قیمت طلا امروز




 ناتور دشت

 خبرگزاری ایسنا / ۳ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۵

چگونه جی. دی. سالینجر افسانه‌ سرباز قهرمان آمریکایی را درهم شکست

جاسپر کریون - روزنامه‌نگار پژوهش‍گر - که عمده آثار او با مضمون انسان و جنگ در نشریاتی چون «نیویورک تایمز»، «پولیتیکو» و «هارپر» منتشر شده است، در مقاله‌ای در سایت ادبی «لیترری‌هاب»، به نقش جنگ در شکل‌دهی مفهوم قهرمان‌پروری کاذب و درهم شکستن این تابو در ادبیات آمریکا، به‌ویژه در رمان «ناتور دشت» پرداخته است.
 چگونه جی. دی. سالینجر افسانه‌ سرباز قهرمان آمریکایی را درهم شکست
به گزارش ایسنا، او در این مطلب می‌نویسند: از جمله اقلامی که سربازان در میدان‌های نبرد جنگ جهانی دوم با خود همراه داشتند، «انجیل محافظ قلب» بود؛ کتابی مذهبی و جیبی که توسط ارتش توزیع می‌شد و گاه جلدی فلزی داشت و به‌خوبی در جیب پیراهن فرم سربازان جای می‌گرفت. دست‌کم در یک مورد شگفت‌انگیز، همین کتاب همچون زرهی جان‌بخش عمل کرده و جلوی گلوله‌ای پیش از ورود به بدن سربازی را گرفت. با این حال، این کتاب به‌طور کلی همان کارکرد سنتی خود را داشت: آرام‌بخش وجدان و القای حسی روحانی...

زمانی که «جروم دیوید سالینجر» در ۲۳ سالگی به‌عنوان سرباز وظیفه به خط مقدم جبهه اعزام شد، تمثیل‌های مسیحی را کنار گذاشت و حماسه خود را نوشت؛ او در کنار تجهیزات نظامی‌اش، کاغذ سفید و یک ماشین‌تحریر نیز با خود داشت. یک‌بار، هنگامی که یگان او زیر آتش سنگین دشمن قرار گرفته بود، سربازی که برای پناه گرفتن می‌دوید، سالینجر را دید که زیر میزی خم شده و با شتابی دیوانه‌وار - همچون خبرنگاری که برای رساندن خبر تلاش می‌کند - مشغول تایپ کردن بود.

این سرباز جوان نویسنده که امروزه در سطح جهانی با نام مستعار ادبی‌اش، «جی. دی. سالینجر»، شناخته می‌شود، بسیاری از هولناک‌ترین وقایع جنگ را از سر گذراند. او در عملیات پیاده‌شدن نیروها در سواحل نرماندی شرکت کرد، در «نبرد بولج» جنگید و در آزادسازی «کائوفرینگ» که یکی از اردوگاه‌های فرعی بازداشتگاه «داخائو» بود، نقش داشت. او پیش‌نویس‌های اولیه‌ آثارش را همراه خود می‌برد؛ نوشته‌هایی که آغشته به عرق تنش و بازتاب‌دهنده‌ واکنش‌های غریزی و بی‌پرده‌اش نسبت به وقایع جنگ بود. این تأملات و نوشته‌ها بعدها صیقل یافتند و به نخستین متون آمریکایی بدل شدند که بی‌پروا تصویر مقدس‌مابانه‌ی سرباز آمریکایی و افسانه‌های زیبا و فریبنده درباره‌ جنگ را به چالش می‌کشیدند. کلمات سلینجر همچنین با قدرتی تمام، آن الگوی اغواگر و مسحورکننده‌ مردانگی آمریکایی را که در گذشته، حال و آینده موتور محرک اصلی جذب نیرو برای ارتش ایالات متحده بوده و هست، در هم می‌شکست.

داستان‌های تاثیرگذار سالینجر به‌سرعت او را به یکی از رساترین و موفق‌ترین صداهای «نسل خاموش» (Silent Generation) بدل کرد. سالینجر نیز همچون بسیاری دیگر، با آسیب‌های روانی عمیقی از جنگ بازگشت. او تجربیات دوران جنگ خود را تمام‌وکمال در قالب داستان‌نویسی واکاوی می‌کرد. او به‌ندرت درباره‌ سوابق خدمت نظامی‌اش سخن می‌گفت یا می‌نوشت، هرچند تصاویر همان لحظات نادر که با صراحت و صداقت بیان می‌شد، تکان‌دهنده و دلهره‌آور بود. او یک بار خطاب به دخترش گفته بود: «بوی گوشت در حال سوختن، هرگز به‌طور کامل از مشامت پاک نمی‌شود؛ مهم نیست چقدر عمر کنی.»

افکار و نظریات او درباره جنگ جهانی دوم اغلب در لایه‌های داستانی مربوط به زندگی داخلی پنهان می‌شد یا در مکان‌های نظامی دور از خط مقدم جریان داشت. سالینجر تنها یک بار درباره درگیری مستقیم و فعال نوشت؛ در داستان کوتاهی منتشرنشده به نام «سنگر جادویی» (The Magic Foxhole) که شرحی درباره از دست رفتن اعضای بدن و سلامت روان برخی از «سربازان جوان» آمریکایی در جریان بمباران نرماندی است. این داستانی هولناک، به‌ویژه برای آن دوران است و همچون احساسات عذاب‌آلود خود سالینجر درباره «عذاب وجدان بازماندگان» جلوه می‌کند. شاید سالینجر با نوشتن این داستان می‌کوشید، دریابد که آیا جان سالم به در بردن حیرت‌انگیزش از مهلک‌ترین صحنه‌های نبرد، صرفا ناشی از شانس محض بوده یا مداخله‌ای الهی در کار بوده است.

