وی افزود: گسل مشا با طولی حدود ۲۰۰ کیلومتر و گسل شمال تهران با طول حدود ۹۰ کیلومتر، هر دو توان ایجاد زمینلرزههایی با بزرگای بیش از ۷ را دارند. بهویژه در منطقه لواسانات که محل تلاقی این دو سامانه گسلی است، انتقال تنش میان گسلها میتواند شرایط گسیختگی را تغییر دهد و این پهنه را به یکی از حساسترین نقاط لرزهای کشور تبدیل کرده است.
زارع درباره ریزلرزههای مکرر شرق تهران، پردیس و دماوند گفت: این رخدادها نشانه فعال بودن پهنه زمینساختی شرق پایتخت هستند. البته وقوع ریزلرزهها به معنای وقوع قریبالوقوع یک زلزله بزرگ نیست، اما نشان میدهد تنش بهطور مستمر در اطراف گسل مشا در حال انباشت است.
وی ادامه داد: در منطقه دماوند، نفوذ سیالات گرمابی در زونهای گسلی باعث افزایش فشار منفذی و کاهش اصطکاک گسل میشود و میتواند یکی از عوامل لرزهخیزی مداوم و ریززمینلرزههای این منطقه باشد.
این استاد زمینشناسی درباره ادعاهای مطرحشده پیرامون تأثیر حملات نظامی بر وقوع زلزله گفت: از نظر علمی، انفجارهای نظامی و بمبهای سنگرشکن توان فعال کردن گسلهای عمیق تکتونیکی را ندارند. تأثیر این انفجارها محدود به چند ده متر از سطح زمین است، در حالی که بیشتر زمینلرزههای مهم تهران در عمق ۸ تا ۱۸ کیلومتری پوسته زمین رخ میدهند.
وی با اشاره به سکوت طولانی گسل مشا اظهار کرد: از زمان زلزله بزرگ سال ۱۸۳۰ میلادی تاکنون حدود ۱۹۵ سال از آخرین رخداد بزرگ این گسل میگذرد. این سکوت به معنای از بین رفتن خطر نیست، بلکه میتواند نشانه ذخیره شدن انرژی کرنشی در پوسته و نزدیک شدن گسل به آستانه گسیختگی باشد.
زارع افزود: براساس مطالعات دیرینهلرزهشناسی، دوره بازگشت زمینلرزههای بزرگ در گسل شمال تهران حدود ۳ هزار تا ۳ هزار و ۵۰۰ سال و در بخشهای مختلف گسل مشا از چند صد تا حدود هزار سال برآورد میشود. …





























































































































