قیمت طلا امروز




 زنجیره‌های

 سایت جماران / ۱ ساعت قبل

از شریان‌های اقتصادی تا میدان نبرد؛ نقشه راه فشار آمریکا علیه ایران

چین مهم‌ترین متغیر بیرونی در سنجش اثربخشی فشار نفتی علیه ایران است. بخش قابل توجهی از نفت ایران، غالباً با تخفیف و از مسیر شبکه‌های پیچیده تجاری، راه خود را به بازار چین پیدا می‌کند. به همین علت، موفقیت تحریم‌های آمریکا به میزان آمادگی واشنگتن برای هدف قراردادن حلقه‌های واقعی این زنجیره بستگی دارد، نه صرفاً تحریم شناورها و شرکت‌های کم‌نام‌ونشان.
 از شریان‌های اقتصادی تا میدان نبرد؛ نقشه راه فشار آمریکا علیه ایران
اعلام «عملیات طرد اقتصادی» علیه ایران از سوی دولت ایالات متحده آمریکا، صرفاً خبر یک بسته تازه تحریمی نیست؛ بلکه نشانه تلاش واشنگتن برای «بازتعریف میدان فشار بر تهران» است. در این الگو، اقتصاد نه حاشیه منازعه، بلکه به یکی از صحنه‌های اصلی رقابت راهبردی تبدیل می‌شود: صحنه‌ای که در آن نفت، دلار، کشتی، بیمه، طلا، رمزارز، شرکت‌های واسطه و حتی مسیرهای حمل‌ونقل، نقش ابزارهای قدرت را می‌یابند.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در اعلام این عملیات از هدف قطع «شریان‌های اقتصادی» ایران سخن گفت. کاخ سفید نیز این کارزار را تلاشی برای منزوی‌کردن کامل ارتباطات مالی ایران در جهان توصیف کرد. با این همه، فاصله‌ای مهم میان لحن حداکثری سیاسی و توانِ عملیاتیِ اجرای چنین طرحی وجود دارد؛ فاصله‌ای که آینده این فشار را نه در واشنگتن، بلکه در پکن، بنادر منطقه، شبکه‌های مالی واسطه و نیز در درون اقتصاد ایران تعیین خواهد کرد.

  اقتصاد به‌مثابه میدان عملیات

در ادبیات سیاست خارجی آمریکا، تحریم دیگر تنها ابزار مجازات نیست؛ به تدریج به سازوکاری برای شکل‌دادن به محاسبات سیاسی و امنیتی طرف مقابل تبدیل شده است. وزارت خزانه‌داری آمریکا با اتکا به دفتر کنترل دارایی‌های خارجی، OFAC، می‌کوشد هزینه تعامل با ایران را برای بازیگران خارجی چنان بالا ببرد که حتی شرکت‌ها و بانک‌هایی که مستقیماً در قلمرو قضایی آمریکا نیستند، از همکاری با تهران فاصله بگیرند.«عملیات طرد اقتصادی» بر همین منطق بنا شده است. وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرده که حوزه‌های دارایی دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی را در کانون توجه قرار داده است؛ حوزه‌هایی که از دید واشنگتن در شبکه تأمین منابع، انتقال ارزش، جابه‌جایی کالا و دورزدن تحریم‌ها اهمیت دارند. این کارزار هم‌زمان با تحریم ده‌ها فرد، شرکت و شناور مرتبط با شبکه‌های نفتی، مالی، سایبری، موشکی و هسته‌ای ایران آغاز شد.

اهمیت این تحول در آن است که هدف آمریکا تنها فروش نفت ایران نیست. نفت همچنان ستون اصلی درآمد ارزی ایران است، اما تجارت نفت بدون بانک، بیمه، کشتیرانی، ثبت کشتی، فناوری ردیابی، واسطه‌های تجاری و کانال‌های تسویه مالی پایدار نمی‌ماند. تحریمِ یک نفتکش یا شرکت صوری، اگر در شبکه‌ای بزرگ‌تر از خدمات مالی و لجستیکی قرار گیرد، می‌تواند هزینه انتقال و فروش هر محموله را افزایش دهد؛ حتی اگر نتواند آن را کاملاً متوقف کند.