داستان «سنگر جادویی» با نمادی تاثیرگذار از ماهیت دردآور جنگ آغاز می‌شود: کشیشی نظامی که در میان غرش انفجار گلوله‌ها، سراسیمه و چهار دست‌ و پا به دنبال عینکش می‌گردد. سپس با سرباز جوانی به نام «گاردنر» آشنا می‌شویم که به‌ طرز معجزه‌آسایی خود را به سنگرهایی می‌رساند که از بمباران در امان مانده‌اند. گاردنر از نظر جسمی آسیبی نمی‌بیند، اما روانش در حال فروپاشی است. در مقطعی، او دچار توهم می‌شود و مرد دیگری را با کلاه‌خودی عجیب درحال پیشگویی در سنگر خود می‌بیند؛ کسی که گمان می‌کند، پسر هنوز متولد نشده‌اش، «ارل» است.

اگرچه گاردنر «ظاهری دیوانه‌وار» داشت اما سالینجر تصریح می‌کند که او «مجنون» نبود. بلکه به تعبیر نویسنده، گاردنر دچار نوعی «فرسودگی ناشی از نبرد» شده بود؛ حالتی که «در آن آدم شبیه مرده‌ها به نظر می‌رسد، یا شروع می‌کند به فریاد زدن و گفتن این حرف به همه که ای کاش غیرنظامی بود و نه عضوی از این ارتش لعنتی.» در اواخر داستان، گاردنر تصمیم می‌گیرد پسر خیالی‌اش را بکشد تا او را از رنج‌های جنگ مصون نگه دارد، اما وقتی می‌بیند پسرش مشتاق است که به سربازی شریف بدل شود، از تصمیم خود منصرف می‌شود. گاردنر با لحنی سرد توضیح می‌دهد: «می‌خواستم به او شلیک کنم، اما گفت که می‌خواهد اینجا باشد.»

بخش عمده‌ای از نوشته‌های دیگر سالینجر در طول جنگ، از طریق الگوی کم‌مایه و تخیلی از روی خودش به نام هولدن کالفیلد، هدایت می‌شد. هولدن شوخ‌طبع، بدبین و بسیار ترش‌رو است؛ یک ملحد که خود را بی‌رحم توصیف می‌کند و بی‌رحمانه به جنگ و نهادهای وابسته به آن حمله می‌کند.

پس از آتش‌بس، سالینجر به خانه‌اش در کنتیکت بازگشت؛ جایی که قطعات خود را به رمانی کاملا منسجم با عنوان «ناتور دشت» تبدیل کرد که امسال ۷۵ ساله می‌شود. این رمان، هولدن را در یک مدرسه خصوصی در خارج از فیلادلفیا به نام «پنسی پرپ» قرار داد که جایگزینی برای مدرسه واقعی سالینجر بود: آکادمی نظامی ولی فورج. سالینجر اولین بار در سال ۱۹۳۴ پس از اخراج از مدرسه مقدماتی منهتن مک‌برنی، در سنترال پارک وست به «فورج»، آن‌طور که افراد داخلی آن را می‌نامند، وارد شد. او ۱۵ ساله بود.

فورج به اشخاصی که «سیب‌های گندیده» می‌نامیدند، خدمات ارائه می‌داد و می‌توانست بسیار تنبیه‌کننده باشد. کمی قبل از اینکه سالینجر نام‌نویسی کند، یک دانشجوی دانشکده افسری در شرایط مشکوکی از پنجره دانشکده سقوط کرد و جان باخت. سالینجر مانند بسیاری از دانشجویان دانشکده افسری، در مورد آن مکان دچار تناقض بود. او شعری احساسی در سالنامه کلاس خود نوشت که هنوز در گردهمایی‌های مدرسه خوانده و در مکاتبات شخصی علاقه عمیق او نسبت به دانشجویانی که تجربه او را به اشتراک گذاشته بودند، نشان داده می‌شود. با این وجود، نویسنده «ناتور دشت» همچنین ناامیدی‌های شدید خود را در مورد مدرسه در رمان خود بیان کرده است. در حالی که گروه «زندگی پسر»، ارگان داخلی پیشاهنگان پسر، دکان آهنگری را به‌عنوان دژ رهبری نظامی تبلیغ می‌کرد، سالینجر آن را پناهگاهی برای پسران گمشده می‌دانست. هولدن در صفحه اول می‌گوید: «آنها در پنسی هیچ کاری بیشتر از هر مدرسه دیگری انجام نمی‌دهند؛ من هیچ کس را در آنجا نمی‌شناختم که فکری باز داشته باشد. شاید یک یا دو پسر. اگر همین هم بوده تعداد زیادی بوده است و احتمالا آنها از این طریق به پنسی آمده بودند.»

در روایت سالینجر، پنسی گرفتار جمعیتی از جوانان مشکل‌دار، معلمان فاسد و بچه‌های پولدار لوس است، ترکیبی که اغلب باعث سوءاستفاده می‌شد. خود آهنگری دقیقا در حال تبدیل شدن به همین بود، نوعی جهش‌یافته از نخبه‌پرورترین آکادمی نظامی آمریکا - وست پوینت - که بر روی یک بدنه‌ آموزشی بسیار جوان‌تر کار می‌کرد. مدرسه در آن زمان برنامه‌ درسی منسجم و فوق‌برنامه‌های قوی داشت؛ از جمله یک گروه موسیقی در سطح جهانی که برای مقامات به اجرای کنسرت می‌پرداختند که شامل رئیس جمهور وقت - ریچارد نیکسون - نیز می‌شد. اما به لطف گروه بزرگی از دانشجویان سرکش از هر سن و پیشینه‌ای، محیطی پویا و خونسرد نیز وجود داشت. این گروه برای مدتی شامل شاه سیمئون، پادشاه تبعیدی بلغارستان نیز می‌شد. سیمئون در حالی که یک روز در پاییز ۱۹۵۸ چکمه‌هایش را واکس می‌زد، به یک خبرنگار محلی عطش خود را برای بازپس‌گیری قدرت در خارج از کشور اعلام کرد. او با غرولند گفت: «من برای تاج و تخت به دنیا آمده‌ام و هرگز از سلطنت کناره‌گیری نکرده‌ام و هیچ برگه‌ای را برای واگذاری سلطنت امضا نکرده‌ام.»

