در یک تعریف ساده و دقیق:«نوروتئولوژی، مطالعه علمیِ مبانی عصبی (Neurological bases) تجربههای مذهبی، معنوی و الهیاتی در مغز انسان است.»
نوروتئولوژی یا همان عصبشناسی الهیات، یکی از هیجانانگیزترین و در عین حال بحثبرانگیزترین حوزههای علمی قرن بیست و یکم است. این علم برخلاف نام پرطمطراقش که ممکن است در ابتدا کمی مبهم به نظر برسد، به دنبال پاسخ به یک سوال بسیار انسانی و بنیادین است. این سوال این است که چگونه یک عضو بیولوژیک و مادی به نام مغز، میتواند مفاهیمی به غایت انتزاعی و فراتر از ماده مثل خداوند، جاودانگی، روح و هستی مطلق را درک کند، آنها را تجربه کند و حتی در زندگی روزمره خود بر اساس آنها تصمیمگیری کند؟
برای درک عصبشناسی الهیات، ابتدا باید بدانیم که این رشته برخلاف تصور عموم، قصد ندارد با استفاده از ابزارهای آزمایشگاهی، وجود یا عدم وجود خداوند را ثابت یا رد کند. هدف اصلی این حوزه، بررسی زیربنای عصبی و بیولوژیک تجربیاتی است که انسان به عنوان تجربیات مذهبی یا معنوی از آن یاد میکند. در واقع، نوروتئولوژی میخواهد بداند وقتی انسان در حال دعا کردن است، وقتی در حال مدیتیشن است یا وقتی در لحظهای از وجد و شهود، احساس میکند با حقیقتی بزرگتر از خود پیوند خورده است، در شبکه پیچیده نورونهای مغز او چه جریانی در حال عبور است. …































































