این صحنه آشنا، پرده از معمایی برمیدارد که در قلب اقتصاد گیگ نهفته است: رانندگان تاکسیهای اینترنتی، برخلاف کارگران سنتی، هر لحظه تصمیم میگیرند کار کنند یا نه؛ آنها «عرضهکنندگان نیروی کار»ی هستند که بهشدت به تغییرات قیمت، کمیسیون و مشوقها واکنش نشان میدهند؛ اما این واکنش، همیشه آن چیزی نیست که نظریهی سادهی عرضه و تقاضا پیشبینی میکند. کالبدشکافی یک تصمیم آنی: راننده کی کار میکند؟
در اقتصاد کار سنتی، عرضهی نیروی کار تابعی از دستمزد است: دستمزد بالاتر، ساعات کار بیشتر؛ اما در پلتفرمهای گیگ، ماجرا پیچیدهتر است؛ راننده، نه یک کارمند با ساعات ثابت، که یک «کارآفرین خُرد» است که در هر لحظه، درآمد نهاییِ یک سفر اضافی را با هزینهی فرصتِ زمانش مقایسه میکند؛ این هزینهی فرصت، شامل استراحت، وقت خانواده، یا حتی کار در پلتفرم رقیب است. مطالب پیشنهادی کارپینو تغییر نام داد؛ شهرزاد در خیابانها؟! ۱۴۰۴/۰۵/۰۶ درآمد چند ساعت کار در تاکسی اینترنتی بیشتر از ۸ ساعت کار در کارخانه! ۱۴۰۰/۰۹/۱۰
پلتفرمها برای مدیریت این عرضهی کارِ لحظهای، دو ابزار اصلی دارند: نرخ کمیسیون (درصدی که پلتفرم از کرایه برمیدارد) و مشوقهای رفتاری (پاداشهای نقدی، امتیازها و الگوریتمهای تشویقی). پرسش کلیدی برای اقتصاددانان این است: کشش عرضهی کار رانندگان نسبت به این دو ابزار چقدر است؟ بهزبان ساده، اگر پلتفرم کمیسیون را یک درصد کاهش دهد یا پاداش را افزایش دهد، رانندگان چند درصد بیشتر کار میکنند؟ شواهد از دل دادهها: کشش عرضه کار در عمل …



































































































































