  معماری محاصره

در این مدل، فشار اقتصادی از یک نقطه آغاز نمی‌شود و در یک نقطه هم پایان نمی‌یابد. تحریم نفت، محدودسازی درآمد ارزی است؛ تحریم بانکی، دشوار کردن انتقال آن درآمد؛ تحریم کشتیرانی و بیمه، افزایش هزینه حمل‌ونقل؛ و تحریم فناوری، تضعیف امکان نگهداری و نوسازی زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی. هر حلقه به‌تنهایی شاید قابل مدیریت باشد، اما اثر جمعی آنها می‌تواند ظرفیت سازگاری اقتصاد تحریم‌شده را فرسوده کند.

طلا و دارایی‌های دیجیتال در این میان اهمیت ویژه‌ای یافته‌اند. هنگامی که دسترسی به نظام بانکی رسمی دشوار می‌شود، بازیگران تحریم‌شده به مسیرهای غیررسمی انتقال ارزش روی می‌آورند: طلا، صرافی‌های چندلایه، تجارت تهاتری، شرکت‌های صوری، تسویه با ارزهای محلی و در برخی موارد دارایی‌های دیجیتال.هدف آمریکا از قراردادن این بخش‌ها در فهرست حوزه‌های حساس، بستن یا پرهزینه‌کردن همین راه‌های جایگزین است.

اما محاصره اقتصادی کامل در جهان امروز دشوارتر از گذشته است. اقتصاد جهانی شبکه‌ای و چندمرکزی است. تحریم‌کننده می‌تواند راه‌های رسمی را محدود کند، ولی بازیگران تحریم‌شده نیز به دنبال مسیرهای غیررسمی، شرکای جدید، تخفیف‌های قیمتی، تغییر پرچم کشتی‌ها و شبکه‌های تجاری چندلایه می‌روند.بنابراین، پرسش اصلی این نیست که آیا تحریم فشار می‌آورد؛ تردیدی در آن نیست. پرسش مهم‌تر آن است که آیا فشار می‌تواند شبکه‌های جایگزین را آن‌قدر محدود کند که هزینه بقا از توان سازگاری فراتر رود.

  تحریم ثانویه؛ قدرت فرامرزی

کانون واقعی قدرت آمریکا در این کارزار، تحریم ثانویه است. تحریم اولیه، اشخاص و نهادهای آمریکایی را از معامله با ایران منع می‌کند. اما تحریم ثانویه، بازیگران خارجی را در برابر انتخابی دشوار قرار می‌دهد: ادامه تعامل با ایران یا حفظ دسترسی به بازار آمریکا، نظام مالی جهانی و تسویه‌های دلاری.

این سازوکار از قدرت نظامی آمریکا جدا نیست، اما ماهیتی متفاوت دارد. در قدرت سخت، هزینه از طریق استقرار نیرو، حمله یا تهدید نظامی تحمیل می‌شود. در تحریم ثانویه، هزینه از مسیر هراس از قطع ارتباط بانکی، محرومیت از بازار، جریمه‌های مالی، آسیب اعتباری و دشواری دسترسی به دلار اعمال می‌شود. به همین دلیل، یک بانک یا شرکت غیرآمریکایی ممکن است حتی بدون آنکه مستقیماً هدف تحریم قرار گیرد، برای اجتناب از خطر، تعامل با ایران را محدود کند.

واشنگتن در عملیات تازه خود، پیام روشنی به تسهیل‌کنندگان خارجی داده است: هر کشوری، بانک، بندر، شرکت یا شبکه‌ای که به شریان مالی ایران بدل شود، ممکن است بخشی از هزینه انزوای ایران را خود نیز بپردازد. اما همین‌جا باید میان تهدید و اجرا تفاوت نهاد. گزارش‌های خبری نشان می‌دهد که آمریکا در مرحله نخست، از اعمال فوریِ مجازات‌های گسترده علیه دولت‌ها یا بانک‌های بزرگ خارجی، به‌ویژه بازیگران چینی، پرهیز کرده است.

