قیمت طلا امروز




 ساختمان

 سایت جوان آنلاین / ۱ ساعت قبل

زندگی زیر گنبد‌های فیروزه‌ای

مسجد برای بسیاری از ما فقط یک ساختمان با گنبد فیروزه‌ای و محراب نیست؛ بخشی از خاطرات محله است. جایی که آدم‌ها یکدیگر را می‌دیدند، از حال هم باخبر می‌شدند
 زندگی زیر گنبد‌های فیروزه‌ای

جوان آنلاین: مسجد برای بسیاری از ما فقط یک ساختمان با گنبد فیروزه‌ای و محراب نیست؛ بخشی از خاطرات محله است. جایی که آدم‌ها یکدیگر را می‌دیدند، از حال هم باخبر می‌شدند، در شادی و غم هم شریک می‌شدند و گاهی برای ساده‌ترین مسائل زندگی، راهی برای کمک به یکدیگر پیدا می‌کردند. برای خیلی‌ها، مسجد همان جایی بود که نخستین دوستانشان را پیدا کردند، در یک اردوی چندروزه شرکت کردند، فوتبال بازی کردند، در یک برنامه فرهنگی مسئولیتی برعهده گرفتند یا برای نخستین بار فهمیدند که می‌توانند برای محله و آدم‌های اطرافشان کاری انجام دهند، اما رابطه بخشی از نوجوانان و جوانان امروز با مسجد دیگر به سادگی گذشته نیست. نوجوانی که بخش بزرگی از روز خود را در فضای مجازی می‌گذراند، با صد‌ها نوع سرگرمی و محتوای فرهنگی روبه‌روست و می‌تواند در چند ثانیه با دوستانش در هر نقطه‌ای از شهر یا حتی دنیا ارتباط برقرار کند، طبیعی است که با مسجدی ارتباط بیشتری برقرار کند که بتواند بخشی از نیاز‌های واقعی او را بشناسد و پاسخ دهد. 

مسئله شاید این نباشد که چگونه نوجوان را به مسجد «بکشانیم». سؤال مهم‌تر این است که چگونه مسجد را دوباره به جایی تبدیل کنیم که نوجوان دلش بخواهد در آن حضور داشته باشد. این تفاوت کوچکی نیست. اجبار ممکن است حضور ایجاد کند، اما تعلق ایجاد نمی‌کند. آنچه نسل نوجوان و جوان امروز نیاز دارد، تجربه‌ای از مسجد است که در آن هم معنویت وجود داشته باشد، هم دوستی، هم نشاط، هم یادگیری، هم گفت‌و‌گو و هم احساس مفید بودن. 

مسجد می‌تواند یکی از مهم‌ترین فضا‌های عمومی هر محله باشد؛ فضایی که در آن گروه‌های مختلف اجتماعی کنار هم قرار می‌گیرند و فرصتی برای ارتباط میان نسل‌ها شکل می‌گیرد، اما برای رسیدن به چنین نقشی، مسجد نباید فقط در ساعت‌های برگزاری نماز فعال باشد. مسجد زنده، مسجدی است که زندگی در آن جریان دارد. 

این زندگی می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد؛ از یک کلاس آموزشی و مسابقه ورزشی گرفته تا نمایش فیلم، کتابخوانی، کارگاه مهارت‌های زندگی، آموزش هنر، فعالیت‌های داوطلبانه، اردو‌های فرهنگی و تفریحی و حتی یک دورهمی ساده برای گفت‌و‌گو درباره دغدغه‌های نوجوانان. 

در چنین نگاهی، فعالیت فرهنگی و تفریحی رقیب فعالیت دینی نیست، می‌تواند پلی برای رسیدن به آن باشد. نوجوانی که برای یک برنامه ورزشی وارد مسجد می‌شود، شاید در همانجا با یک دوست جدید آشنا شود. جوانی که برای یک کارگاه فیلمسازی آمده، شاید در یک فعالیت اجتماعی محله مشارکت کند. دختری که برای کتابخوانی به مسجد می‌آید، ممکن است بعد‌ها خودش برگزارکننده یک برنامه فرهنگی شود. گاهی یک رابطه عمیق با یک مکان، از یک اتفاق بسیار ساده آغاز می‌شود. 

