تاریخ، کمتر نام مردان روزگار آرام را در حافظه خود ماندگار می سازد. آنچه بر صفحات تاریخ نقش می بندد، نام انسان هایی است که در هنگامه بحران ها، مسئولیت را بر آسایش، حقیقت را بر مصلحت و منافع ملی را بر منفعت شخصی ترجیح داده اند. ملت ها، بیش از آنکه فاتحان روزهای آرام را به خاطر بسپارند، از کسانی یاد می کنند که در کوران حوادث، امید را زنده نگه داشتند و در دشوارترین بزنگاه های تاریخی، بار سنگین مسئولیت را بر دوش کشیدند.
اکنون دو سال از آغاز مسئولیت دکتر مسعود پزشکیان می گذرد؛ دو سالی که بی تردید از سخت ترین، پیچیده ترین و پرحادثه ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران به شمار می رود. دوره ای که کشور به طور هم زمان با مجموعه ای از بحران های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و منطقه ای مواجه شد؛ شرایطی که هر تصمیم، هزینه ای سنگین و هر اقدام، آزمونی دشوار برای دولت و ملت بود.
ملت بزرگ ایران، با امید به عقلانیت، اعتدال، عدالت، توسعه و گفت وگو، سرنوشت کشور را با رایی آگاهانه، مسئولانه و مبتنی بر اعتماد به دکتر مسعود پزشکیان سپرد. آنان به گفتمانی رای دادند که پیام آن، عبور از افراط و تفریط، نفی خشونت، کاهش شکاف های اجتماعی، تقویت همبستگی ملی و حرکت به سوی حکمرانی مبتنی بر وفاق، عدالت، شایسته سالاری و توسعه بود.
اما دولت، هنوز در نخستین روزهای آغاز به کار بود که با سلسله ای از حوادث تلخ و پرهزینه روبه رو شد؛ از ترورهای ناجوانمردانه و افزایش فشارهای خارجی گرفته تا تنش های منطقه ای، جنگی ویرانگر، خسارت های گسترده به زیرساخت ها، تشدید مشکلات اقتصادی، استمرار تورم، کاهش قدرت خرید مردم، محدودیت های گسترده و انباشت مسائل ساختاری که طی سالیان متمادی بر پیکره اقتصاد و مدیریت کشور سایه افکنده بود. مجموعه این شرایط، فضایی را رقم زد که کمتر دولتی در تاریخ معاصر ایران با چنین حجم و گستره ای از بحران های هم زمان روبه رو شده است. …































