این احتیاط تصادفی نیست. تحریم یک شرکت کوچک حمل‌ونقل یا یک واسطه ثبت کشتی، از نظر سیاسی و اقتصادی بسیار کم‌هزینه‌تر از رویارویی مستقیم با بانک‌های بزرگ، پالایشگاه‌های مهم یا شرکت‌های پرنفوذ چینی است. هرچه آمریکا به مراکز اصلی تجارت نفت ایران نزدیک‌تر شود، هزینه دیپلماتیک و اقتصادی تصمیم نیز افزایش می‌یابد.

  چین و گره اثربخشی

چین مهم‌ترین متغیر بیرونی در سنجش اثربخشی فشار نفتی علیه ایران است. بخش قابل توجهی از نفت ایران، غالباً با تخفیف و از مسیر شبکه‌های پیچیده تجاری، راه خود را به بازار چین پیدا می‌کند. به همین علت، موفقیت تحریم‌های آمریکا به میزان آمادگی واشنگتن برای هدف قراردادن حلقه‌های واقعی این زنجیره بستگی دارد، نه صرفاً تحریم شناورها و شرکت‌های کم‌نام‌ونشان.

برخی گزارش‌ها از کاهش محسوس واردات نفت ایران به چین در اوت ۲۰۲۶ حکایت دارند.با این حال، آمار تجارت نفت ایران همواره باید با احتیاط خوانده شود؛ زیرا محموله‌ها ممکن است با تغییر مبدأ، انتقال کشتی به کشتی، خاموش‌کردن سامانه‌های ردیابی، تغییر مالکیت صوری یا عبور از مسیرهای واسطه‌ای، در داده‌های رسمی به‌درستی منعکس نشوند.

چین نیز تنها یک خریدار نفت نیست. این کشور در عمل بخشی از معادله بزرگ‌تری است که تجارت، فناوری، بانکداری، کشتیرانی و رقابت راهبردی با آمریکا را به هم پیوند می‌زند. واشنگتن می‌کوشد تهران را از این شبکه جدا کند، اما پکن نیز می‌سنجد که تا چه اندازه فشار آمریکا با منافع اقتصادی و راهبردی‌اش تعارض پیدا می‌کند. اینجاست که تحریم از یک ابزار صرفاً حقوقی به میدان رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل می‌شود.

  از شوک ارزی تا سفره خانوار

فشار خارجی زمانی به مسئله‌ای داخلی تبدیل می‌شود که در بازار ارز، قیمت کالا و احساس نااطمینانی جامعه ظاهر شود. اقتصاد ایران از سال‌ها پیش با تورم مزمن، محدودیت منابع ارزی، چندگانگی نرخ ارز، کسری بودجه، ناترازی‌های انرژی، نااطمینانی سیاست‌گذاری و دشواری سرمایه‌گذاری روبه‌رو بوده است.تحریم، جایگزین این مشکلات نیست؛ اما بر آنها اثر مضاعف می‌گذارد.

هرگاه فروش نفت دشوارتر شود یا انتقال درآمدهای ارزی پرهزینه‌تر گردد، عرضه ارز با فشار مواجه می‌شود. این فشار می‌تواند انتظارات تورمی را تشدید کند؛ خانوارها، تولیدکنندگان و واردکنندگان برای حفظ ارزش دارایی یا تأمین نیازهای آینده، تقاضای بیشتری برای ارز و کالاهای بادوام پیدا می‌کنند. در چنین فضایی، بازار ارز فقط بازتاب وضعیت اقتصادی نیست؛ خود به عامل تشدیدکننده نااطمینانی بدل می‌شود.

گزارش‌های منتشرشده از بازار آزاد ارز در روزهای اخیر  نشان می‌دهد که قیمت دلار به بالاتر از ۲۰۰ هزار تومان رسیده است. این رقم باید نرخ غیررسمی و نوسان‌پذیر بازار آزاد تلقی شود، نه نرخ رسمی؛ بااین‌حال، ذات چنین نوسانی نشان‌دهنده شدت نگرانی جامعه و فعالان اقتصادی از آینده درآمدهای ارزی و ثبات اقتصادی است.

