اقتصاد ایران در چهار دهه گذشته به همزیستی غیرمسالمتآمیز با تورم مزمن، نوسانات ارزی، تحریم و بحرانهای سیاسی عادت کرده است. اما آنچه در سالهای اخیر رخ داده، یعنی ظهور نسلی -متولدان ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵- که رابطهاش با مفهوم آینده بهطور ساختاری گسسته شده، شبیه به تکرار یک بحران آشناست. نسلی که پدران و مادرانش میتوانستند با پسانداز چندساله صاحب خانه شوند، اکنون افق پساندازش از خانه به خودرو، از خودرو به لپتاپ، از لپتاپ به موبایل و در نهایت به مصرف آنی در کافه و رستوران یا خرید لباس و لوازم آرایشی تنزل کرده است. این تغییر رفتاری، بهمحض آنکه این نسل به دهه سوم و چهارم زندگی حرفهایاش برسد، میتواند به یکی از سنگینترین بدهیهای پنهان اقتصاد ایران تبدیل شود.
بررسیهای بازار مسکن نشان میدهد بخش قابلتوجهی از شاغلان جوان نسل Z، خرید خانه در تهران را کلا از فهرست اهداف زندگیشان کنار گذاشتهاند و اکنون تنها برای تامین ودیعه اجاره -و نه مالکیت- پسانداز میکنند. این در حالی است که سهم «مسکن، سوخت و روشنایی» از سبد هزینه خانوارهای شهری از ۳۵.۵درصد در سال۱۳۹۷ به ۴۳.۷درصد در سال۱۴۰۳ رسیده است. به بیان دیگر، حتی اگر این نسل بخواهد الگوی پسانداز نسل قبل را تکرار کند، فضای مالی لازم برای آن هرسال تنگتر میشود. وقتی خانهدار شدن از افق انتظارات حذف میشود، برنامهریزی مالی بلندمدت بهعنوان یک مفهوم، معنای عملیاتیاش را برای یک نسل کامل از دست میدهد. …




















































































