در حالی که خدمت سربازی بعدی در فورج، مانند اکثر مدارس نظامی دیگر از این نوع، اجباری نبود، با این وجود میزبان یک برنامه قوی و داوطلبانه برای استخدام افسران، به علاوه یک خط لوله جذب نیرو به آکادمی‌های خدمت بود. در عوض، مدارسی مانند فورج، یک الگوی نظامی جدید را به‌وجود آوردند که پیروان آن اغلب ممتاز، بی‌ادب و آسیب‌دیده بودند؛ درست مانند هولدن کالفیلد.

هولدن مشتاقانه علیه پنسی پرپ شورش می‌کند، اخراج می‌شود و به نیویورک سیتی فرار می‌کند، جایی با رذایل و خطرات خاص خود، اما بدون آن نوع تبلیغات و تظاهری که جنبه تاریک مدرسه را پنهان می‌کند. هولدن مانند اکثر پسران مدرسه نظامی خصوصی، جوان است. در ۱۶ سالگی، او با لحنی تسلیم‌شده مانند یک جانباز خسته از جنگ صحبت می‌کند. او با انرژی جنسی فروخورده، عادت بد سیگار و دیدگاهی تاریک از جهان دست‌وپنجه نرم می‌کند. دیوید شیلدز و شین سالرنو در زندگینامه‌ خود با عنوان «سالینجر» که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، اظهار می‌کنند که «کچر» عمیقا از تجربیات سالینجر در خطوط مقدم آگاه بوده است. آن‌ها گزارش می‌دهند که او در دوران خدمتش به عنوان مامور اطلاعات ارتش، برای درمان بیماری روانی در بیمارستان بستری شده بود و در آنجا، از جمله موارد دیگر، بازجویی‌های سختی را متحمل می‌شد.

او از این تجربه با این باور بیرون آمد که «دیگر نمی‌توانست به آن آرمان‌های قهرمانانه و والایی که دوست داریم، تصور کنیم نهادهای فرهنگی‌مان (آمریکا) پاسدار آن‌ها هستند، اعتقاد داشته باشد.» در اینجا شاهد دیدگاه‌های تند و تلخ سالینجر درباره جنگ جهانی دوم در همان بخش‌های آغازین رمان «ناتور دشت» (Catcher) هستیم؛ آنجا که هولدن جزئیاتی از دوران خدمت برادرش، «دی.بی.»، را بازگو می‌کند. دی.بی. به هولدن می‌گوید که ارتش ایالات متحده «عملا به اندازه نازی‌ها پر از آدم‌های پست و عوضی است.» دی.بی. در دوران مرخصی‌اش بسیار افسرده و دلسرد بود. هولدن تعریف می‌کند: «تقریبا تمام وقتش را روی تخت دراز می‌کشید. حتی به‌ندرت به اتاق نشیمن می‌آمد.» این توصیف شباهت عجیبی به وضعیت روحی خود سالینجر در دوران خدمت نظامی دارد؛ به‌ویژه در روزی که قاعدتا باید سرشار از شور و شعف می‌بود. در ۸ مه ۱۹۴۵، زمانی که ارتش آلمان سرانجام تسلیم شد، سالینجر روز را در اروپا به تنهایی سپری کرد؛ او روی تخت‌خوابی صحرایی دراز کشیده بود و در حالی که تپانچه کالیبر ۴۵ خود را در دست داشت، به شلیک کردن به کف دستش فکر می‌کرد.

رمان «ناتور دشت» پس از انتشار در سال ۱۹۵۱، به‌سرعت به یکی از کتاب‌های پرممیزی (سانسورشده) در آمریکا بدل شد.

اگرچه تا اواسط دهه ۱۹۵۰ تب‌​​وتاب پسران آمریکایی برای کسب اعتبار از طریق خدمت نظامی رو به فروکش بود، اما همه آن‌ها به سلامت از این دوران عبور نکردند. ارنست همینگوی نماد ادبی آن نسل از سربازان سنتی بود؛ کسی که همچون بسیاری از مردان هم‌نسل خود، از همان دوران کودکی سرنوشتش با خدمت نظامی گره خورده بود. همینگوی در سال‌های آغازین قرن بیستم و در دوران کودکی، با استدلالی ساده می‌پنداشت که جنگ، کاری است که «مردان همواره انجام می‌داده‌اند.» تصورات رویاپردازانه او درباره خدمت نظامی، همچون بینایی‌اش، مبهم و تار بود. پس از آنکه ارتش در هجده‌سالگی به دلیل ضعف بینایی، همینگوی را نپذیرفت، او به‌عنوان راننده آمبولانس به صلیب سرخ پیوست و در جریان جنگ جهانی اول در خطوط مقدم جبهه در ایتالیا فعالیت کرد، تا اینکه در حوادثی پیاپی بر اثر آتش خمپاره و مسلسل مجروح شد.

