پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا

کودکان چگونه موسیقی را یاد می‌گیرند؟


همشهری آنلاین: نزدیك به ۳۰ سال است كه موسیقی كودكان به شكل دیگری آموزش داده می‎شود. تا پیش از این هر نوازنده، فرزندش را به عنوان جانشین خود، آموزش می داد؛ آموزشی كه به شكل شفاهی بود و تنها یك سری تمرین قطعات خشك برای تقویت دست و مهارت یافتن در نواختن نغمه ها و آهنگ ها، محدود می شد.


کودکان چگونه موسیقی را یاد می‌گیرند؟

با گسترش كلاس های آموزش موسیقی نیز همان شیوه های قدیمی كه برای تدریس به بزرگسالان كاربرد داشت برای كودكان هم به كار گرفته شد. اما چندی است كه موسیقی كودك به عنوان یك علم، جهت رشد خلاقیت كودكان، مطرح می شود؛ علمی كه هنر هم هست.

علم یا هنری كه روان شناسان معتقدند، می تواند در یادگیری سایر علوم نیز به كودكان كمك كند؛ به شرط آن كه كارشناسان و صاحب نظران موسیقی بتوانند از این علم به درستی استفاده كنند.

در این صورت موسیقی می تواند حتی در درمان بیماران، تربیت كودكان استثنایی، بالا بردن توانایی ها و هوش كودكان مؤثر واقع شود. یكی از كسانی كه سال هاست سعی دارد از موسیقی كودك برای رسیدن به اهداف دیگری غیر از نواختن صرف یك ساز استفاده كند؛ سودابه سالم است.

او بر خلاف مربیان امروز كه بر آموزش موسیقی با تكیه بر نت تاكید دارند؛ سعی می كند ابتدا گوش كودك را برای شنیدن موسیقی آماده كند و پس از آن به آموزش بپردازد. اهمیت این نوع آموزش موسیقی به كودكان برای سودابه سالم تا حدی است كه هرازگاهی نوازندگانی را جهت مربی گری موسیقی به كودكان آموزش می دهد.

سودابه سالم همچنین در كتاب «بخوان با من بساز با من»، الگویی را برای آموزش موسیقی بیان كرده كه با كمك آن، بچه ها می آموزند تا خارج از چارچوب های خشك آموزش، خلاقیت هایشان را با استفاده از حواسشان، نشان دهند.

این كتاب كه از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده و جلد دوم آن نیز زیر چاپ است؛ می تواند مورد استفاده مربیان، والدین و حتی خود كودكان قرار گیرد. یعنی كتاب شیوه های آموزش موسیقی به كودكان را بیان كرده و راهكارهایی پیشنهاد داده كه عمل كردن به آنها برای همه گروه های سنی آسان است.

كتاب «بخوان با من بساز با من»، با تصاویر علی مفاخری، تصویرگر نام آشنای كتاب های كودكان جذاب تر شده و درك مطالب آن را آسان تر كرده است.

در واقع هر صفحه از كتاب، تمریناتی هستند كه حس شنیدن را در كودك تقویت كرده و به او می آموزند كه حتی صدای بدنش را بشناسد. سالم در این كتاب از بچه ها می خواهد كه با استفاده از اشیای اطرافشان، سازهایی ساده بسازند.

در این صورت كودكان اعتماد به نفس به دست آورده و احساس می كنند می توانند در كودكی آثاری خلق كنند كه با آثار دیگران تفاوت دارد. چون او از خلاقیتی بهره مند می شود كه ممكن است بسیاری از موسیقی دانان بزرگسال حسرت آن را داشته باشند.

كودك با این روش توانایی هایی به دست می آورد كه برای عده ای جز پس از طی دوره های آموزشی طولانی مدت امكان پذیر نیست.

بنابراین گرچه موسیقی كودك در مقایسه با موسیقی بزرگسالان جدی گرفته نمی شود؛ با تلاش مربیان موسیقی كودكان و بهره گیری از شیوه های جدید، می توان موسیقی كودك را پله های یك نردبان فرض كرد كه طی آن موسیقی دان را به اوج خلاقیت می رساند.