تابستان از این منظر یک فرصت کم‌نظیر است. تعطیلی مدارس، افزایش اوقات فراغت و فاصله گرفتن نوجوانان از برنامه روزمره مدرسه، زمان بیشتری در اختیار خانواده‌ها و مراکز فرهنگی قرار می‌دهد، اما اوقات فراغت اگر درست مدیریت نشود، خیلی زود به «وقت تلف‌شده» تبدیل می‌شود. امروز یک نوجوان می‌تواند ساعت‌ها در فضای مجازی بماند، بازی کند، ویدئو ببیند و با دیگران ارتباط داشته باشد، بدون اینکه حتی از اتاقش خارج شود. فناوری بخشی از زندگی اوست و قرار نیست با توصیه و نصیحت از این واقعیت عبور کنیم. مسئله این است که در کنار دنیای مجازی، چه تجربه واقعی و جذابی برای او می‌سازیم. اینجا مسجد می‌تواند یک فرصت جدی باشد. 

یک حیاط برای ورزش، یک اتاق برای فعالیت فرهنگی، چند مربی خوش‌برخورد، یک کتابخانه کوچک و چند جوان داوطلب، می‌تواند شروع یک برنامه تابستانی موفق باشد. قرار نیست همه مساجد امکانات یکسانی داشته باشند. گاهی آنچه یک نوجوان را جذب می‌کند، نه تجهیزات گرانقیمت، بلکه احساس دیده شدن و پذیرفته شدن است. مسجدی که در تابستان برای نوجوانان برنامه دارد، در واقع فقط اوقات فراغت آنها را پر نمی‌کند؛ بخشی از سبک زندگی آنان را شکل می‌دهد. 

نوجوان باید مسجد را با خاطره خوب به یاد بیاورد. این شاید یکی از مهم‌ترین اصول ارتباط نسل جدید با مسجد باشد. نمی‌توان انتظار داشت نوجوانی که تجربه‌ای سرد، رسمی یا سرشار از محدودیت از یک محیط دارد، به شکل طبیعی به آن احساس تعلق پیدا کند. 

برای نزدیک‌شدن نوجوان به مسجد، شاید بهتر باشد ابتدا تجربه‌ای خوب از حضور در آن برایش ساخته شود. نوجوانی که در مسجد دوست پیدا می‌کند، در یک اردوی خوب شرکت می‌کند، مربی‌ای دارد که حرفش را می‌شنود، در یک مسابقه ورزشی هیجان‌انگیز حضور پیدا می‌کند یا برای برگزاری یک برنامه مسئولیت می‌گیرد، مسجد را دیگر فقط به عنوان یک مکان نمی‌بیند. مسجد تبدیل به بخشی از زندگی اجتماعی او می‌شود. 

در این میان، رفتار بزرگسالان اهمیت زیادی دارد. گاهی یک برخورد ساده می‌تواند نوجوانی را به مسجد نزدیک یا از آن دور کند. نوجوان به سرعت متوجه می‌شود که آیا واقعا برای حضورش ارزش قائلند یا فقط قرار است مخاطب یک برنامه از پیش تعیین‌شده باشد. مسجدی که نوجوان در آن احساس کند «خودش» است، شانس بیشتری برای ساختن یک رابطه ماندگار با او دارد. 

