آمارها نشان میدهد که این پدیده، دیگر یک استثنا نیست. گزارشهای تخصصی حاکی از آن است که حجم اعتبار مصرفشده در بازار «الان بخر، بعداً پرداخت کن» در سال ۱۴۰۳ به حدود ۷۵ هزار میلیارد تومان رسیده است. گزارشهای بزرگترین پلتفرمهای خرید آنلاین نیز از رشد ۱۲۹ درصدیِ خرید اعتباری نسبت به سال قبل حکایت دارد. برخی پلتفرمها نیز خبر از رشد ۲۳۰ درصدیِ حجم اعتبار تخصیصیافته در سال جاری میدهند. اعداد بهوضوح نشان میدهند که «خرید با پول آینده» به رفتاری عادی تبدیل شده است.
علت این امر، محصولِ مستقیمِ گسترش فقر و ناتوانی خانوارهاست؛ اما ماجرا وقتی متفاوت میشود که «اقتصادِ مصرفی» وارد میدان میشود. در حالی که درآمد واقعی خانوار تحت فشار است، دستگاه تبلیغات همچنان وظیفه دارد «خواستههای تازه» ایجاد کند. اینجاست که قشر فقیر با دو پیام متناقض روبهروست: واقعیت اقتصادی میگوید «کمتر بخر»، اما تبلیغات میگوید «بیشتر بخواه».
این وضعیت، مصداق بارزِ «اثر وابستگی» در نظریات جان کنت گالبرایت است. طبق این دیدگاه، در نظام سرمایهداری، تولیدکننده فقط کالا نمیسازد؛ بلکه با تبلیغاتِ مفرط، «نیاز» تولید میکند. در نتیجه، فرد نه تنها پول موجود در حسابش، بلکه بخشی از درآمدی که هنوز به دست نیاورده را نیز خرج میکند. خرید قسطی؛ ابزار رفاه یا عامل فشار …




















































































































