این صحنه، داستان بسیاری از خانههاست؛ جایی که مرز بین مراقبت و کنترل، زیر سایه سنگین محبتهای افراطی گم میشود. بسیاری از بزرگسالانی که امروز در سادهترین کارهای زندگی درماندهاند، محصول همان قفسهای طلایی هستند که والدینشان با نیت خیرخواهانه برایشان ساختهاند. در این مدل از تربیت، فداکاریهای بیش از حد جای استقلال را میگیرد و اراده فرزند را در پوشش حمایت، از بین میبرد.
اما چطور میتوان تشخیص داد که محبت ما، در حال نابود کردن استقلال فرزندمان است؟ برای بررسی این تضاد و پیدا کردن راهی برای اصلاح این الگوهای تربیتی، با دکتر حسین روزبهانی، روانشناس بالینی، گفتگوی مفصلی داشتیم تا بفهمیم چگونه میتوان مرز میان حمایت و کنترلگری را دوباره درست کرد.
وقتی دلسوزی زیاد استقلال و اعتمادبهنفس فرزند را نابود میکند
دکتر حسین روزبهانی درباره آسیبهای محبت افراطی و کنترلگرانه گفت: این مدل رفتارها آرامآرام به شخصیت بچه نفوذ میکند و اولین آسیبش از بین رفتن کامل استقلال کودک است. بچههایی که در چنین فضایی بزرگ میشوند، در دوران بزرگسالی حتی برای سادهترین انتخابهای زندگی خود دچار شک و تردید شده و مدام دنبال این هستند که دیگران کارشان را تأیید کنند یا از بقیه اجازه بگیرند.
این استاد دانشگاه با اشاره به ضربه سنگینی که به اعتمادبهنفس کودک وارد میشود، افزود: چنین بچهای یاد میگیرد که خودش بهتنهایی کافی نیست و فقط وقتی دوستداشتنی است که کاملاً مطابق میل و خواستههای پدر و مادرش رفتار کند. …






































































































