چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا

پژوهش , حلقه مفقوده تئاتر ایران


پژوهش , حلقه مفقوده تئاتر ایران

یکی از مهمترین معضلات حوزه تئاتر کشور که همواره ما را در رسیدن به تئاتری با رنگ و بوی ایرانی در عرصه جهانی به درستی معرفی نکرده است عدم توجه به موضوعات تحقیقی و پژوهشی است

یکی از مهمترین معضلات حوزه تئاتر کشور که همواره ما را در رسیدن به تئاتری با رنگ و بوی ایرانی در عرصه جهانی به درستی معرفی نکرده است عدم توجه به موضوعات تحقیقی و پژوهشی است.

ضعف پژوهش در این حوزه به اندازه ای است که ظرف یکصدسال گذشته کمتر تحقیق علمی و قابل اعتنا و معتبری در عرصه داخلی و جهانی نگاشته شده است که در آن، معرفی تکنیک های خاص تئاتر ایرانی ،آسیب شناسی مسائل این حوزه، شناخت نقاط ضعف و قوت و بطور کلی، مسائل حوزه نمایشی کشور مورد بررسی قرار گرفته باشد.

حتی به جرات می توان گفت تاکنون به تعداد انگشتان یک دست هم پژوهش هایی دیده نشده است که به آسیب شناسی ساختاری حوزه تئاتر ایران پرداخته و مسائلی همچون دلایل رکود مقطعی تئاتر در ایران ، تئاتر و ارتباط آن با هویت ایرانی ، تئاتر بومی و جایگاه آیین های نمایشی در این عرصه ، مسائل و مشکلات مدیریتی، تئاتر دولتی و تئاتر خصوصی، تکنیک های خاص تئاتر ایرانی ، تئاتر ملی و راه های رسیدن به هنری با رنگ و بوی ایرانی و چگونگی اداره و اقتصاد تئاتر بطور جدی، کنکاش و راه حلهایی برای آن ارائه شده باشد.

هر چند در این عرصه هرگز نباید نام افرادی چون بهرام بیضایی ، فرهاد ناظر زاده کرمانی ، داود فتحعلی بیگی، عباس جوانمرد ، اسماعیل خلج ، اردشیرصالحپور ، محمود عزیزی ، بابک احمدی ، حمید امجد ، ناصر آقایی ، سهیلا قزل ایاق ،نغمه ثمینی و دکتر قطب الدین صادقی را از یاد برد چراکه اگر تلاش های دلسوزانه آنها و گروهی پیش از آنان در دهه ۳۰خورشیدی نمی بود اکنون تئاتر ما روزگار به مراتب بغرنج تری داشت .

کارشناسان ضعف در شناخت تکنیک های خاص تئاتر ایرانی را از جمله مهمترین معضلات حوزه نمایشی ایران می دانند که ظرف سال های گذشته کمتر پژوهشگری به سمت آنها حرکت کرده است .

به اعتقاد آنان ، عدم ثبت و ضبط تکنیک های اجرایی نمایش های ایرانی چون " تعزیه " و " تخت حوضی" که نمایش هایی ایرانی و کامل در تکنیک و محتوا هستند در قالب های تعریف شده و مکتوب یکی ازمهمترین مسائلی است که همواره ما را دررسیدن به تعریفی مستقل وجهانی از تئاتر ایران ناتوان نشان می دهد.

● پیامدهای دوری از پژوهش

کارشناسان معتقدند تکنیک های نمایشی که بنا بر ساختارهای اجرایی تئاتر ایرانی در گذشته تاریخی هنر نمایش این مرز و بوم وجود داشته اند امروزه دیگر به فراموشی سپرده شده اند و در مقابل، به دلیل تفکرات شبه روشنفکری و خودباختگی فرهنگی برخی دست اندرکاران این عرصه، در مقاطعی از تاریخ بیشتر به سمت تئاترهای غربی حرکت کرده ایم .

صاحب نظران تاکید می کنند که کم توجهی و دوری از مقولات تحقیقی و پژوهشی موجب شده است تا این تکنیک ها در گذر زمان یا به فراموشی سپرده شوند و یا هرگز درقالب تئوری های تئاتر ایرانی ثبت و ضبط نگردند.

این در حالی است که برخی از تکنیک هایی که امروزه در قالب هایی غیر ایرانی و از زبان تئوریسن های خارجی با عناوینی خاص در اختیار ما قرار گرفته است، همچون تکنیک تئاتر روایی و تکنیک فاصله گذاری در نمایش های اروپایی، در اصل با الهام از هنر نمایش شرقی و ایرانی خلق شده اند .

این گونه تکنیک های اجرایی از گذشته دور تاکنون بخش لاینفک نمایش های اصیل ایرانی بوده و به عنوان مشخصه های تئاتر ایرانی در بطن اجراهای اصیل دیده شده است اما امروز به نام دیگران در دنیای نمایش به ثبت رسیده و ترویج می شوند.