همینگوی بعدها مسیر دیگری برای حضور در میدان نبرد یافت: فعالیت به‌عنوان خبرنگار. در اوت ۱۹۴۴، او در حین پوشش خبری وقایع جنگ جهانی دوم، برای کمک به آزادسازی پاریس سلاح به دست گرفت. کمی بعد، با سالینجر دیدار کرد؛ مشخصا در بار هتل «ریتز»، جایی که سالینجر از روز آزادسازی، بخش عمده‌ وقت خود را در آنجا می‌گذراند، محفل‌داری می‌کرد و نوشیدنی می‌نوشید. همینگوی از داستان‌های کوتاه سالینجر که در آن زمان گروهبان‌یکم ۲۵ ساله‌ای بود، تمجید کرد و آن دو ساعت‌ها با یکدیگر به گفت‌وگو پرداختند. همینگوی بعدها در نامه‌ای به سالینجر نوشت: «گوش فوق‌العاده‌ای داری؛ با لطافت و عشق می‌نویسی، بی‌آنکه [نوشته‌ات] آبکی و لوس شود.»

سالینجر در همینگوی، خدای نویسندگی و روحیه‌ای خویشاوند می‌دید. با این حال، گاهی اوقات از مردانگی بی‌رحمانه‌ همینگوی، که به‌نظر سالینجر اغلب شامل پنهان کردن حقیقت کامل وجود یک سرباز بود، خشمگین می‌شد. در رمان «ناتور دشت» هولدن «وداع با اسلحه» همینگوی را به عنوان یک «کتاب ساختگی» مسخره می‌کند. خود سالینجر نیز یک فیلم جنگی تماشا می‌کند که احساسات‌گرایی‌اش تقریبا او را به حالت تهوع می‌اندازد. سالینجر یک بار به دوستی گفته بود که نسبت به بیش‌ارزش‌گذاری همینگوی از شجاعت فیزیکی محض که معمولا «شهامت» نامیده می‌شود، به‌عنوان یک فضیلت احساس منفی دارد، پیش از آنکه اعتراف کند «من خودم [شهامت] کمی دارم. 

در زیر پوست پرحرفی همینگوی، دردی پنهان و ضعیف نهفته بود. آثار او با تنش پیرامون رابطه‌ نیروبخش و اغلب خودویرانگر بین مرد آمریکایی و نظامی‌گری شکل گرفته است. این تعامل در هیچ کجا به اندازه‌ «خورشید همچنان طلوع می‌کند»، کتابی درباره‌ یک قهرمان جنگ که زخم‌هایش او را از نظر جنسی ناتوان کرده است، آشکار نیست. با وجود تفاوت‌های بین این دو نویسنده، سالینجر با روحیه‌ای تازه از هتل «ریتز» بیرون آمد تا بنویسد. او همچنین از رفتار نرم همینگوی در حضورش شگفت‌زده و تا حدودی آرام شد. همینگوی به وضوح حقیقت را در تز مهم سالینجر دید: اینکه در میان بسیاری از چیزهایی که جنگ نابود کرده، بخش‌های مهمی از خود، مانند معصومیت کودکی، آرامش درونی و خوش‌بینی، وجود دارد. در حالی که همینگوی هرگز علنا درباره «ناتور دشت» اظهار نظر نکرد، گفته می‌شود که یک نسخه از رمان را که توسط سالینجر شخصی‌سازی شده بود، در خانه‌ محبوبش در هاوانا نگهداری می‌کرد. سالینجر در نامه‌ای منتشر نشده در سال ۱۹۹۵ به یکی از همکلاسی‌های سابقش در دانشکده نظامی فورج، از شعر سه‌بیتی شاد و پرانرژی که درست قبل از فارغ‌التحصیلی سروده بود و پس از شهرت نویسنده در کلیسای مدرسه به نمایش گذاشته شد، ابراز پشیمانی کرد. بخشی از آن چنین است:

در این آخرین روز اشک‌هایت را پنهان مکن

غم تو شرم‌آور نیست؛

دیگر در میان خطوط خاکستری قدم نزن؛

دیگر بازی نکن.

چهار سال به شادی گذشت -

آیا آن دوران گذشته عزیز می‌ماند؟

پس اکنون،

این روزهای زودگذر را گرامی بدار،

تا زمانی که اینجا هستی، اندک روزهایی که می‌گذرند.

سالینجر که در آن زمان ۷۶ سال داشت، گویی احساس می‌کرد ارزیابی‌اش از مدرسه سابق خود بیش از حد اغراق‌آمیز و شیرین‌کارانه بوده است. او خطاب به دوستش نوشت: «سال‌هاست که قصد دارم سری به آنجا بزنم و یا آن نمایشگاه را برچینم و یا دست‌کم، پایین‌تر از آن دیوارنوشته‌ای‌ رکیک اضافه کنم.» سالینجر همچنین به یاد «مجموعه جالبی از آدم‌های ناسازگار» می‌افتاد که در «فورج» (مدرسه نظامی) با آن‌ها دوست شده بود و خاطرات تلخ و شیرینی که با هم داشتند.

