شامگاه یکشنبه، باز هم خلیجفارس و غرب آسیا شاهد یک درگیری نظامی میان ایران و آمریکا بود؛ درگیریای که مطابق معمول با تجاوز آمریکا به بخشهایی از خاک ایران آغاز شد. ارتش تروریستی آمریکا به جزیره لارک، از جزایر استراتژیک ایران در تنگه هرمز، حمله کرد و البته بلافاصله، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با حمله به پایگاههای نظامی آمریکا، پاسخ این تجاوز را دادند. روایت آمریکاییها از حمله بهعنوان اقدامی برای جلوگیری از مینریزی ایران در تنگه هرمز، با واقعیت میدانی همخوانی ندارد و در واقع بیان یک سناریو است که لابد بهعنوان پیوست رسانهای این حمله، از قبل در نظر گرفته شده است. خیلی ساده، در اظهارات مقامهای آمریکایی یک تناقض آشکار دیده میشود؛ از یکسو مدعی خنثیسازی تمام مینها شده بودند و ازسویدیگر ادعا میکنند مانع مینریزی جدید شدهاند. این پرسش پیش میآید که اگر همه مینها خنثی شدهاند، پس نفتکشهای متخلف چگونه همچنان به مینها برخورد میکنند؟ این تناقض نشاندهنده ضعف روایت آمریکایی و ناتوانی در ارائه توضیحی منسجم درباره اهداف واقعی عملیات یکشنبهشب است. در واقع، نیروهای آمریکایی قصد داشتند از تنبیه شناورهای متخلف توسط ایران جلوگیری کنند، اما در این هدف ناکام ماندند. شناورهای متخلف طبق برنامه تنبیه شدند و همزمان پایگاههای آمریکایی در منطقه نیز هدف اصابت پرتابههای ایران قرار گرفتند. این نتیجه نشان میدهد که عملیات آمریکاییها نهتنها به اهداف اعلامشده خود نرسید، بلکه هزینههای سنگینی نیز برای آنها به همراه داشت. این تنش نظامی جدید را میتوان ذیل چند نکته بررسی کرد:
نکته اول: اثبات تداوم جنگ ترکیبی و نقض آتشبس …











![یک کارشناس: روش پاکسازی آلودگیهای نفتی خلیجفارس باید تغییر کند | خسارت مرگ مرجانها از هر جنگی بیشتر است [+فیلم] | انصاف نیوز](/news/u/2026-08-21/ensafnews-gwz1r.jpg)




























































































