تجربه ارز ۴۲۰۰ تومانی و سپس نرخ ۲۸۵۰۰تومانی نیز نشان داده است که فاصله میان نرخهای رسمی و بازار میتواند خود به یک مساله سیاستی تبدیل شود. اکنون پرسش این است که آیا بازگشت به سیاست تثبیت، در شرایط محدودیت منابع ارزی، میتواند به مهار تورم کمک کند یا بار دیگر چرخه «تثبیت، شکاف ارزی و جهش» را فعال خواهد کرد؟ «دنیای اقتصاد» در این خصوص با سید کمال سیدعلی معاون ارزی اسبق بانک مرکزی نیز گفتوگو کرده است. در شرایطی که منابع ارزی اقتصاد ایران تحت فشار قرار گرفته و همزمان ریسکهای سیاسی، محدودیتهای تجاری و هزینههای مبادلات خارجی افزایش یافته است، بار دیگر ایده تثبیت نرخ ارز و سرکوب قیمت دلار بهعنوان راهکاری برای کنترل بازار مطرح میشود. طرفداران این رویکرد معمولا استدلال میکنند که با تعیین یک نرخ پایینتر و تزریق ارز، میتوان از افزایش قیمتها جلوگیری کرد و انتظارات تورمی را کاهش داد. با این حال، تجربه ارز ۴۲۰۰ تومانی و پس از آن ارز ۲۸۵۰۰ تومانی نشان میدهد که تثبیت یک نرخ غیرواقعی، بهویژه در شرایط کاهش منابع ارزی، نهتنها مشکل بازار ارز را حل نمیکند، بلکه میتواند زمینهساز شکلگیری رانت، تقاضای مازاد، کمبود و در نهایت جهش شدیدتر نرخ ارز شود. تجربه ارز ترجیحی در سالهای گذشته …
روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۰ ساعت قبل
وسوسه دلواپسان ارزی
بازگشت دوباره بحث تثبیت نرخ دلار در شرایطی مطرح شده که اقتصاد ایران با محدودیت منابع ارزی، ریسکهای سیاسی، محدودیتهای تجاری و کاهش ظرفیت عرضه ارز مواجه است. در چنین وضعیتی، پایین نگه داشتن دستوری نرخ ارز میتواند به جای ایجاد ثبات پایدار، شکاف میان نرخ رسمی و بازار را افزایش داده و زمینهساز شکلگیری رانت، تقاضای مازاد و در نهایت جهش ارزی شود. تجربه ارز ۴۲۰۰تومانی و ۲۸۵۰۰تومانی نشان میدهد که تثبیت نرخ غیرواقعی نمیتواند کمبود منابع ارزی را برطرف کند. دولت دوازدهم تا تیرماه۱۴۰۰ حدود ۶۶میلیارد دلار ارز ۴۲۰۰تومانی برای واردات کالاهای اساسی اختصاص داد؛ اما این سیاست نتوانست به اهداف مورد نظر دست یابد. همچنین رئیس کل بانک مرکزی درباره تجربه ارز ۲۸۵۰۰تومانی اعلام کرده است که این سیاست در سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴ حدود 7.5میلیارد دلار تعهد و بدهی ارزی ایجاد کرده و با پیشخور کردن منابع آینده، فش …

این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
علیرضا کتانی: گروهی از منتقدان سیاست ارزی دوباره فعال شدهاند تا در قامت کارشناس از سیاست تثبیت نرخ دلار دفاع کرده و بساط ارزهای رانتی را فراهم کنند. این دیدگاه در شرایطی مطرح میشود که اقتصاد ایران با محدودیت منابع ارزی، نااطمینانی سیاسی و کاهش ظرفیت عرضه ارز مواجه است؛ شرایطی که اجرای سیاست تثبیت میتواند به جای ایجاد ثبات پایدار، شکاف میان نرخ رسمی و بازار را افزایش دهد. نرخگذاری پایینتر از سطح تعادلی، از یکسو تقاضای ارز را تحریک میکند و از سوی دیگر میتواند انگیزه عرضه ارز صادرکنندگان در بازار رسمی را کاهش دهد؛ در نتیجه، تخصیص ارز به کالایی کمیاب تبدیل شده و صف تقاضا و زمینههای رانت شکل میگیرد. 
































































































































