با این حال، ترک مدرسه نظامی بود که بیشترین لذت را نصیب سالینجر کرد؛ او نوشت: «اگرچه [فورج] در مجموع برای من شوخی بسیار بدی بود و تظاهرها و ژست‌هایش به‌شکلی جبران‌ناپذیر پوچ و حقیرانه به نظر می‌رسید، اما با خود می‌اندیشم که آیا هرگز دوباره آن‌قدر احساس آزادی و رهایی لذت‌بخش داشتم که در آن پیاده‌روی دلپذیر به سمت شهر «وین» و آن غذاخوری، در یک روز یکشنبه و پس از دریافت مجوز خروج، تجربه کردم؟»

در نوشته‌ای دیگر که هنوز منتشر نشده و پسرش «مت» آن را به اشتراک گذاشته است، سالینجر از «نقص عمیقی» سخن می‌گوید که از همان سنین پایین در آمریکایی‌ها شکل می‌گیرد. او این پدیده را «احترام ناسالم به اقتدار صرفا اسمی» می‌نامید. سالینجر درباره تجربه شخصی خود نوشت: «این شرطی‌سازی در دوران کودکی و جوانی‌ام، متغیر اما بی‌وقفه ادامه داشت: اقتدار مطلق والدینم (که آدم‌های ناآگاهی بودند)، اقتدار مطلق تقریبا تمام معلمان مدارس ابتدایی در دهه‌های بیست و سی (که بیشترشان — یا بسیاری‌شان — عاشق قدرت و پیردخترهایی عبوس و تلخ‌خو بودند، البته با استثناهایی نادر) و سپس در مراحل بعد، مدرسه نظامی و اقتدار بی‌رحمانه و قدرت مطلق کادر آموزشی، افسران دانشجو و درجه‌داران (که در مجموع، گروهی به همان وحشتناکی بودند که ذهن آدمی می‌تواند تصور کند).»

روی دیگر این تصویر تیره‌وتار سالینجر، کودکی‌ای سرشار از آزادی بیان و رشد طبیعی است؛ دورانی که زیر بار سنگین قدرت، قوانین و انضباط تحمیل ‌شده از سوی بزرگسالان دل‌زده از دنیا و شیفتگان قدرت، قرار نداشت.

انتهای پیام







چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - 19 August 2026
سینما رکس آبادان؛ روایتی از تلخ‌ترین حوادث تاریخ معاصر ایران
خبرگزاری ایرنا

سینما رکس آبادان؛ روایتی از تلخ‌ترین حوادث تاریخ معاصر ایران

آبادان - ایرنا - حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷، یکی از تلخ‌ترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود، حادثه‌ای که جان شمار زیادی از شهروندان را گرفت و به یکی از وقایع اثرگذار در تحولات اجتماعی و سیاسی سال‌های پایانی حکومت پهلوی تبدیل شد.
گل‌فشان پیرگل؛ گنجینه خاموش گردشگری سلامت در تفتان
خبرگزاری ایرنا

گل‌فشان پیرگل؛ گنجینه خاموش گردشگری سلامت در تفتان

زاهدان - ایرنا - گل‌فشان پیرگل در جنوب غربی شهرستان خاش، یکی از کم‌نظیرترین پدیده‌های زمین‌شناختی سیستان و بلوچستان است که با وجود ظرفیت‌های طبیعی و خواص درمانی، همچنان در سایه کمبود زیرساخت‌ها قرار دارد؛ ظرفیتی که کارشناسان معتقدند با برنامه‌ریزی هدفمند می‌تواند این منطقه را به یکی از مقاصد مهم گردشگری …
         
روزنامه شرق

اصغر فرهادی در ایران فیلم نمی‌سازد

جزئیات سریال «کنکل» از توقف ناگهانی تا داستان و بازیگران
سایت فرارو

جزئیات سریال «کنکل» از توقف ناگهانی تا داستان و بازیگران

سریال «کنکل» در بازگشت دوباره خود باید علاوه بر ادامه دادن داستان سرقت‌های کارخانه، پاسخ پرسش‌هایی را بدهد که نزدیک به یک سال در ذهن مخاطبان باقی مانده‌اند.
سربازان صلح
سایت روزنامه سازندگی

سربازان صلح

روایت شرمین نادری از ترویج کتاب و کتاب‌خوانی حتی در روزهای جنگ
روزنامه آرمان امروز

بازگشت شادمهر؛ از شایعه تا چراغ سبز

سایت عصرایران

وداع با پهلوان آواز؛ مراسم یادبود ایرج با حضور اهالی موسیقی برگزار شد (+عکس)

سایت خبرآنلاین

پس از سال‌ها بلاتکلیفی؛ فیلم جدید فرانسیس فورد کوپولا سرانجام کلید می‌خورد

از رانندگی تاکسی تا اسکار؛ قصه جنون‌آمیز رابرت دنیرو برای «شدن»/ از «شیرین‌عسل» خجالتی نیویورک تا هیولایی که سینما را به زانو درآورد
سایت خبرآنلاین

از رانندگی تاکسی تا اسکار؛ قصه جنون‌آمیز رابرت دنیرو برای «شدن»/ از «شیرین‌عسل» خجالتی نیویورک تا هیولایی که سینما را به …

رابرت دنیرو در ۸۳ سالگی همچنان یکی از ماندگارترین چهره‌های تاریخ سینماست؛ بازیگری که برای رسیدن به حقیقت نقش‌هایش بارها مرزهای معمول بازیگری را پشت سر گذاشت؛ از رانندگی شبانه با تاکسی برای «راننده تاکسی» تا تمرین‌های سخت بوکس و افزایش ۲۷ کیلوگرمی وزن برای «گاو خشمگین». داستان دنیرو، روایت بازیگری است …
سایت خبرآنلاین

دفاع دوباره شهره آغداشلو از آیدین آغداشلو در برابر اتهام آزار جنسی

پرونده سینماهای قدیمی روی میز فروش، تخریب و تغییر کاربری
روزنامه هفت صبح

پرونده سینماهای قدیمی روی میز فروش، تخریب و تغییر کاربری

داستان تعطیلی و تخریب سالن‌هایی که بخشی از خاطرات چند نسل را ساخته‌اند از فروش «عصر‌جدید» تا ۲۲ سال خاموشی «نور» کرمان و سینماهای از دست‌رفته اراک
    
سایت عصرایران

بازگشت اصغر فرهادی به زبان مادری‌ در فیلمنامه جدیدش

نوید محمدزاده ؛ گاهی باید با شوک و حاشیه خود را زنده نگه داشت
سایت عصرایران

نوید محمدزاده ؛ گاهی باید با شوک و حاشیه خود را زنده نگه داشت

امروز مخاطب دیگر به سختی می‌تواند تشخیص دهد کدام رفتارهای نوید محمدزاده ناشی از یک دغدغه واقعی است و کدام صرفاً ابزاری برای فرار از فراموشی و دیده شدن!
سایت عصرایران

ریدلی اسکات فیلمساز 89 ساله هالیوود: از کلمه بازنشستگی متنفرم

سایت عصرایران

مجید مظفری بازیگر نشانش را به دخترش داد: نیکی قهرمان زندگی‌ام است (+عکس)

سایت تابناک

سانسورهای سریال عطاران در بازپخش از صداوسیما!

