پژوهشی روی ۵۲ پرستار زن نشان داد شیفتهای کاری مضاعف میتوانند ریتم طبیعی هورمون استرس را تغییر دهند. پرستارانی که ساعات بیشتری کار کرده بودند، نیمهشب کورتیزول بالاتری داشتند. این یافته نشان میدهد کار طولانی و استراحت کم میتواند بدن را تحت فشار قرار دهد و خطر خستگی، اختلال خواب و فرسودگی شغلی را افزایش دهد.
پژوهشگران برای بررسی وضعیت بدن، میزان کورتیزول بزاق پرستاران را در زمانهای مختلف اندازهگیری کردند. کورتیزول یکی از هورمونهای مهم بدن در پاسخ به استرس است. این هورمون معمولاً صبحها در بالاترین سطح قرار دارد و در طول روز کاهش پیدا میکند و در حوالی نیمهشب به پایینترین مقدار خود میرسد. این الگوی روزانه به بدن کمک میکند زمان فعالیت و زمان استراحت را تنظیم کند.
نتایج پژوهش نشان داد پرستارانی که شیفت مضاعف داشتند، در نیمهشب میزان کورتیزول بالاتری داشتند. مقدار کورتیزول در این افراد در نیمهشب تقریباً دو برابر پرستارانی بود که شیفت معمولی داشتند. به زبان ساده، بدن افرادی که ساعات طولانیتری کار کرده بودند، در زمانی که معمولاً باید در وضعیت آرامتر و آماده بازیابی قرار داشته باشد، همچنان نشانههای بیشتری از فشار و فعالیت سیستم استرس نشان میداد.
این یافته اهمیت زیادی دارد، زیرا بدن انسان دارای یک ساعت زیستی یا ریتم شبانهروزی است. خواب، بیداری، فعالیت هورمونی و بسیاری از فرایندهای بدن بر اساس این ریتم تنظیم میشوند. وقتی فرد برای مدت طولانی کار میکند و زمان استراحت او کاهش پیدا میکند، هماهنگی میان برنامه کاری و ساعت زیستی بدن میتواند دشوار شود.
پژوهشگران معتقدند افزایش کورتیزول در نیمهشب میتواند نشانه فشار فیزیولوژیک بیشتر در افرادی باشد که شیفتهای طولانی کار میکنند. این یافته به این معنا نیست که یک شیفت مضاعف بهتنهایی باعث بیماری یا فرسودگی شغلی میشود، اما نشان میدهد که بدن در چنین شرایطی تحت فشار بیشتری قرار میگیرد.
اهمیت این موضوع برای سلامت شغلی بسیار زیاد است. پرستاری از جمله مشاغلی است که به حضور مداوم، تمرکز بالا و مسئولیتپذیری زیاد نیاز دارد. وقتی ساعات کاری طولانی با شیفتهای چرخشی و فرصت کم برای استراحت همراه شود، بدن ممکن است فرصت کافی برای بازگشت به وضعیت طبیعی خود نداشته باشد.
از نگاه فرسودگی شغلی، این پژوهش یک نکته مهم را مطرح میکند. فرسودگی شغلی فقط احساس خستگی ذهنی نیست. فشار کاری طولانی میتواند با فرایندهای فیزیولوژیک بدن نیز ارتباط داشته باشد. اگر چنین فشارهایی به شکل مداوم تکرار شوند، احتمال کاهش انرژی، اختلال خواب و دشواری در بازیابی توان جسمی و روانی افزایش پیدا میکند.
البته این پژوهش محدودیتهایی نیز دارد. مطالعه روی تعداد نسبتاً کمی از پرستاران زن انجام شده و نمیتوان نتایج آن را به همه کارکنان و همه مشاغل تعمیم داد. همچنین پژوهش نشان میدهد که شیفتهای مضاعف با تغییر الگوی کورتیزول همراه هستند، اما برای اثبات پیامدهای بلندمدت این تغییرات به مطالعات گستردهتر و طولانیتر نیاز است.
با این حال، پیام اصلی پژوهش ساده است. بدن انسان برای فعالیت و استراحت به نظم نیاز دارد و کار طولانی میتواند این نظم را تحت فشار قرار دهد. بنابراین مدیریت ساعات کاری، ایجاد فرصت کافی برای استراحت و توجه به خواب کارکنان میتواند بخش مهمی از برنامههای سلامت محیط کار باشد.
این یافته همچنین اهمیت نگاه پیشگیرانه به فرسودگی شغلی را بیشتر میکند. اگر کارکنان پیش از رسیدن به مرحله خستگی شدید فرصت بازیابی داشته باشند، احتمال حفظ سلامت جسمی و روانی آنها بیشتر خواهد بود. سلامت کارکنان نیز در نهایت با کیفیت عملکرد سازمان و ایمنی خدماتی که ارائه میکنند ارتباط دارد.
در مجموع، پژوهش انجامشده روی پرستاران نشان میدهد شیفتهای مضاعف با تغییر در الگوی طبیعی کورتیزول همراه هستند و بدن در نیمهشب، یعنی زمانی که معمولاً باید در پایینترین سطح فعالیت هورمون استرس قرار داشته باشد، همچنان تحت فشار بیشتری قرار میگیرد. این یافته بار دیگر اهمیت تعادل میان کار، استراحت و نیازهای طبیعی بدن را در محیطهای کاری یادآوری میکند.




































![[مینا حیدری] نسخه آسفالت برای مشکلات!](/news/u/2026-08-19/ettelaat-m66rd.jpg)


























