافها و رقابتهای درون جهان عرب، ازجمله نگرانی برخی بازیگران از نزدیکی امارات و اسراییل نیز تلقی شود.
او از شکلگیری محورهایی با ترکیب عربستان، قطر، مصر، ترکیه و پاکستان در برابر محور امارات و اسراییل سخن گفت و افزود: همین شکافها، آسیبپذیری ذاتی ائتلافهای مورد حمایت امریکا را افزایش میدهد.
این تحلیلگر در ادامه گفت: ایران نیز با برخورداری از شبکهای از بازیگران همسو و غیردولتی، ازجمله حوثیها و گروههای عراقی، توانسته هزینههای نظامی و اقتصادی امریکا را افزایش دهد، بنابراین مجموعه این عوامل نشان میدهد شرایط منطقه دقیقا مطابق محاسبات و اهداف امریکا پیش نمیرود و ائتلافسازی علیه ایران با محدودیتهای جدی مواجه است. دیپلماسی پیش دستانه ایران
غلامرضا کریمی، دانشیار و کارشناس روابط بینالملل، در پاسخ به پرسش نهایی «اعتماد» درباره هدف سفر محمدباقر قالیباف به عراق در بازه زمانی کنونی که شکافها میان دولت مرکزی و گروههای مقاومت به ادعای رسانهها نمایان شده، گفت: این سفر را باید نوعی «عملیات دیپلماتیک پیشدستانه» دانست که ایران با آگاهی از تغییر موازنه قدرت در عراق و نزدیکشدن ضربالاجل خروج نیروهای امریکایی، برای پیگیری همزمان چند هدف راهبردی انجام داده است.
کریمی افزود: نخستین هدف از سفر قالیباف، مهار تنش میان گروههای همپیمان ایران و دولت عراق است تا از شکلگیری بحرانی داخلی در این کشور که میتواند به زیان ایران باشد، جلوگیری شود. هدف دوم، تثبیت جایگاه ایران به عنوان «شریک امنیتی و اقتصادی غیرقابل جایگزین» برای بغداد، در برابر تلاش امریکا برای کاهش نفوذ تهران است. هدف سوم نیز ایجاد چارچوبی تازه برای همکاریهای امنیتی دوجانبه است که بتواند تا اندازهای نقش امریکا در تامین امنیت عراق را جبران کند.
این کارشناس روابط بینالملل ادامه داد: تهران عراق را صرفا میدان رقابت نیابتی نمیبیند، بلکه آن را عرصهای تعیینکننده برای حفظ راهبرد منطقهای خود در برابر فشار حداکثری اقتصادی امریکا میداند. از این رو، ایران میکوشد روابط خود با بغداد را در همه سطوح سیاسی، امنیتی و اقتصادی استمرار دهد.کریمی تاکید کرد: سفر قالیباف در مقطعی حساس از تشدید رقابت ایران و امریکا انجام شد و همزمانی آن با تحولاتی مانند حمله پهپادی به دفتر نخستوزیر اقلیم کردستان در اربیل، بر حساسیت آن افزود. با این حال، محور اصلی سفر، مدیریت تنش فزاینده میان گروههای نزدیک به ایران و دولت مرکزی عراق بود. این استاد دانشگاه افزود: در شرایط کنونی دولت عراق به دنبال «انحصار سلاح در دست دولت» و ادغام یا خلع سلاح گروههای مسلح است و ایران نیز از اصل این رویکرد حمایت کرده؛ اما همزمان به گروههای مقاومت پیام داده که این مساله نباید به تقابل مستقیم با دولت بغداد یا استفاده از سلاح علیه آن منجر شود. اخبار مرتبط شوک در تنگه هرمز/ قیمت اجاره نفتکشها ۲۰ برابر شد و به روزی ۵۰۰ هزار دلار رسید بریتانیا: صدای دو انفجار از یک نفتکش هنگام عبور از تنگه هرمز در نزدیکی عمان شنیده شد
















































































