کارشناسان معتقدند تئاتر ایران در طول تاریخ هرگز از نظر محتوایی و پرداخت داستانی دچار ضعف نشده بلکه معضل مهم این شاخه هنری، عدم توجه به تکنیک های خاص تئاتر ایرانی و بی توجهی به موضوعات پژوهشی بوده است.

به اعتقاد آنها، تکنیک های منحصر به فردی که در برخی نمایش های ایرانی چون "تعزیه " و نمایش های سنتی"سیاه بازی" و "تخت حوضی" و خرده نمایشهایی چون " نقالی "،"پهلوانی " و " پرده خوانی " وجود دارند مختص تئاتر این مرز و بوم و هنر ملی ایران است که اکنون کمتر تحصیل کرده ای آنها را به عنوان تکنیک های تئاتر ایرانی می شناسد .

به باور کارشناسان، به دلیل این کم توجهی ها و مصرف گرایی در تولیدات هنری این تکنیک ها هرگز بطور مکتوب و در قالب تئوری های نمایشی از سوی صاحب نظران داخلی ثبت و ضبط نشده اند و این معضلی است که نیازمند کالبدشکافی کارشناسانه است .

روایتگری نمایشی، بازی خاطره ، نقل گویی نمایشی ، داستان گویی آوازی ، نگاه نمادین به ابزار صحنه ، نقالی، حماسه سرایی و رجز خوانی از جمله تکنیک های اجرایی است که ویژگی تئاترهای ایرانی محسوب می شود.

نمایش های سنتی و آیینی چون سیاه بازی ،حاجی فیروز، تخت حوضی، پرده خوانی، پهلوان بازی، تعزیه و شبیه خوانی ازجمله نمایش هایی است که مختص فرهنگ ایرانی و اسلامی ما هستند اما تاکنون ظرفیت های تکنیکی آنها به درستی شناخته نشده است .

صاحب نظران عقیده دارند به دلیل این کم توجهی در طول تاریخ، تئاتر ایران در مجامع علمی و جهانی هویت ایرانی اسلامی خود را به درستی معرفی نکرده و همواره دست خوش دگرگونی و تغییرات شده است .

داستان های کهن، اساطیر متنوع، حماسه ها ، روایات، و متل های رنگارنگی که در فرهنگ های مختلف جای جای این سرزمین وجود دارد موید قدرت بالای محتوایی فرهنگ نمایشی این مرز و بوم است که هنوز هم قدرت آن را دارد که فرهنگ ایرانی را سر آمد فرهنگ جهانی معرفی کند.

اما اینکه چرا هنر نمایشی دراین سرزمین با گذشت سالیان متمادی هنوز در رسیدن به گونه ای ایرانی و ملی ناتوان مانده و حتی تلقی وارداتی بودن تئاتر را در کشور بوجود آورده، مساله ای است که شاید نیازمند آسیب شناسی و تحقیقات بسیار در زمینه های مختلف فرهنگی، هنری ،تاریخی ،اجتماعی و سیاسی باشد.

● نمایش، هنری به قدمت تاریخ

علت هر چه باشد، واقعیت آن است که هنر نمایش در هر کشوری از جمله قدیمی ترین هنرها است. بشر اولیه از همان ابتدای خلقت و حضور در مجموعه های انسانی به جهت خصلت ذاتی" تقلیدگری" از طبیعت و محیط پیرامون خود، تلاش کرده است تا با استفاده از حرکات نمایشی ،رقص ها و آیین ها و مناسک مخصوص برای جلب نظر خدایان و احاطه بر طبیعت و ارتباط با همنوع تلاش کند و در نتیجه چنین روندی، اقدام به تولید بازیها، آیین ها وحرکات نمایشی کرده است.

گاه این بازی های نمایشی به صورت جمعی اتفاق افتاده و گاه بصورت انفرادی در جهت جلب نظر جنس مخالف یا تسلط بر طبیعت و تنازع بقا و در برخی موارد هم برای سرگرمی ،تفریح ، تفنن و تفرج رخ می نموده است .

بنا به شواهد تاریخی، آغاز هنر نمایش در هر سرزمین را باید در آداب، رسوم ،آیین ها و مناسک دینی و مذهبی آن سرزمین و اقوام ساکن در آن جستجو کرد که این آثار توام با حرکت در قالب های دیداری و شنیداری با الهام از رفتارها،منش ، تعارضات و کشمکش ها و تعاملات قومی، بومی و منطقه ای هر محل شکل اجرایی به خود گرفته و در فعالیت های انسانی با تعاریف مشخص و قالب های تعریف شده در طول زمان به جوامع بشری معرفی گشته است.