ترجمه اجتماعی این روند روشن است: افزایش هزینه واردات، رشد قیمت مواد اولیه، فشار بر تولید، گران‌تر شدن کالاهای اساسی، دشواری تأمین دارو، افزایش هزینه اجاره و افت قدرت خرید. تحریم به‌تنهایی قیمت نان، درمان یا مسکن را تعیین نمی‌کند؛ اما هنگامی که شوک ارزی را تشدید می‌سازد، بر زندگی روزمره مردم اثر می‌گذارد و هزینه ضعف‌های ساختاری اقتصاد را سنگین‌تر می‌کند.

  اقتصاد نارضایتی

نارضایتی اجتماعی از دل آمار بیرون نمی‌آید؛ در تجربه روزانه خانوار شکل می‌گیرد.فاصله میان درآمد و هزینه، نگرانی از آینده، کاهش توان برنامه‌ریزی، دشواری تهیه کالاهای ضروری و احساس بی‌ثباتی، زمینه‌ای می‌سازد که در آن فشار اقتصادی از سطح فردی فراتر می‌رود و به مسئله عمومی بدل می‌شود.

گزارش‌های خبری در ماه‌های گذشته، از تورم بالا، کاهش ارزش پول ملی و نگرانی از گسترش اعتراض‌های معیشتی خبر داده‌اند. اما میان فشار اقتصادی و اعتراض اجتماعی رابطه‌ای مستقیم و خودکار وجود ندارد. جامعه ممکن است با سازوکارهای خانوادگی، حمایت‌های غیررسمی، تغییر الگوی مصرف، مهاجرت، مشاغل دوم یا کاهش تقاضا به فشار پاسخ دهد؛ همان‌گونه که دولت نیز ممکن است از طریق سیاست‌های حمایتی، کنترل بازار، مذاکره خارجی یا اصلاحات اقتصادی، شدت بحران را تعدیل کند.

بااین‌حال، طولانی‌شدن نااطمینانی اقتصادی می‌تواند اعتماد عمومی را فرسوده کند.هنگامی که شهروندان احساس کنند تصمیم‌های اقتصادی قابل پیش‌بینی نیست، وعده‌ها به نتیجه نمی‌رسد و هزینه‌ها میان گروه‌های اجتماعی نابرابر توزیع شده، اعتراض معیشتی ظرفیت آن را می‌یابد که از مطالبه قیمت و درآمد فراتر رود.

  مرز باریک معیشت و سیاست

اعتراض به تورم یا کاهش قدرت خرید، الزاماً اعتراض به ساختار حکمرانی نیست. اما زمانی که فشار معیشتی پایدار شود، پاسخ‌گویی نهادها ضعیف به نظر برسد، فساد ادراک‌شده افزایش یابد و افق بهبود مبهم بماند، موضوع اقتصاد می‌تواند به مسئله‌ای سیاسی تبدیل شود. در این مرحله، پرسش جامعه از «چرا قیمت‌ها بالا رفته است؟» به «چه کسی مسئول است و چرا راه‌حل کار نمی‌کند؟» تغییر می‌یابد.این تغییر، بیش از آنکه نتیجه تحریم خارجی باشد، به کیفیت حکمرانی داخلی وابسته است.تحریم، آسیب‌پذیری‌ها را آشکار و تشدید می‌کند؛ اما توان مدیریت بحران، شفافیت در سیاست‌گذاری، حمایت هدفمند از گروه‌های آسیب‌پذیر، کاهش رانت، ثبات مقررات و گفت‌وگو با جامعه می‌تواند مسیر انتقال شوک اقتصادی به بحران سیاسی را محدود کند.

برای همین، تصور خطیِ «تحریم، اعتراض، فروپاشی» هم از نظر تاریخی و هم از منظر راهبردی ساده‌سازی است. جوامع در برابر فشار خارجی واکنش‌های متنوعی دارند:گاه بسیج ملی رخ می‌دهد، گاه سازگاری اقتصادی، گاه اعتراض‌های پراکنده و گاه تشدید شکاف دولت و جامعه. نتیجه به توان حکمرانی، ساخت اجتماعی، سازمان‌یافتگی نیروها، فضای امنیتی و تحولات منطقه‌ای بستگی دارد.

