ترامپ آمریکا را وارد یک درگیری بیهدف و بیپایان کرده و این کشور را به ابرقدرتی تبدیل کرده که بدون هدف مشخص حمله میکند و نمیداند چگونه به این نبرد پایان دهد.
اگر معیار «بدترین تصمیم آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم » بر اساس میزان آسیب وارده به اعتبار آمریکا، فرسایش قدرت بازدارندگی و واگذاری کلیدهای نفوذ جهانی به دشمنان باشد، آنگاه برداشت پیر هاسکی، تحلیلگر سیاسی فرانسوی، از نحوه برخورد دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، با پرونده جنگ ایران، گواه قطعی این شکست تاریخی است.
ترامپ آمریکا را وارد یک درگیری بیهدف و بیپایان کرده و این کشور را به ابرقدرتی تبدیل کرده که در چیزی شبیه به «نزاع در باشگاه شبانه» دست و پا میزند، بدون هدف مشخص حمله میکند و نمیداند چگونه به این نبرد پایان دهد.
به گفته هاسکی، این عود بیماری چهار نمود دارد:
اول: فاجعه ورسای و سادهلوحیِ امتیازاتِ بلاعوض
یکی از بارزترین شواهد این شکست تاریخی، هرج و مرج دیپلماتیکی است که در اجلاس گروه هفت آشکار شد.
ترامپ در ورسای «یادداشت تفاهمی» امضا کرد که بر اساس آن، دهها میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده ایران را واگذار کرد، در ازای وعدههای بیهوده برای باز کردن تنگه هرمز و ضربالاجل دو ماهه برای مذاکرات هستهای که هرگز رعایت نشد.
این تصمیم عجولانه بحران را حل نکرد، بلکه باعث شد آمریکا به عنوان کشوری ظاهر شود که توافقنامههایی را امضا میکند که ارزش جوهر نوشته شده با آنها را ندارند و در نهایت به تقویت جناح تندروتر ایرانی منجر شد که به ضعف موضع آمریکا پی برده بودند.
دوم: فروپاشی سلاح «تحریمهای یکجانبه» در مواجهه با چالش چین
عظمت تصمیم آمریکا در از دست دادن قدرتمندترین سلاح واشنگتن، یعنی سلطه اقتصادی، آشکار است. وقتی ترامپ تهدید کرد که هر کشوری را که نفت ایران را خریداری کند، تحریم خواهد کرد، با مخالفت شدید چین مواجه شد.
پکن متوجه شد که تصمیمات ایالات متحده فاقد پشتوانه شورای امنیت است و از رعایت آنها خودداری کرد.
بدتر از آن، دولت آمریکا، از ترس رویارویی اقتصادی آشکار با چین پیش از سفر رئیس جمهور شی جین پینگ ، عقبنشینی کرد و از مجازات نهادهای چینی خودداری کرد. …
























































































































