در چنین شرایطی، بانک ممکن است یک ملک یا پروژه را با ارزش دفتری بالا ثبت کند، اما نتواند آن را بهموقع بفروشد یا به وجه نقد تبدیل کند. بنابراین، ارزش اسمی دارایی لزوماً به معنای توانایی آن برای جبران کسری نقدینگی یا تقویت سرمایه بانک نیست. اگر ارزش روز دارایی کمتر از رقم ثبتشده باشد، فاصله میان این دو رقم به زیان انباشته و کاهش سرمایه بانک منجر خواهد شد.
مسئله اصلی درباره این داراییها فقط قیمت روز نیست؛ بلکه باید مشخص شود مالکیت آنها قطعی است یا نه، امکان فروش فوری وجود دارد یا نه، چه میزان بدهی و تعهد حقوقی به آنها مرتبط است و سهم واقعی بانک از ارزش نهایی دارایی چقدر خواهد بود.
ارزشگذاری و انتقال؛ حلقه حساس اصلاح ترازنامه
برای خروج داراییهای غیرمولد از ترازنامه، نخست باید ارزشگذاری مستقل، بهروز و قابل راستیآزمایی انجام شود. ارزشگذاری صرفاً بر پایه قیمتهای پیشنهادی یا گزارشهای داخلی بانک نمیتواند مبنای تصمیمگیری قرار گیرد. در مورد املاک، وضعیت سند، کاربری، محدودیتهای ثبتی، بدهیهای مالیاتی، بدهی به پیمانکاران و میزان پیشرفت پروژه باید همزمان بررسی شود.
در پروژههای نیمهتمام نیز ارزش فعلی دارایی با ارزش پس از تکمیل تفاوت دارد. هزینه تکمیل، زمان لازم برای بهرهبرداری، شرایط بازار و احتمال تغییر کاربری، همگی بر ارزش واقعی اثر میگذارند. از این رو، انتقال دارایی به شرکت مدیریت دارایی، صندوق، نهاد واسط یا شرکتهای تابعه بانک، تنها زمانی به اصلاح ترازنامه کمک میکند که انتقال با قیمت منصفانه و در برابر مابهازای واقعی انجام شود. …































































