روزنامه قدس نوشت: رئیس سازمان بهینهسازی که این روزها متولی اجرای طرح جدید درباره بنزین شده است، به تازگی مدعی شده هر دو جناح کشور در قاچاق سوخت دست دارند و اگر بخواهم دکان آنها را تعطیل کنم شیشههایم را خرد میکنند. این اظهارات واکنشهای فراوانی به دنبال داشته است. البته که پدیده قاچاق را نباید فقط در سطح خرد و افرادی که از مرز در حد چند گالن بنزین یا گازوئیل جابهجا میکنند، دید، بلکه حتماً افراد قدرتمندی شبکههای سازمانیافته قاچاق سوخت دارند ولی ارسال آدرسهای کلی که طیف وسیعی را دربرمیگیرد و تصویری مافیایی از قاچاق سوخت و چهرهای سوپرمنوار از فردی که قرار است به قیمت خرد شدن شیشههای پنجرهاش جلو آن بایستد، منطق قابل درکی ندارد.
واقعیت این است در موضوع بنزین که قرار است روی میز تصمیمگیری دولت و رئیس سازمان بهینهسازی قرار بگیرد، مسئله قاچاق، چندان موضوعیتی ندارد و بسیاری از دستگاههای کارشناسی معتقدند به دلایل مختلف فنی، بیشتر از بنزین، گازوئیل قاچاق میشود.
علاوه بر این مهمتر از اینکه جامعه قاچاق را امری سیاسی بداند که قرار است با ورود شجاعانه مردی نظیر آقای سقاب، تدبیر شود، اقناع جامعه درباره ضرورت تغییر روند عرضه و قیمتگذاری بنزین است. شاید ادعا شود، چون قیمت ارزان است و قاچاق میشود پس باید قیمت را افزایش دهیم تا قاچاق رفع شود، اما واضح است که فاصله قیمت بنزین در داخل و خارج چقدر است و اصلاح قیمت اگر به اندازهای باشد که شکاف بسیار زیاد فعلی را کاهش جدی دهد با شوکدرمانی مواجه هستیم که پاسخ به مردمی که در معرض آن قرار میگیرند، دست داشتن دو جناح در قاچاق نیست، بلکه این است که در اصلاح قیمت بنزین چه فشاری قرار است وارد شود.
اینجا حتی صحبت از عموم مردم به معنای دارندگان خودروهای شخصی و فشار قیمتی بر آنها نیست بلکه بحث بر سر وانتبارها، خودروهای تاکسی اینترنتی، پیکهای موتوری و کلیه افرادی است که بنزین ارزان موجب رونق کسب و کار آنها شده و با بنزین گران، معلوم نیست چه بر سر چنین کسب و کارهایی میآید. اینجا دیگر بحث قاچاق و آدرس سیاسی برای آن راهگشا نیست بلکه باید موضوع بنزین به گونهای تدبیر شود که به کسب و کارهای مرتبط با بنزین ارزان، فشار سنگین و غیر قابل تحملی وارد نشود که منجر به تبعات اجتماعی و امنیتی شود.
اگر رئیس سازمان بهینهسازی تصور میکند گفتن واقعیتهای روشن مثل سهم استانداردهای پایین خودروهای داخلی در مصرف بالای بنزین، موجب همراهی مردم با طرح بنزین میشود، تصور غلطی است؛ چرا که همان انگاره عمومی را تقویت میکند که به جای افزایش قیمت و فشار بر مصرفکننده، استانداردهای تولید خودرو را ارتقا دهید تا خودرو کممصرف تولید و ناترازی بنزین رفع شود.
صدالبته در مدل عالمانه اصلاحات بنزینی باید توجه شود که اصلاحات قیمتی به تنهایی راهگشا نیست و طیف وسیعی از برنامههای غیرقیمتی از توسعه سیانجی تا ارتقای استانداردهای خودرو و توسعه حمل و نقل عمومی نیز باید به موازات اقدامهای قیمتی در زمینه بنزین دیده شود. ازاینرو باز هم آدرس خودرو غیراستاندارد برای توجیه ضرورت جراحی قیمت بنزین، غلط است و اثر معکوس در همراهی افکار عمومی با اقدامهای بنزینی دارد.
به نظر میرسد هشدارها درباره اقدام شتابزده و شوکآور در زمینه بنزین با مواضع هیجانی متولی این مسئله صورت جدیتری به خود میگیرد و نشان میدهد اقدام در زمینه بنزین باید توسط متولی باتجربه، در طرحی پختهتر و غیرشوکآور و در بستری آرامتر انجام شود.































































































