پرسش اصلی اما همچنان بیپاسخ است: اگر ابزار نظامی آمریکا طی بیش از شش ماه گذشته نتوانسته معادله را به نفع واشنگتن تغییر دهد، حمله مجدد قرار است چه چیزی را عوض کند؟ آمریکا در این مدت از ابزار نظامی برای وارد کردن فشار مستقیم به ایران استفاده کرده، اما این فشار ضمن آن که به نتیجه سیاسی مورد انتظار واشنگتن منجر نشده تبعات غیر قابل پیش بینی سیاسی، نظامی و اقتصادی نیز برای آمریکا بدنبال داشته است. اگر هدف، وادار کردن ایران به پذیرش خواستههای آمریکا بوده، بازگشت به همان مسیر نیازمند توضیحی فراتر از این گزاره است که «این بار فشار بیشتر خواهد بود». افزایش شدت یک ابزار در شرایطی که نسبت به عملی بودن آن تردیدهای جدی وجود دارد، لزوماً به معنای افزایش کارآمدی آن نیست.
در مسیر سیاسی نیز واشنگتن هنوز به نقطه مطلوب خود نرسیده است. توافقنامه اسلامآباد نتوانسته به پایان مناقشه تبدیل شود و اختلافات اساسی همچنان باقی است. بنابراین، آمریکا نه از مسیر نظامی به نتیجه نهایی رسیده و نه از مسیر سیاسی توانسته نتیجه جنگ را به یک توافق پایدار و مطابق خواستههای خود تبدیل کند. همین وضعیت، تهدیدهای جدید ترامپ را معنادار میکند: آیا تهدید جنگ برای آغاز جنگ است یا برای گرفتن امتیاز بیشتر در مذاکره؟ …



































































































































































