تکرار یک موضوع پس از چهار سال به خودی خود مسئلهای نیست. استانداردها نیازمند بازنگریاند، فناوری تغییر میکند و صنعت نیز با مسائل تازهای مواجه میشود. اما وقتی یک موضوع پس از چهار سال همچنان با همان عنوان در دستور کار قرار دارد و همزمان دامنه آن از رتبهبندی و ممیزی به سیاستگذاری و تنظیمگری گسترش یافته، باید درباره صورتمسئله و مسیر طیشده تأمل کرد.
این تأمل زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که به سابقه نظام رتبهبندی مراکز داده در کشور نگاه کنیم. در اسناد مربوط به شناسایی، ساماندهی و رتبهبندی ارائهدهندگان خدمات مرکز داده، رتبهبندی با مجوز فعالیت گره خورده و گواهی تعیین رتبه عملا در جایگاه مجوز ایجاد، بهرهبرداری و ارائه خدمات مبتنی بر مراکز داده قرار گرفته است. این رویکرد در سالهای بعد نیز با انتقادهایی از سوی فعالان صنعت مواجه شد؛ بهخصوص در جریان اصلاح مصوبه ۲۴۷ کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات که نگرانی درباره تبدیل رتبهبندی از یک ابزار تشویقی و بازارمحور به الزامی برای ادامه فعالیت را آشکار کرد.
موضوع در همین نقطه نیز باقی نماند. دامنه بحث از زیرساخت فیزیکی مرکز داده فراتر رفت و ارائه خدمات میزبانی و حتی حوزههای IaaS، PaaS و SaaS نیز در بحثهای مربوط به توسعه نظام رتبهبندی و ممیزی قرار گرفت. در نتیجه، آنچه میتوانست صرفا ابزاری برای ارزیابی کیفیت و سطح زیرساخت مراکز داده باشد، به تدریج به موضوعی با دامنه بسیار گستردهتر در زنجیره خدمات دیجیتال تبدیل شد.
این تغییر مسیر بیش از آنکه بحثی درباره اصل رتبهبندی باشد، درباره مرز میان رتبهبندی، گواهینامه، تنظیمگری و مجوز فعالیت است.رتبهبندی، مجوز نیست …




























































































