تناقضی که «بی‌داد» را تصنعی می‌کند/ چرا صدای خواننده‌اش را نشنید؟
سایت عصرایران

تناقضی که «بی‌داد» را تصنعی می‌کند/ چرا صدای خواننده‌اش را نشنید؟

ستی در «بی‌داد» برای حق خواندن مبارزه می‌کند، اما صدایی که قرار است نماینده این مبارزه باشد، از آنِ خود بازیگری نیست که بدن و چهره او را به شخصیت بخشیده است
         
روزنامه هفت صبح

آرش فرزین: پدرم آماده سفر به تهران بود که سکته کرد / روایت مرگ خواننده محبوب ایرانی از زبان پسرش

روزنامه هفت صبح

نگاه روز | «اسب نورد» جمعه تمام می‌شود؛ اعلام مهدی کوشکی

سایت خبرآنلاین

ببینید | ویدئویی تازه منتشرشده از تست گریم و لباس مرحوم اکبر عبدی با لباس زنانه

روزنامه شرق

تصاویر کمتر دیده شده از عزت الله انتظامی

«رویای نیمه‌شب»؛ عاشقانه‌ای در سایه اختلاف شیعه و سنی
سایت رویداد‌ ۲۴

«رویای نیمه‌شب»؛ عاشقانه‌ای در سایه اختلاف شیعه و سنی

رویایی نیمه شب؛ سریالی تاریخی که مسیر پرحاشیه‌ای تا آنتن شبکه سه طی کرده، حالا با داستانی درباره عشق یک جوان سنی و دختر شیعه، مخاطب تلویزیون را به تماشای روایتی متفاوت‌تر دعوت می‌کند.
چرا ترانه تازه داریوش سلطنت‌طلبان را عصبانی کرد؟
سایت رویداد‌ ۲۴

چرا ترانه تازه داریوش سلطنت‌طلبان را عصبانی کرد؟

آخرین ترانه داریوش اقبالی، «توهم توطئه»، تنها یک قطعه سیاسی دیگر در کارنامه خواننده‌ای نیست که از پیش از انقلاب تا امروز موضع سیاسی داشته است. این ترانه، هم ساختار قدرت را نقد می‌کند، هم اپوزیسیون را و هم ذهن تاریخی جامعه‌ای را که به تعبیر داریوش، به جای مواجهه با خطاهای خود، مدام دشمنی پشت پرده می‌سازد …
سایت عصرایران

سربازان روس با زن ستارخان چه کار کردند؟ (+صدا)

سایت اطلاعات آنلاین

محمدرضا شهیدی‌فرد بازیگر شد؛ هنرنمایی آقای مجری در «بی‌چهرگان»

سایت عصرایران

افشای راز ۳۰ ساله قتل خواننده معروف

خبرگزاری ایسنا

هنرمندی که در ۸۲ سالگی شگفت‌انگیز است

سایت عصرایران

راز تلخ تابلوهای کمال‌الملک در آستانه نابینایی

مرا عقیق تو باید، شکر چه سود کند؟
خبرگزاری مهر

مرا عقیق تو باید، شکر چه سود کند؟

فراوانی عقیق و کاربردهای بسیار آن جهانی از معنا و نماد را نمایندگی می‌کند که نازک خیالی های شاعران و ادیبان ادب فارسی در این ساحت جلوه و بروز می‌یابد. 
ایده امیرکبیر در تأسیس دارالفنون چه بود/بنیانگذاری آموزش مدرن در ایران
خبرگزاری مهر

ایده امیرکبیر در تأسیس دارالفنون چه بود/بنیانگذاری آموزش مدرن در ایران

دوران صدارت میرزا تقی‌خان امیرکبیر، با وجود کوتاهیِ زمانی آن، یکی از درخشان‌ترین و سرنوشت‌سازترین برهه‌های تاریخ معاصر ایران به‌شمار می‌رود.
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

لحظه حمله پیمان معادی به نوید محمدزاده | این تصاویر از پشت صحنه جالب را ببینید

نوید محمدزاده؛ جذاب روی پرده، معمولی در زندگی
روزنامه هفت صبح

نوید محمدزاده؛ جذاب روی پرده، معمولی در زندگی

نسل تازه سینما چهره‌های مشهور و بازیگران توانمند کم ندارد، اما شهرت همیشه هم‌قد شخصیت حرفه‌ای رشد نکرده است
سایت رویداد‌ ۲۴

مهران مدیری در بیمارستان بستری شد

سایت فرارو

فیلمبرداری سریال جدید مهران مدیری متوقف شد

سایت فرارو

واکنش وکیل مدافع پژمان جمشیدی به خبر اجرای حکم پرونده

ورود صاحبان سالن‌های زیبایی به عرصه تئاتر/شاخ‌های مجازی اینستاگرامی روی صحنه آمده‌اند
خبرگزاری ایرنا