  بازدارندگی در سایه فشار

بخش مهمی از کارزار اقتصادی آمریکا، در پیوند آن با بازدارندگی نظامی معنا پیدا می‌کند. واشنگتن اعلام کرده است که هرگونه اقدام علیه نیروهای آمریکایی یا کشورهای خلیج فارس با پاسخ سریع و قاطع روبه‌رو خواهد شد. این پیام در واقع می‌گوید فشار اقتصادی با یک چتر امنیتی همراه است: آمریکا می‌خواهد هزینه واکنش منطقه‌ای به تحریم‌ها را نیز بالا ببرد.

اما این به معنای آن نیست که حمله نظامی گسترده، گزینه‌ای کم‌هزینه یا اجتناب‌ناپذیر است. هرگونه جنگ وسیع با ایران، می‌تواند تنگه هرمز، امنیت کشتیرانی، بازار انرژی، پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا، کشورهای خلیج فارس و حتی اقتصاد جهانی را در معرض خطر قرار دهد. تهدید موشکی، حملات پهپادی، اقدامات دریایی، جنگ سایبری و گسترش دامنه درگیری از جمله متغیرهایی هستند که محاسبات قدرت سخت را پیچیده می‌سازند.

از منظر راهبردی، فشار اقتصادی می‌تواند تاب‌آوری داخلی را هدف بگیرد و در محاسبات همه طرف‌ها اثر بگذارد؛ اما نمی‌تواند به‌سادگی جایگزین ارزیابی پیامدهای جنگ شود. آمریکا ممکن است با تحریم، تهدید و نمایش قدرت، در پی افزایش اهرم مذاکره باشد؛ ایران نیز می‌کوشد با حفظ شبکه‌های اقتصادی جایگزین و تقویت ظرفیت بازدارندگی، هزینه فشار را بالا ببرد. حاصل این تعامل، نه یک مسیر از پیش تعیین‌شده، بلکه رقابتی سیال میان اجبار، سازگاری و بازدارندگی است.

  سناریوهای پیش‌رو

سناریوی نخست، «فشار مهارشده» است. در این وضعیت، تحریم‌ها هزینه تجارت ایران را افزایش می‌دهد، اما فروش نفت از مسیرهای جایگزین ادامه پیدا می‌کند؛ چین و برخی بازیگران منطقه‌ای همکاری خود را به‌طور کامل قطع نمی‌کنند و ایران نیز با سازگاری اقتصادی، بخشی از شوک را جذب می‌کند. نتیجه، اقتصاد دشوارتر اما نه لزوماً فروپاشیده خواهد بود.

سناریوی دوم، «تشدید تحریم ثانویه» است. اگر آمریکا به جای شبکه‌های پیرامونی، سراغ بانک‌ها، پالایشگاه‌ها، شرکت‌های بزرگ بازرگانی و مراکز اصلی تسویه مالی برود، فشار بر درآمد ارزی ایران می‌تواند شدیدتر شود. اما هزینه این اقدام نیز برای واشنگتن افزایش خواهد یافت؛ زیرا برخورد با منافع چین و دیگر شرکای مهم، تحریم را به مسئله‌ای گسترده‌تر در رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل می‌کند.

سناریوی سوم، «چرخه تشدید منطقه‌ای» است. در این مسیر، فشار اقتصادی با ناامنی دریایی، حملات نیابتی، واکنش‌های متقابل، تهدید خطوط انرژی یا برخوردهای محدود نظامی همراه می‌شود. خطر اصلی در این سناریو، لغزش تدریجی از بازدارندگی به درگیری است؛ جنگی که ممکن است هیچ‌یک از بازیگران آغازگر آن را در مقیاس اولیه پیش‌بینی نکرده باشند.

  نتیجه‌گیری

عملیات طرد اقتصادی را باید کوششی برای هدف قراردادن اکوسیستم بقای اقتصاد تحریمی ایران دانست: نفت، ارز، حمل‌ونقل، شرکت‌های واسطه، طلا، فناوری، رمزارز و شبکه‌های مالی غیررسمی. هدف این سیاست، فقط محدودسازی درآمد نیست؛ افزایش هزینه تصمیم‌گیری برای ایران و برای هر بازیگر خارجیِ مایل به همکاری با آن نیز هست.با این‌همه، تحریم‌ها نه تضمین‌کننده تغییر سیاسی‌اند و نه مقدمه قطعی جنگ. اثربخشی آنها به رفتار چین و شرکای منطقه‌ای، توان واشنگتن برای اجرای واقعی تحریم ثانویه، ظرفیت شبکه‌های دورزدن تحریم و کیفیت مدیریت داخلی اقتصاد ایران وابسته است. آنچه روشن است، ورود منازعه ایران و آمریکا به مرحله‌ای است که در آن اقتصاد، جامعه، امنیت منطقه‌ای و قدرت نظامی بیش از گذشته در یک زنجیره واحد به هم متصل شده‌اند؛ زنجیره‌ای که گسستن یا تشدید آن، بیش از هر چیز به محاسبه دقیق هزینه‌ها و پرهیز از خطای راهبردی نیاز دارد.







جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵ - 28 August 2026
خراسان جنوبی؛ از بحران تا ورشکستگی منابع آبی
خبرگزاری ایرنا

خراسان جنوبی؛ از بحران تا ورشکستگی منابع آبی

بیرجند - ایرنا - خراسان جنوبی پس از ۲۶ سال خشکسالی پیاپی، اضافه‌برداشت چهار میلیارد و ۲۰۰ میلیون مترمکعبی از منابع زیرزمینی و بروز فرونشست در ۱۷ محدوده مطالعاتی، از مرحله بحران آب عبور کرده و به مرحله ورشکستگی آبی رسیده است؛ وضعیتی که کارشناسان از آن به عنوان «خط قرمز» منابع آبی یاد می‌کنند.
دستمزدهای پایین، ساعات کاری طولانی و کمبود امنیت شغلی/ از تاثیر تورم بر زندگی کارگری تا نیاز به نیروی کار تخصصی
سایت اقتصادآنلاین

دستمزدهای پایین، ساعات کاری طولانی و کمبود امنیت شغلی/ از تاثیر تورم بر زندگی کارگری تا نیاز به نیروی کار تخصصی

اصفهان - دستمزدهای پایین، ساعات کاری طولانی و کمبود امنیت شغلی سه توصیف ساده از زندگی کارگرانی است که این روزها تورم بر زندگی آنها بیش از گذشته سایه انداخته است.
کرمانی‌ها تا کی قرار است داغدار عزیزانشان شوند؟/ جاده‌ای که ۶ استاندار پشت سر گذاشت و تکمیل نشد
خبرگزاری ایسنا

کرمانی‌ها تا کی قرار است داغدار عزیزانشان شوند؟/ جاده‌ای که ۶ استاندار پشت سر گذاشت و تکمیل نشد

خبر واژگونی اتوبوس کرمان - مشهد در شب عید فطر و داغدار شدن چندین خانواده، تلخ و تاسف برانگیز است اما این اولین و آخرین حادثه از این دست نبوده و نیست.
«فرش ایرانی» یک گام تا سقوط/ از کمبود نیروی کار ماهر و کپی‌برداری تا اهمیت برندینگ و صادرات
سایت اقتصادآنلاین

«فرش ایرانی» یک گام تا سقوط/ از کمبود نیروی کار ماهر و کپی‌برداری تا اهمیت برندینگ و صادرات

اصفهان- فرش ایرانی به ویژه در استان اصفهان در اوج زیبایی و هنر با مشکلات مختلفی دست و پنجه نرم می کند که می‌تواند این هنر اصیل را از عرش به فرش سوق دهد.
اینفوگرافیک/ پدیده فرونشست در کدام استان‌ ها بحرانی تر است؟ - تجارت‌نیوز
سایت تجارت نیوز

اینفوگرافیک/ پدیده فرونشست در کدام استان‌ ها بحرانی تر است؟ - تجارت‌نیوز

پدیده فرونشست، در ایران به بحرانی تبدیل شده است که مسئولان به هشدار در مورد آن بسنده می‌کنند.
غمنامه هیرکانی
روزنامه آرمان امروز

غمنامه هیرکانی

آرمان امروز : کارشناسان و مدیران منابع طبیعی در مازندران مراکز انباشت چوب را مسلخی برای جنگل‌های هیرکانی برشمردند و خواستار تجدید نظر در فرایند اعطای مجوز به این واحدها شدند چرا که این مراکز زمینه ای برای نابودی جنگل در شهرهای مختلف مازندران را فراهم می کند. به گزارش ایرنا، با توجه به افزایش [ ]
دار مشکلات بر گردن فرش دستبافت/ عرضه گسترده فرش‌های بی کیفیت افغان در بازار گلستان
سایت اقتصادآنلاین