حال چگونه ممکن است فرهنگ ایرانی که از بدو تاریخ، الهی و خداگونه بوده و آیین ها و مناسک دینی و مذهبی به وفور در آن دیده می شود آیین های نمایشی خود را از یاد برده باشد؟! این سوالی است که اهل فرهنگ و هنر باید به آن پاسخ گویند .

به گواه تاریخ، انسان بدوی برای تسلط بر طبیعت و غلبه بر محیط پیرامون خود ارتباط با خدایان و کنترل نیروهای سرکش طبیعی به کمک ابزاری که عمدتا از پوست ،چوب و گل ساخته می شدند شروع به خلق شخصیت های جادویی و نمایشی کرد تا بدین طریق مفاهیم مد نظر خود را به دیگران منتقل کند .

انسان اولیه با این تصور که با خلق این شخصیت ها و اجرای مراسم و سحر و جادو می تواند بر مشکلات طبیعی و حیوانات وحشی، جانوران و گیاهان و به طور کلی، بر خشم و قهر طبیعت مسلط شود اقدام به خلق مراسمی آیینی و نمایشی می کرد که برخی از این آیین ها با گذشت زمان سیر تکاملی در پیش گرفته و در قالب هایی چون نمایش های غم انگیز و شادی آور تعریفی خاص به خود را یافتند .

انسان اولیه می پنداشت با این مراسم نمایشی می تواند طبیعت را در خدمت خود بگیرد. از آنجا که انسان بدوی در بیان افکار و عواطف خود ناتوان بود حرکت و اعمال نمایشی را به خدمت می گرفت تا از طریق حرکات موزون به تقلید از طبیعت پرداخته و از طریق آن بر حیوانات وحشی غلبه کند. او در عین حال در قالبی متفکرانه از هنر نمایش برای درک لذت و سهیم کردن دیگران و انتقال آن به همنوعان بهره می برد و حتی آن را شیوه ای مناسب برای جلب رضایت خدایان و توجه همنوعان خویش می دانست.

● درد بزرگ هنر نمایش در ایران

با این نگاه، به روشنی پیداست که نخستین هسته های نمایشی در درون همین مراسم آیینی، رقص ها و خرده نمایش های قومی و محلی شکل گرفته است.

با این وجود، در ایران به عنوان کشوری که تمدنی کهن و تاریخی چند هزار ساله با رسوم و سنت های گوناگون دارد، متاسفانه به دلیل گسست های فرهنگی از احوالات هنر نمایش آن در دوران پیش از اسلام آگاهی چندانی در دست نیست. متاسفانه امروزه هم کمتر سازمان یا گروهی به سمت کشف شواهد تاریخی نمایشی در گذشته این مرز و بوم در قالبی تحقیقی و پژوهشی حرکت می کند و این خود دردی بزرگ در حوزه نمایشی کشور و شاید در عرصه فرهنگ و هنر این سرزمین باشد.

به نظر می رسد گسست های تاریخی، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی، انهدام و به نابودی کشانده شدن مدارک و مستندات فرهنگی و تاریخی و به یغما برده شدن آثار باستانی و تاریخی بسیاری از نشانه ها و یادبودها ی ادبی و هنری در طول قرنها، همگی سبب شده است تا کمترین مدرکی در زمینه هنر نمایشی ایرانی برجای نماند.

اگر بقایای جنبه های نمایشی و برخی خرده نمایش های برجای مانده در مناطق مختلف این مرز و بوم نبود، شاید امروزه هیچ اثری از هنر نمایشی در ایران وجود نمی داشت .

اگر از برخی آیین ها، کتب تاریخی و داستانی ، اساطیر و روایات دینی و مذهبی چون پرستش میترا ،سوگ سیاوش و یا اجرای سرود های اوستایی بگذریم و توضیح و تفسیر مراسم نمایشی چون"مغ کشی"و"کوسه برنشین" را به عهده علم انسان شناسی و جامعه شناسی قرار دهیم و تحقیق در قول برخی از مورخان یونانی در باب بناهای تماشاخانه در شهرهای" شوش " و "پرسپولیس " را توسط اسکندر مقدونی به باستان شناسان واگذاریم و وجود خرده نمایش های آیینی در مناطقی چون لرستان ،کردستان ،گیلان، مازندران ، سیستان و بلوچستان ، خراسان و چهارمحال و بختیاری را به علم اقوام بسپاریم، آنگاه برای پژوهشگر نمایشی ما چیزی باقی نمی ماند که به بررسی آن بپردازد.

اما با آمدن دین اسلام به ایران خونی دوباره در رگ های مردمان خسته دلی که به جهت فاصله طبقاتی و دوران ظلم و ستم شاهان ساسانی در رخوتی مرگبار به سر می بردند، جریان گرفت و با استقرار فرهنگ آمیخته با تعالیم دین اسلام، سنت ها و روش های زندگی جدیدی برای ایرانیان فراهم آمد تا پس از گذشت قرن ها، بازی های نمایشی و آیین های مذهبی و اجتماعی بار دیگر در جامعه پدیدار شود.