ورود صاحبان سالن‌های زیبایی به عرصه تئاتر/شاخ‌های مجازی اینستاگرامی روی صحنه آمده‌اند

تهران -ایرنا- تهیه‌کننده تئاتر «مده‌آ» می‌گوید: تئاتر این روزها با آسیب‌هایی در تهیه‌کنندگی روبرو است که از جمله آن می‌توان به ورود کسب و کارهای غیرمرتبط از جمله سالن‌های زیبایی به عنوان تهیه‌کننده اشاره کرد و حضور این گروه کمکی به تئاتر نکرده است.
گزارش روزنامه اعتماد از گره‌ای که به زندگی قالیبافان افتاده است / مردم دیگر نمی‌توانند فرش دستباف بخرند
سایت اعتماد آنلاین

گزارش روزنامه اعتماد از گره‌ای که به زندگی قالیبافان افتاده است / مردم دیگر نمی‌توانند فرش دستباف بخرند

حالا گره اصلی دیگر روی تار و پود فرش نیست، بیرون از ‌دار قالی و در بازاری است که خریدار ندارد. زنانی که سال‌ها با دست‌هایشان فرش بافته‌اند، امروز بیش از آنکه از حاصل کارشان درآمد داشته باشند، به علاقه و دلبستگی‌شان به این هنر تکیه کرده‌اند.
زبان فارسی  در محاصره  بیلبوردها
روزنامه اعتماد

زبان فارسی در محاصره بیلبوردها

چند سال پیش با پخش سریال برره ساخته مهران مدیری، بخشی از ادبیات ابداعی آن به سرعت از قاب تلویزیون فراتر رفت و در گفتار روزمره مردم نهادینه شد. کلماتی مانند پاچه خوار، نوچوفکو و ووی گولنس چنان در زبان عمومی رسوخ کردند که دیگر نمی شد آنها را صرفا به یک برنامه طنز محدود دانست. این تجربه نشان داد که ادبیات …
    
از بدهیِ هرگز پرداخت‌نشده‌ آمریکا تا بازگشت کتاب‌های پرمخاطب به بازار نشر
سایت عصرایران

از بدهیِ هرگز پرداخت‌نشده‌ آمریکا تا بازگشت کتاب‌های پرمخاطب به بازار نشر

روایتی از تاریخچه انتشارات علمی و فرهنگی؛ از دوران صنعتی‌زاده تا تلاش برای احیای مجدد
سایت عصرایران

همسر یوسف پیامبر با تیپ رنگارنگ در خیابان‌های میلان (+عکس)

روزنامه هفت صبح

زمانی لیلا حاتمی باریستای کافه‌سینما جمهوری بود

خبرگزاری همشهری‌آنلاین

مصدومیت مهران مدیری سریال را متوقف کرد | جزئیات عمل جراحی

خاموشی شنوتو با چه مجوزی؟
روزنامه هفت صبح

خاموشی شنوتو با چه مجوزی؟

فیلترینگ پلتفرم‌های داخلی می‌تواند مخاطب ایرانی را به فضایی هدایت کند که سیاست‌گذار داخلی نقش کمتری در قواعد و مناسبات آن دارد
اندر احوالات تئاتر «بساز و بفروشی» ؛ جنگ گیشه با اندیشه
سایت عصرایران

اندر احوالات تئاتر «بساز و بفروشی» ؛ جنگ گیشه با اندیشه

اینکه امروز یک کارگردان باسابقه تئاتر از تبدیل شدن این هنر به «بساز و بفروشی» سخن می‌گوید، فقط گلایه یک هنرمند از وضعیت حرفه خود نیست، بلکه هشداری درباره تغی...
         
بازسازی افسانه‌ای‌ترین عکس تاریخ موسیقی؛ چهار بازیگر بیتلز در ابی‌رود دیده شدند
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

بازسازی افسانه‌ای‌ترین عکس تاریخ موسیقی؛ چهار بازیگر بیتلز در ابی‌رود دیده شدند

پل مسکال، جوزف کوئین، بری کیوگن و هریس دیکینسون در جریان فیلمبرداری پروژه چهارقسمتی سام مندس درباره بیتلز، در گذرگاه مشهور خیابان ابی‌رود مقابل دوربین رفتند و یکی از نمادین‌ترین تصاویر تاریخ موسیقی را بازسازی کردند.
ری در برابر جهان‌گشا | نخستین نبرد شهری سازمان‌یافته مقابل قدرتمندترین لشکر جهان باستان
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

ری در برابر جهان‌گشا | نخستین نبرد شهری سازمان‌یافته مقابل قدرتمندترین لشکر جهان باستان

در پاییز سال ۳۳۰ پیش از میلاد، همزمان با فروپاشی تدریجی ساختار سیاسی شاهنشاهی هخامنشی، شهرری به یکی از کانون‌های حساس تحولات نظامی ایران بدل شد.
ایران تا ۵۸ سال آینده پرونده برای ثبت جهانی در یونسکو دارد/ تاکید دولت سفر بدون مانع ایرانیان سراسر جهان به ایران است
خبرگزاری ایلنا

ایران تا ۵۸ سال آینده پرونده برای ثبت جهانی در یونسکو دارد/ تاکید دولت سفر بدون مانع ایرانیان سراسر جهان به ایران است

سیدرضا صالحی امیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در روزهای گذشته تاکید بسیاری بر رفع مشکلات ایرانیان خارج از کشور داشته است. او بارها در حاشیه رویدادها و حضور خود در بازدیدها و خبرها از نقش ایرانیان خارج از کشور در توسعه ایران و رونق بخشی به اقتصاد ملی و پیشرفت کشور سخن گفته است. صالحی امیری …
سایت فرارو

