به گزارش روز نو امروز، اما در این روزهای نفسگیر و ملتهب پس از پایان «جنگ ۴۰ روزه»، محاصره دریایی و سایه سنگین و شوم حملات اخیر، تصویر این شاهرگ حیاتی به شکلی دردناک دگرگون شده است. با وجود تلاشهای بسیار، اجازه ورود به محوطههای داخلی اسکله و گمرک داده نمیشود. درهای آهنی و گیتهای امنیتی روی خبرنگاران بسته بود و به بهانه شرایط حساس، مجوزی برای حضور در میدان عملیات صادر نشد، اما حقیقت را نمیتوان پشت فنسها پنهان کرد و برای شنیدن صدای خرد شدن استخوانهای کارگران زیر بار این بحران، نیازی به ورود به اسکله نبود. در کوچهپسکوچههای شهر، در کافهها و در حاشیههای بندرعباس، پای درددل کارگرانی نشستم که واقعیت عریان اسکله را با خود به بیرون فنسها آورده بودند.
روایت کسانی که در این چرخه میسوزند
زمزمههایی از تعطیلی گسترده شرکتهای پیمانکاری، حملات به تأسیسات زیربنایی و اخراجهای فلهای، بر آنم داشت تا در روزهای داغ تابستان امسال، کولهبار ببندم و راهی جنوب شوم. یک سوال کلیدی مطرح است؛ در نقطهای که روزگاری قلب تپنده صادرات و واردات خاورمیانه بود و اکنون در حلقه محاصره و انزوا گرفتار شده، بر سر کسانی که بار این اقتصاد عظیم را بر شانههای آفتابسوخته میکشند، چه آمده؟ …











































