یکی از مهم‌ترین تغییرات مورد نیاز، شاید تغییر در شیوه مواجهه با نوجوان باشد. اگر قرار است برای نوجوان برنامه‌ریزی کنیم، باید بخشی از این برنامه‌ریزی را با خود او انجام دهیم. از او بپرسیم چه چیزی دوست دارد یاد بگیرد، چه ورزشی را دوست دارد، چه کتابی می‌خواند، چه چیزی در فضای مجازی توجهش را جلب می‌کند، چه دغدغه‌ای دارد و حتی چه چیزی در یک محیط فرهنگی باعث می‌شود احساس راحتی نکند. این گفت‌و‌گو‌ها ممکن است پاسخ‌هایی داشته باشد که برای بزرگسالان غیرمنتظره باشد. شاید نوجوان به جای یک کلاس رسمی، یک کارگاه تولید محتوای دیجیتال بخواهد. شاید به جای سخنرانی، یک نشست صمیمی با یک ورزشکار، هنرمند یا کارآفرین برایش جذاب‌تر باشد. 

اینها تهدیدی برای هویت مسجد نیستند؛ راه‌هایی برای ارتباط با نسلی هستند که زبان ارتباطی متفاوتی دارد. 

شاید یکی از مهم‌ترین تغییرات این باشد که نوجوان و جوان در مسجد فقط «مخاطب» نباشد، بلکه «عضو» باشد. اگر نوجوان و جوان همیشه روی صندلی بنشیند و برنامه‌ای را که بزرگسالان طراحی کرده‌اند تماشا کند، خیلی زود احساس می‌کند اینجا متعلق به او نیست، اما اگر خودش پوستر یک برنامه را طراحی کند، فیلم کوتاه بسازد، مسابقه برگزار کند، تیم رسانه‌ای مسجد را مدیریت کند، در برگزاری اردو نقش داشته باشد یا حتی مسئولیت بخشی از یک برنامه را برعهده بگیرد، احساس متفاوتی پیدا می‌کند. تعلق معمولاً از جایی آغاز می‌شود که فرد احساس کند حضورش اهمیت دارد. 

این موضوع درباره دختران نوجوان و جوان نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. مسجد می‌تواند با طراحی فضا‌ها و برنامه‌های مناسب، زمینه حضور فعال‌تر دختران و پسران را در فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی فراهم کند و از ظرفیت‌های آنان برای ساختن زندگی فرهنگی محله استفاده کند. 

نسل جوان اگر فقط مصرف‌کننده برنامه‌های فرهنگی باشد، خیلی زود خسته می‌شود، اما اگر فرصت پیدا کند چیزی بسازد، مسئولیتی برعهده بگیرد و نتیجه کار خودش را ببیند، رابطه‌اش با آن فضا عمیق‌تر می‌شود. 

وقتی از «سبک زندگی سالم» حرف می‌زنیم، معمولاً ذهنمان به تغذیه، ورزش و پرهیز از عادت‌های ناسالم می‌رود، اما سلامت اجتماعی و فرهنگی هم بخشی از همین مفهوم است. نوجوانی که امکان ورزش گروهی دارد، دوستان سالم پیدا می‌کند، مهارت گفت‌و‌گو می‌آموزد، مسئولیت اجتماعی تجربه می‌کند، با کتاب و هنر ارتباط دارد و فرصت پیدا می‌کند درباره دغدغه‌هایش با یک بزرگسال قابل اعتماد حرف بزند، در حال یادگیری بخش مهمی از یک زندگی سالم است. مسجد می‌تواند چنین بستری را فراهم کند؛ نه با نصیحت‌های طولانی، بلکه با ساختن موقعیت‌های واقعی برای تجربه کردن. 

به جای اینکه فقط درباره کمک به دیگران صحبت شود، گروهی از نوجوانان می‌توانند یک روز را برای کمک به سالمندان محله اختصاص دهند. به جای سخنرانی درباره محیط زیست، می‌توان یک برنامه پاکسازی پارک یا فضای سبز محله برگزار کرد. به جای توضیح درباره کار گروهی، نوجوانان می‌توانند خودشان یک رویداد فرهنگی یا ورزشی را طراحی و اجرا کنند. وقتی ارزش‌ها به تجربه تبدیل می‌شوند، ماندگارترند. 

