قرعهکشی و جوایز مادی در بازاریابی مقصد پدیده تازهای نیستند. مسئله از جایی آغاز میشود که یک ابزار تاکتیکی، در غیاب یک راهبرد روشن، بهجای آنکه بخشی از سیاست توسعه باشد، خودِ سیاست توسعه میشود. چرا برای رونق کیش، نخستین راهحل ما تحریک تقاضاست؟ آیا مشکل امروز جزیره واقعاً کمبود انگیزه برای سفر است یا ما، مثل بسیاری از مسائل دیگر، یک مسئله پیچیده را به چیزی ساده و قابلتبلیغ تقلیل دادهایم؟
مسئله امروز کیش، پیش از آنکه کمبود انگیزه برای سفر باشد، دسترسی است. اگر گلوگاه اصلی، دسترسی باشد، افزودن جایزه گره را باز نمیکند.
وقتی ظرفیت پرواز محدود است، مسئله فقط گردشگری نیست. کیشوندی که برای دیدار خانواده، درمان، تحصیل یا کار ناگزیر از رفتوآمد به سرزمین اصلی است، هواپیما بخشی از زیرساخت زندگی است، نه کالای تفریحی. کیشوند نباید برای خروج از جزیره هزینه یک سفر تفریحی را بپردازد. بنابراین، سیاست حملونقل در کیش را نمیتوان فقط با تعداد گردشگرانی که به جزیره میآیند سنجید؛ باید پرسید این سیاست تا چه اندازه امکان زندگی، کار و رفتوآمد را برای جامعهای که در جزیره زندگی میکند، فراهم میکند.
اگر مسئله دسترسی حل شود، پرسش مهمتری باقی میماند: قرار است چه نوع گردشگری را توسعه دهیم؟
اگر پاسخ فقط «گردشگر بیشتر» باشد، ممکن است در حال بیشینهکردن شاخصی باشیم که لزوماً بیشترین ارزش را برای جزیره ایجاد نمیکند. کیش نباید فقط برای تعداد بیشتر رقابت کند؛ باید برای گردشگری باارزشتر رقابت کند. مقصد باید بتواند گردشگری را جذب کند که برای کیفیت تجربه هزینه میکند، مدت بیشتری میماند و پیوند بیشتری با اقتصاد محلی برقرار میکند. اگر رونق کیش همچنان با افزایش ورود گردشگر تعریف شود، وابستگی به گردشگری نیز عمیقتر میشود. اقتصادی که با کاهش قدرت خرید، اختلال پرواز یا بحران منطقهای بهسرعت آسیب ببیند، تابآور نیست؛ حتی اگر در بازههایی اعداد گردشگری آن چشمگیر باشد. …




























































