دار مشکلات بر گردن فرش دستبافت/ عرضه گسترده فرش‌های بی کیفیت افغان در بازار گلستان

در سال‌های اخیر سختگیرانه‌تر شدن شرایط تحریم بر علیه ایران بسیاری از صنایع بزرگ و کوچک از جمله صنعت فرش دستبافت را دستخوش تحول کرده است.
روایتی از افزایش آمار خشونت و قتل در فارس/ نقش رفاه عمومی در کاهش خشونت
خبرگزاری ایلنا

روایتی از افزایش آمار خشونت و قتل در فارس/ نقش رفاه عمومی در کاهش خشونت

گزارش فوریت هاى مرکز پلیس فارس در بازه زمانی مهر و آبان نشان می دهد که آمار خشونت و قتل به دلایل مختلف در استان فارس روند افزایشی داشته است.
         
غول خفته گاوخونی بیدار شد/ ۱۴ استان درگیر خواهند شد
خبرگزاری مهر

غول خفته گاوخونی بیدار شد/ ۱۴ استان درگیر خواهند شد

اصفهان- بیدار شدن غول خفته گاوخونی یعنی فاجعه‌ اقتصادی و اجتماعی، یعنی کانون‌های ریزگردی که امروز چشم و ریه دیار زنده رود را پر کرده و فردا بی‌شک ۱۴ استان از جمله پایتخت را درگیر خواهد کرد.
صف جاماندگان سهام عدالت طولانی| جاماندگان منتظر و سهامداران ناراضی
سایت تحلیل بازار

صف جاماندگان سهام عدالت طولانی| جاماندگان منتظر و سهامداران ناراضی

ساری- سال ها از اجرای سهام عدالت می گذرد و نه تنها کام دارندگانش شیرین نشد بلکه رویای جاماندگان هم رنگ نگرفت.
سرمایه اجتماعی کشور از بین رفته است/ بیش از ۸۰ درصد مردم شیوه حاکم بر نحوه اداره کشور را قبول ندارند
خبرگزاری ایلنا

سرمایه اجتماعی کشور از بین رفته است/ بیش از ۸۰ درصد مردم شیوه حاکم بر نحوه اداره کشور را قبول ندارند

فعال سیاسی اصلاح طلب در قزوین گفت: درد بزرگی است که در جمهوری اسلامی که با 98 درصد تایید شده است اما در انتخابات برگزار شده طی سالهای اخیر، بیش از ۶۰ درصد مردم شرکت نکنند؛ البته کسانی که شیوه حکمرانی جامعه را قبول ندارند بیشتر از این تعداد است زیرا کسانی که رای سفید داده یا به افراد دیگری غیر از گفتمان …
ورود ۶۰ درصد فاضلاب شهری دزفول به رودخانه «دز»
روزنامه آرمان

ورود ۶۰ درصد فاضلاب شهری دزفول به رودخانه «دز»

آرمان امروز : رئیس اداره حفاظت محیط زیست دزفول گفت: ۶۰ درصد از فاضلاب شهری دزفول همچنان به صورت خام وارد رودخانه دز می‌شود که این موضوع علاوه بر خطرات بهداشتی فراوان، موجب نگرانی دوستداران محیط زیست شده است. مسعود نوری‌پور در جلسه کارگروه حفاظت کیفی رودخانه دز که در دزفول برگزار شد، اظهار کرد: [ ]
مردان متکدی برای کسب درآمد بیشتر لباس زنانه بر تن می‌کنند
خبرگزاری ایلنا

مردان متکدی برای کسب درآمد بیشتر لباس زنانه بر تن می‌کنند

یک کارشناس جمع آوری متکدیان گفت: گاهی ما به دنبال دستگیری متکدی خانم هستیم و وقتی او را دستگیر می کنیم متوجه می شویم که او یک مرد است و برای اینکه شناخته نشود و به قولی بهتر دل مردم را به دست آورد خودش را با لباس زنانه و چادر می پوشاند.