نوجوان و جوان امروز با زبان دیگری با دنیا ارتباط برقرار می‌کند. او در معرض فیلم، موسیقی، بازی، شبکه‌های اجتماعی و روایت‌های متنوعی قرار دارد و پرسش‌هایش نیز با نسل‌های قبل تفاوت‌هایی دارد. این به معنای آن نیست که مسجد باید شبیه شبکه اجتماعی شود یا برای جذب جوانان از هویت خود فاصله بگیرد. اتفاقاً مسجد بیش از هر چیز به هویت و اصالت خودش نیاز دارد، اما اصالت با فاصله گرفتن از زمانه فرق دارد. 

مسجد می‌تواند هویت خود را حفظ کند و در عین حال زبان نسل جدید را بشناسد. می‌تواند درباره موضوعاتی صحبت کند که برای جوان و نوجوان واقعی‌اند؛ از آینده شغلی و اضطراب و دوستی گرفته تا فضای مجازی، ورزش، هنر، خانواده و روابط اجتماعی. 

شنیدن در این مسیر شاید مهم‌تر از سخن گفتن باشد. جوان و نوجوانی که احساس کند در مسجد فقط قرار است به او گفته شود چه کاری درست و چه کاری غلط است، ممکن است خیلی زود فاصله بگیرد، اما اگر احساس کند می‌تواند سؤال بپرسد، حتی سؤال سخت و مخالف، و کسی قرار نیست او را به خاطر پرسیدن قضاوت کند، احتمال شکل‌گیری یک رابطه واقعی بیشتر می‌شود. 

مسجد در بهترین شکل خود فقط یک مکان نیست؛ یک شبکه انسانی است. شبکه‌ای که می‌تواند میان نسل‌ها ارتباط ایجاد کند، تنهایی را کاهش دهد، مشارکت اجتماعی را بالا ببرد و به محله هویت بدهد. اگر بخواهیم نوجوانان و جوانان را به مسجد نزدیک کنیم، شاید لازم نباشد همیشه از آنها بخواهیم خودشان را با مسجد تطبیق دهند. گاهی لازم است مسجد نیز بخشی از شیوه حضور خود در جامعه را با نیاز‌های زمانه هماهنگ کند؛ نه با کنار گذاشتن کارکرد معنوی خود، بلکه با گسترش آن به حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و انسانی. 

مسجد می‌تواند محل نماز باشد و در عین حال محل ورزش. می‌تواند جای عبادت باشد و در کنار آن کتابخانه، کارگاه مهارتی و فضای گفت‌و‌گو داشته باشد. می‌تواند در کنار مناسک دینی، به مسائل واقعی محله هم توجه کند؛ از محیط زیست و سالمندان گرفته تا آموزش، آسیب‌های اجتماعی، نشاط جوانان و حمایت از خانواده‌ها. 

این نگاه البته به معنای تبدیل مسجد به یک فرهنگسرا نیست. مسجد همچنان مسجد است و هویت اصلی خود را دارد، اما می‌تواند در کنار نقش عبادی، نقش اجتماعی و فرهنگی پررنگ‌تری نیز ایفا کند. 

شاید بازگرداندن نوجوانان به مسجد، از جایی آغاز شود که مسجد دوباره به زندگی روزمره آنها بازگردد. تابستان فرصت خوبی برای شروع این مسیر است. فرصتی برای اینکه در‌های مسجد فقط به روی نمازگزاران باز نباشد، بلکه به روی نوجوانی که می‌خواهد فوتبال بازی کند، جوانی که می‌خواهد مهارتی یاد بگیرد، دختری که می‌خواهد کتاب بخواند، گروهی که می‌خواهد یک کار داوطلبانه انجام دهد و خانواده‌ای که دنبال محیطی سالم برای فراغت فرزندش می‌گردد نیز باز باشد. مسجد اگر بتواند دوباره به «پاتوق» محله تبدیل شود، دیگر لازم نیست از نوجوان بخواهیم «به مسجد بیاید.» او خودش می‌داند که بخشی از زندگی اجتماعی‌اش در همین‌جا جریان دارد. 

