راهبرد «جنگ نقاط گلوگاهی»، بازآرایی خلاقانه نیروها و اقتصاد مقاومتی جنگی، سه ستون اصلی این موفقیت هستند. به عبارت دیگر، انصارالله یمن مصداق بارز جنگیدن با «قلب گرم و عقل سرد» است، یعنی شجاعت و سلحشوری با به خوبی با نبوغ و آگاهی رزم درآمیخته است.
مقدمه
جنگ یمن در یک دهه گذشته به آزمایشگاهی برای سنجش توانایی یک جنبش غیردولتی در برابر یک ائتلاف نظامی مجهز به پیشرفتهترین تسلیحات غربی تبدیل شده است. آنچه این تقابل را از سایر درگیریهای نامتقارن متمایز میکند، نه فقط مقاومت انصارالله در برابر برتری مادی دشمن، بلکه توانایی این جنبش در تحمیل هزینههای راهبردی بر محور سعودی از طریق عملیات دقیق، حسابشده و مبتنی بر درک عمیق از جغرافیا و اقتصاد سیاسی منطقه است.
شجاعت میدانی و اعتراف دشمن
شجاعت نیروهای انصارالله در میدان نبرد، حتی از سوی منابع غربی که معمولاً این جنبش را با برچسبهایی چون «شبهنظامی» یا «نیابتی» توصیف میکنند، مورد اذعان قرار گرفته است.
تحلیلگران نظامی غربی اعتراف میکنند که این گروه «به شکلی استثنایی دشوار برای بیرون راندن» است و برخلاف تصویر اولیهای که از آن به عنوان یک «ملیشیای ژندهپوش» ساخته شده بود، سالها را صرف پیشرفت در تاکتیکهای رزمی و نظامی کرده است.
نبردهای اخیر در نوار ساحلی غرب یمن این ادعا را به اثبات رساند. انصارالله در عملیاتی که از سوم سپتامبر آغاز شد، موفق شد نیروهای سعودی را از استانهای تعز و حدیده در مساحتی بالغ بر ۵۴۰۰ کیلومتر مربع بیرون براند.
یک منبع نزدیک به محور مقاومت گزارش داده که از میان حدود ۷۰ هزار نظامی سعودی که برای تصرف حدیده و محاصره صنعا مستقر شده بودند، حدود ۳۰ هزار نفر عقبنشینی یا فرار کردند، سه هزار نفر به اسارت درآمدند و ۳۵ هزار نفر دیگر سلاح خود را زمین گذاشتند. این اعداد، صرفنظر از اغراق احتمالی، نشاندهنده شکست ساختاری در اراده جنگیدن نیروهای مقابل است.
هوشمندی راهبردی: از جنگ فرسایشی به «جنگ نقاط گلوگاهی» …



































































































































































