ساکس با یادآوری سخنرانی «کالین پاول» وزیر خارجه وقت آمریکا در شورای امنیت درباره ادعای وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق گفت همان زمان در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرده بود که سخنان پاول را باور نمیکند. او افزود: «در نهایت مشخص شد که حق با من بود. کل مبنای جنگ یک دروغ بود.» به گفته وی، نومحافظهکاران از ۱۱ سپتامبر برای پیشبرد یک «چشمانداز هژمونیک آمریکایی» و گسترش دامنه نظامی آمریکا از طریق چندین «جنگ انتخابی» استفاده کردند.
این استاد دانشگاه کلمبیا در عین حال درباره ادعاهای مربوط به اطلاع قبلی یا طراحی حملات ۱۱ سپتامبر تصریح کرد که در زمینه ادله و بررسی فنی این موضوع تخصصی کسب نکرده است. وی گفت صرفنظر از منشأ آن واقعه، ۱۱ سپتامبر به سکوی پرتابی برای سیاست هژمونیک آمریکا تبدیل شد؛ سیاستی که به گفته او «فاجعهای بیوقفه» بوده، آمریکا را فرسوده کرده و نمونهای کلاسیک از «غرور و توسعه بیش از حد قدرت» است.
ساکس افزود آمریکا طی ۲۵ سال گذشته تقریباً بیوقفه در جنگ بوده و اکنون نیز در ایران وارد اقدامی «کاملاً بیفایده و کاملاً غیرموجه» شده است که نهتنها به جهان آسیب جدی میزند، بلکه امنیت و ثبات مالی خود آمریکا را نیز بیشتر تضعیف میکند. وی نتیجه گرفت که حملات ۱۱ سپتامبر با «سیاست خارجی و نظامی عمیقاً اشتباه آمریکا» دنبال شد.
«توهم بزرگ» هژمونی آمریکا
این اقتصاددان آمریکایی، «دکترین بوش» و جنگ جهانی علیه تروریسم را بخشی از پروژه گستردهتر «برتری یا هژمونی آمریکا» دانست و با اشاره به کتاب «صفحه شطرنج بزرگ» نوشته زبیگنیف برژینسکی گفت منطق این دیدگاه آن بود که آمریکا باید بر جهان مسلط باشد. او همچنین «پروژه قرن جدید آمریکایی» را از مراکز اصلی تفکر نومحافظهکارانه دانست و گفت این دکترین اساساً درباره تروریسم نبود، بلکه درباره «برتری آمریکا یا هژمونی آمریکا» بود. …







































































