شاید معنای واقعی مسجد در دنیای امروز همین باشد، خانه‌ای برای عبادت، اما نه جدا از زندگی؛ فضایی برای معنویت، اما در کنار شادی و نشاط؛ جایی برای ارتباط با خدا، اما همزمان جایی برای ارتباط انسان‌ها با یکدیگر. 

مسجد زمانی زنده می‌ماند که زندگی در اطراف آن جریان داشته باشد؛ و شاید بهترین راه برای اینکه نسل آینده مسجد را دوست داشته باشد، این باشد که بخشی از بهترین خاطرات نوجوانی‌اش را در همان جا بسازد.







پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ - 20 August 2026
ماجرای 2 کاپیتان 2 کشتی؛ از کدام یک باید تجلیل کرد؟
سایت عصرایران

ماجرای 2 کاپیتان 2 کشتی؛ از کدام یک باید تجلیل کرد؟

دو کشتی در مسیر مشابه با یک صخره زیر آب روبه‌رو می‌شوند، اما تصمیم دو کاپیتان نتیجه‌ای کاملاً متفاوت رقم می‌زند. یکی پس از وقوع حادثه قهرمان می‌شود و دیگری ب...
دوم باش، برنده باش!؛ داستان شرکتی که از رتبه دوم پیروزی ساخت
سایت عصرایران

دوم باش، برنده باش!؛ داستان شرکتی که از رتبه دوم پیروزی ساخت

این تفاوت ظریفی است اما در بازاریابی اهمیت زیادی دارد. یک شرکت کوچک تر معمولا نمی تواند با رهبر بازار در همه زمینه ها رقابت کند...
شخصیت شناسی | تصویری که در نگاه اول می بینید مهم ترین خواسته شما در زندگی را مشخص می کند
روزنامه هفت صبح

شخصیت شناسی | تصویری که در نگاه اول می بینید مهم ترین خواسته شما در زندگی را مشخص می کند

در این تست شخصیت شناسی، تصویری را مشاهده می کنید که چند عنصر مختلف در آن دیده می شود. کافی است بدون دقت زیاد به جزئیات، به اولین چیزی که در تصویر توجه شما را جلب می کند فکر کنید. انتخاب شما می تواند نشان دهنده مهم ترین خواسته و نیاز فعلی شما در زندگی باشد.
درباره سحر دولتشاهی که با یک استوری جنجال‌ساز شد
روزنامه هفت صبح

درباره سحر دولتشاهی که با یک استوری جنجال‌ساز شد

خبر وصلتش با رامبد ‌همه را شگفت‌زده کرد‌‌. جدایی از رامبد در سال 1393‌، ‌او را به یک ستاره مهم سینمای ایران تبدیل می‌کند
عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا
سایت خبرآنلاین

عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا

دوستی بین ماری کوری و آلبرت انیشتین (دو فیزیک‌دان برجسته) با نامه‌ای آغاز شد که انیشتین در سال ۱۹۱۱ به کوری نوشت؛ یعنی در دورانی که کوری با بحران‌های شخصی و حرفه‌ای بزرگی در زندگی‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کرد.
لحظه انفجار مرکز خرید ژاپن پس از زلزله
سایت تابناک

لحظه انفجار مرکز خرید ژاپن پس از زلزله

لحظه انفجار در مرکز خرید ایون کوماموتو پس از زلزله 7.1 ریشتری در جنوب ژاپن را می‌بینید. این مرکز خرید تا حدی فرو ریخت و مردم در داخل آن محبوس شدند.