تروریسم به عنوان پدیدهای پیچیده و پویا دیگر صرفاً یک چالش امنیتی مرسوم نیست بلکه به عاملی راهبردی تبدیل شده که معادلات امنیت ملی کشورها را در ابعاد گوناگون دستخوش تغییر میکند. تأثیر آن فراتر از تهدیدات نظامی صرف بوده و ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی حقوقی را دربرمیگیرد. این یادداشت به بررسی ابعاد این تأثیر با توجه به تحولات اخیر میپردازد.
تغییر در مفهوم تهدید و عمل آن:
ماهیت تهدید تروریستی به شدت متحول شده است. بازیگران خشونتگرای غیردولتی که زمانی تواناییشان در استفاده از فناوریهای پیشرفته یا سلاحهای کشتار جمعی عمدتاً جنبه نظری داشت اکنون به طرز پیشرفته ای از فناوریهای تجاری در دسترس برای برنامهریزی و عملیات خود بهره میبرند . این انطباق پذیری فناورانه به آنان امکان میدهد تا خود را با تغییرات محیط عملیاتی سازگار کنند و هزینههای بالایی را بر نظامهای امنیتی تحمیل کنند. علاوه بر این، تروریسم به عرصهای برای رقابت و درگیریهای نیابتی دولتها تبدیل شده است. نمونه بارز آن، استراتژی برخی دولتها در (عملیاتهای نامتقارن) به شبکههای جنایی محلی یا جوانان منحرف شده از طریق پلتفرمهای دیجیتال است که ضمن حفظ قابلیت انکار میدان نبرد را به قلب جوامع غربی کشانده است . این موضوع میان تهدیدات داخلی و خارجی تفرقه به وجود آورده و هم کمرنگ کرده و هرج و مرج بیسابقهای به مدیریت امنیت ملی بخشیده است.
چالشها ناشی از امنیت سازی و واکنشهای دولتها: …
































































































































































