«ادموند هوسرل» نقطه آغاز مهمی برای فهم این مسئله است. او در تحلیل آگاهیِ زمانمند نشان میدهد که اکنون نقطهای ریاضیاتی و بدون امتداد نیست. هر تجربه جاری از سه مؤلفه برخوردار است: Primal Impression یا حضور اولیه یا تأثیر اولیه، Retention یا گذشته حفظشده یا نگهداشتِ همینگذشته، و Protention یا پیشداشتِ آنچه در آستانه آمدن است یا آینده پیشبینیشده. برای مثال، هنگامی که ملودیای را میشنویم، نت قبلی کاملاً از آگاهی حذف نمیشود؛ رد آن در اکنون باقی میماند و امکان فهم نت بعدی را فراهم میکند. میتوان گفت گذشته، حتی در ابتداییترین سطح تجربه، در ساختار اکنون ما حضور دارد. در اینجا باید گذشته حفظشده یا نگهداشتِ همینگذشته را از یادآوری آگاهانه یک تجربه گذشته متمایز کنیم. انسان موجودی پرتابشده است
«مارتین هایدگر» مسئله را از سطح آگاهی به سطح هستی انسان میبرد. انسان موجودی پرتابشده است؛ یعنی ما خود را در جهانی تاریخی، زبانی و بدنی مییابیم که انتخاب اولیهمان نبوده است. گذشته در این معنا فقط مجموعهای از خاطرات نیست؛ از دید هایدگر، گذشته بخشی از بودگی ماست. بااینحال، انسان صرفاً محصول گذشته نیست؛ ما خود را بهسوی امکانهای آینده فرافکنی میکنیم. از این منظر، گذشته و آینده دو نقطه جدا از اکنون نیستند، بلکه در ساختار زمانمندی انسان به یکدیگر وابستهاند. گذشته تعیینکننده مطلق آینده نیست؛ گذشته همان زمینهای است که از درون آن امکانهای آینده گشوده میشوند. …












































