برخی از این آداب و مراسم نمایشی متعلق به دوران پیش از اسلام بود که لاجرم تغییر مضمون داده و در قالبی جدید به خدمت جامعه انسانی درآمدند و شماری نیز با حضور دین اسلام به منصه ظهور رسیده بودند .

به عنوان مثال، مراسمی چون" کوسه برنشین" به "میر نوروزی" تغییر هویت داد اما برخی دیگر به تدریج پیکره ای مستقل یافتند که از آن جمله می توان به نمایش هایی چون" نقالی" ،"پرده خوانی" و"نمایش های عروسکی" اشاره کرد.

● هنر تعزیه

پس از آمدن دین مقدس اسلام به ایران، نمایش ایرانی در تکنیک و محتوا دچار نوزایی، تحول و غنای بسیاری شد و هنرهایی ارزشمند از دل آن پدید آمد که امروزه ما از آن با عناوینی همچون "شبیه خوانی " و " تعزیه خوانی " یاد می کنیم. اگرچه، به اعتقاد شماری از کارشناسان، این نمایش در ساختار اجرایی ریشه در فرهنگ کهن ایرانی و مراسمی به نام "سوگ سیاوش" دارد .

"تعزیه" از جمله هنرهایی است که با گذشت قرنها، همچنان در کشور ما از جایگاه و ارزش والایی برخوردار است. این نوع نمایش به توصیف وقایع شخصیت های دینی و مذهبی خصوصا واقعه تاریخی و جانگداز عاشورا و آنچه که درسال ۶۱ هجری بر خاندان پیامبر (ص) گذشت، می پردازد .

تعزیه هنری است که در شکل و محتوا کاملا ایرانی و اسلامی است و با برخورداری از تکنیک اجرایی ویژه، یکی از گونه های نمایشی منحصر به فرد در جهان به شمار می رود.

در نمایش تعزیه، بازیگر در عین حال که نقش آفرین شخصیت داستانی است روایتگر وقایع گذشته نیز هست، وقایعی که تماشاگر بارها و بارها آنها را شنیده است، او در جای جای نمایش خود واقعی اش را بازی می کند تا با فاصله گذاری به تماشاگر یادآوری کند که این بازی یک واقعه و داستان تاریخی است اما به دلیل ارتباط تنگاتنگ با مخاطب تماشاگر هرگز از آنچه او بر زبان می آورد فاصله نمی گیرد .

فضا درنمایش های تعزیه بی زمان و بی مکان است و از این رو، نمایش تعزیه در هر زمان و هر مکانی می تواند اتفاق بیفتد .

بازیگر تعزیه در عین حال که می داند نقش آفرین شخصیت های دینی و مذهبی است در انتقال حس و بیان تئاتری چنان جذاب و گیرا به نقش آفرینی می پردازند که چشم هر بیننده ای را متحیر می سازند.

تکنیک اجرایی در نمایش تعزیه تکنیک فاصله گذاری است ولی در شیوه ای منحصر به فرد تماشاگر چنان با داستان همذات پنداری می کند که با شخصیت های نمایش اشک می ریزد، با آنها شاد می شود و در غم و اندوه از دست دادن اولیای خدا غمگین می شود در عین حال که می داند این یک نمایش است.

به اعتقاد کارشناسان، در عصر حاضر انعکاس این آیین ها و سنت های نمایشی به نسل های بعد مستلزم تحقیقات علمی ، پژوهشی و فرهنگی و صرف هزینه های بسیار است و این مهم به تحقق نمی پیوندد مگر با همفکری و همدلی دانایان علوم مختلف، دانشمندان و متفکران و هنرمندان تئاتر در حوزه های گوناگون.

به اعتقاد صاحب نظران، یکی از راه های این انتقال برگزاری همایش ها، جشنواره ها و نشست های علمی و تخصصی است تا متصدیان امر با بهره گیری از آن بتوانند هنر بومی، ملی ،قومی و مذهبی هر منطقه را به نسل های آینده انتقال دهند و یافتن حلقه مفقوه تئاتر بومی یعنی پژوهش گامی به تحقق نزدیکتر شود.

روشن است که در چنین شرایطی، حمایت همه جانبه از پژوهشگران و محققان صاحبنظر در عرصه نمایش باید سرلوحه فعالیتهای مسئولان امر قرار گیرد و در این زمینه، دانشگاهها به عنوان مرکز تربیت اهل علم و تحقیق و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی هنر نمایش و تئاتر در کشور از مسئولیتی ویژه برخوردارند.

مجید امرایی