تکراری‌ها همچنان در صدر پُربیننده‌های تلویزیون

خبرگزاری ایسنا

چگونه زنده ماندم + ویدیو

با اختلاس‌های چند همتی، چرا برای بازار چند میلیاردی می‌لرزیم؟
خبرگزاری ایسنا

با اختلاس‌های چند همتی، چرا برای بازار چند میلیاردی می‌لرزیم؟

«اصلا درباره چه داریم صحبت می‌کنیم؟! در حالی که در سایر حوزه‌ها ارقام بسیار بزرگ‌تری مطرح می‌شود، بازار هنر با حساسیت بسیار بیشتری مواجه است. چطور ما اختلاس‌های‌مان چند همتی است، اما درباره بازار هنر چند میلیاردی که می‌خواهیم صحبت کنیم تن و بدن‌مان می‌لرزد؟!»
خبرگزاری ایسنا

ویدیو|درآمد ۲۰ همتی پلتفرم‌های نماش خانگی در ۱۴۰۵؟

در کاخ نیاوران چه خبر است؟
خبرگزاری ایسنا

در کاخ نیاوران چه خبر است؟

با کشف جدید بقایای معماری در کاخ صاحبقرانیه در کاخ نیاوران، باستان‌شناسان این گمان را مطرح کردند که شاید رَدی از کاخ گمشده «جهان نما» را یافته‌اند. اسکندر مختاری، عضو شورای راهبردی مرمت و احیای کاخ صاحبقرانیه براساس آنچه تا کنون به‌دست آمده است می‌گوید: «هنوز دوره تاریخی این نویافته مشخص نیست و بررسی‌ها …
چاره‌ای برای این بیمار مرگ مغزی پیدا کنید!
خبرگزاری ایسنا

چاره‌ای برای این بیمار مرگ مغزی پیدا کنید!

سینما در سال‌های گذشته بخصوص از دوران کرونا حیات عادی نداشته و بارها تحت تأثیر شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و اخیرا هم جنگ قرار گرفته که تمام این‌ها سبب شده عده‌ای سینما را دچار مرگ مغزی بدانند. در این شرایط پرسش این است که چاره کار چیست؟
آیا واقعا «شکسپیر» بزرگ‌ترین نمایشنامه‌های تاریخ بریتانیا را نوشته است؟
خبرگزاری ایسنا

آیا واقعا «شکسپیر» بزرگ‌ترین نمایشنامه‌های تاریخ بریتانیا را نوشته است؟

ویتنی گریسما - مورخ فرهنگ عامه و کارشناس رسانه‌های جمعی - در مطلبی که در سایت ادبی کالکتر (Collector) منتشر شده است، می‌گوید: این ایده که ویلیام شکسپیر در واقع نمایشنامه‌های خودش را ننوشته، باعث ایجاد سوء برداشت‌ها و توهمات زیادی شده است! اما آیا جایگزینی برای او وجود دارد؟
ورود امنیتی - جزایی به عرصه فرهنگ؛ محرومیت مادام‌العمر هنرمندان و توقیف اثر حین تولید
سایت خبرآنلاین

ورود امنیتی - جزایی به عرصه فرهنگ؛ محرومیت مادام‌العمر هنرمندان و توقیف اثر حین تولید

آن‌طور که به نظر می‌رسد دو تبصره ماده ۱۴ کلیات «طرح مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه در کشور»، توازن سنتی میان وزارت فرهنگ‌وارشاد اسلامی به‌عنوان نهاد دولتی متولی فرهنگ و دستگاه‌های امنیتی-قضایی را به نفع دادستانی و ضابطان تغییر می‌دهد. پیش‌بینی سازوکار توقف مستقیم تولید …
از «عصبانی نیستم» تا پرچم فلسطین؛ نوید محمدزاده چطور همیشه در مرکز حاشیه‌ها قرار گرفت؟
سایت خبرآنلاین

از «عصبانی نیستم» تا پرچم فلسطین؛ نوید محمدزاده چطور همیشه در مرکز حاشیه‌ها قرار گرفت؟

لباس منقش به پرچم فلسطین و جمله صریح «از اسرائیل بدم میاد» تازه‌ترین حاشیه‌ای است که نام نوید محمدزاده را دوباره سر زبان‌ها انداخته؛ بازیگری که طی بیش از یک دهه، از ماجرای توقیف «عصبانی نیستم» و سیمرغ جنجالی‌اش تا تبلیغ عطر، حواشی جشنواره کن، اعتراض به بازداشت پدر همسرش و ماجرای سرود «ای ایران» در «سی‌صد»، …
حسرتی به نام  بهمن مفید
روزنامه هفت صبح

حسرتی به نام بهمن مفید

پنج‌ سالگی روی صحنه رفت، با «قیصر» وارد حافظه عمومی شد، کاکا رستم را جان داد و سرانجام سال‌ها دور از حرفه‌ای ماند که تمام زندگی‌اش بود
روزنامه هفت صبح

عکاسی تئاتر؛ عشق گران‌قیمتی که ثروتمندت نمی‌کند

بوسه بر خاک مادری در دروازه خسروی؛ روایتی از ۳۰۰متر انتظار تا آغوش وطن
خبرگزاری مهر

بوسه بر خاک مادری در دروازه خسروی؛ روایتی از ۳۰۰متر انتظار تا آغوش وطن

کرمانشاه- مرز خسروی در ۲۶ مردادماه ۱۳۶۹، پایانی بر سال‌ها چشم‌انتظاری تلخ و آغاز فصلی نو در تاریخ مقاومت ایران بود تا بوسه آزادگان سرافراز بر خاک وطن حماسه‌ای بی‌بدیل را رقم بزند.
سایت عصرایران

جشنواره ریلیمو، آزمونی برای آینده سینما و سریال‌سازی!