وی با اشاره به شکلگیری ایده اولیه نمایش، گفت: دقیقا نمیتوان گفت که ایده از چه زمانی در ذهن آدم شکل میگیرد. از خواندن داستانها، رمانها و تماشای فیلمها و سریالها مختلف ممکن است به وجود آمده باشد. شاید شروعاش از خواندن داستانی بود که آقای رضا جولایی نویسنده آن بود، یا از فیلم «سوءقصد ذات همایونی» یا کتابی به نام «عملیات در تهران» که درباره اجلاس سران متفقین در تهران و تلاش جاسوسان آلمانی برای ترور چرچیل، روزولت و استالین بود. همچنین علاقه شخصی من به تاریخ نیز در این ایده مؤثر بود.
آشوع بیان کرد: قصه در شهریور ۱۳۳۶ و در زمان اشغال کشور توسط نیروهای متفقین میگذرد. نمیخواهم درباره جزئیات قصه صحبت کنم تا برای مخاطبان جذابیت باقی بماند. این یک قصه جنایی است که در آن موقعیت بحرانی شکل میگیرد و با شرایط سیاسی آن زمان قرابتهایی دارد.
وی درباره روند نگارش نمایشنامه، گفت: از خرداد سال گذشته که بعد از جنگ دوازدهروزه بود، چندین بار بازنویسی کردم. نمایشنامهنویسی من بهصورت کارگاهی است، یعنی به مرور مینویسم، جلوتر میروم، آزمون و خطا میکنم تا به نقطه مطلوب برسم. الان فکر میکنم که حداقل در این لحظه … …






































































