شنبه, ۴ اسفند, ۱۴۰۳ / 22 February, 2025
مجله ویستا

روان درمانی چاقی


روان درمانی چاقی

گفتگو با دکتر حسین ابراهیمی مقدم روان شناس و مدرس دانشگاه

چند روز پیش با یکی از دوستان‌ام مشغول گپ و گفت بودم و موضوع بحث‌مان چاقی و مشکلات ناشی از آن بود.....

دوست‌ام که خودش نیز از دور دستی بر آتش داشت و اندکی چاق بود، گل از گل‌اش شگفت و گفت: «بگذار نکته‌ای را برای اولین بار برایت اعتراف کنم؛ من مدت‌هاست که با دیدن افراد لاغر به آنها حسادت می‌کنم و می‌گویم کاش من هم لاغر بودم!» به فکر فرو رفتم و یاد سال‌های نه چندان دوری افتادم که اغلب افراد تمایل به چاق شدن داشتند ولی گویا امروزه این تقاضا برعکس شده است. در گفتگو با دکتر حسین ابراهیمی‌مقدم، روان‌شناس و مدرس دانشگاه، از روان‌درمانی چاقی حرف زده‌ایم.

▪ آقای دکتر! زنان بیشتر برای مشکلات ناشی از چاقی به شما مراجعه می‌کنند یا مردان؟

ـ واقعیت این است که به‌نظر جدا از شیوع واقعی و توزیع میزان واقعی چاقی در دو جنس احساس اضافه‌وزن داشتن است که باعث می‌شود فرد برای تناسب اندام خود مراجعه کند و البته این احساس که باید برای تناسب اندام جدیت بیشتری به خرج داد اصولا در بین خانم‌ها بیشتر است. البته تحقیقات نشان می‌دهند که اکثر مردم در طول عمر خود حداقل یک مرتبه به طور نسبتا جدی به وزن خود فکر کرده‌اند ولی به‌نظر اساسا خانم‌ها حساسیت بیشتری داشته و هم به نزد متخصصان تغذیه می‌روند و هم بعضا مستقیما یا از طریق سیستم ارجاع برای اصلاح الگوهای ذهنی خود و یا برنامه‌ریزی روانی جهت تنظیم وزن به روان‌شناس مراجعه می‌کنند. بد نیست همین جا اشاره کنم اگر تصویر ذهنی‌ای که فرد از خودش دارد اشتباه باشد می‌تواند تبعاتی از قبیل افسردگی و یا دست زدن به رژیم‌های غذایی دوره‌ای ناموفق و در نتیجه احساس حقارت را هم در پی داشته باشد که این موارد هم باید هم‌زمان تحت روان‌درمانی قرار بگیرند.

▪ یعنی چاقی به افسردگی منجر می‌شود؟

ـ گاهی بله؛ ولی گاهی هم افراد افسرده به دلیل تحرک کم، نداشتن انگیزه برای حضور بیشتر در جمع، احساس خود‌کم‌بینی، قرار نگرفتن در اجتماعات سالم و ... به وضعیت ناخوشایند بدن خود شدت می‌بخشند. البته به نظر جدا از افسردگی، حالاتی از قبیل استرس،‌ حالات عاطفی و هیجانی و اضطراب هم می‌تواند منجر به چاقی و یا از چاقی ناشی شود لذا در روان‌درمانی توجه به این مسایل حایز اهمیت است.

▪ اولین قدم‌های درمانی افراد چاق از نظر روان‌‌شناسی چیست؟

ـ ببینید؛ افراد چاق معمولا هم خوب غذا می‌خورند و هم غذای خوب می‌خورند! به عبارتی افراد چاق بیشتر نسبت به حجم، کیفیت، مزه، طعم و تازگی و پرکالری بودن غذا حساس هستند و معمولا اشتهای بهتری هم دارند. محرک‌هایی مانند بو، مزه، منظره، و موعد غذا در این افراد بیشتر موجب پاسخ‌گویی و ایجاد اشتها می‌شود. بد نیست بدانیم که این پاسخ‌دهی بیش از اندازه در افرادی که وزن طبیعی ولی رژیم غذایی مزمن دارند نیز وجود دارد، پس می‌تواند نشان‌دهنده دل‌مشغولی فکری فرد درباره رفتار خوردن باشد لذا شاید ساده‌ترین گام رفع این عوامل باشد. به عبارتی اگر غذا با سس‌های رنگی و بودار تهیه شود یا در معرض نور یا تزیین‌های اشتهابرانگیز باشد معمولا اشتهای فرد چاق را برای خوردن بیشتر تحریک می‌کند ولی در فرد معمولی تاثیر چندانی ندارد لذا به عنوان اولین گام خواسته می‌شود که سبک پختن و تزیین غذا تغییر یابد.

در قدم بعدی، با توجه به اینکه افراد چاق معمولا در زمان‌ کمتری، حجم بیشتری از غذا را می‌بلعند، از آنها خواسته می‌شود که برنامه غذایی‌شان طوری تنظیم شود که در حین غذا خوردن وقفه‌هایی به وجود بیاید. مثلا فرض کنید اگر همه وسایل میز غذا را مهیا کنیم یک مدت پیوسته‌ای را صرف خوردن خواهیم کرد ولی اگر برای هر نیازمان، مثل یک لیوان آب، نمکدان، فلفل و ... یک مرتبه میز غذا را ترک کنیم، زمان غذا خوردن را هدر داده و اصطلاحا اشتهای‌مان کور می‌شود. روش ساده دیگر استفاده از ابزارهای مناسب خوردن است. جالب آن است که برخی افراد چاق یا از قاشق‌های گودی استفاده می‌کنند که حجم بالای غذا را از هر سری به دهان‌شان می‌برد و یا حتی هنوز لقمه قبلی را نبلعیده‌اند لقمه بعدی را آماده کرده‌اند. برای افراد چاق این توصیه جالب می‌توان کارآمد باشد که اولا به جای قاشق از چنگال استفاده کنند (حتی برای خوردن برنج!) و ضمنا هر بار که لقمه را داخل دهان می‌گذارند چنگال را به زمین گذاشته و وقتی که لقمه را کاملا بلعیدند، پس از مکث کوتاهی اقدام به گرفتن لقمه جدید بکنند. پرواضح است که گام بعدی استفاده نکردن از غذاهایی است که کالری بیش از حد نیاز به بدن می‌رسانند مثل انواع بستنی، شیرینی، چربی و ...

ضمنا فراموش نکنیم که یکی از فرضیه‌های گرسنگی، فرضیه افتادگی معده‌ است. به عبارتی زمانی احساس سیری می‌کنیم که معده‌مان پر شده باشد. شاید بهتر باشد به جای استفاده از غذاهای پرکالری برای پر کردن معده از انواع میوه‌ها، سبزیجات و سالاد قبل از غذا استفاده نمود و بالاخره باید برای کاهش اضطراب خود هم حتما فکری کرد.

▪ مگر اضطراب هم به چاقی منجر می‌شود؟

ـ بله! اغلب افراد چاق می‌گویند در مواقع احساس اضطراب یا تنش بیشتر غذا می‌خورند. آزمایش‌ها هم این نکته را تایید می‌کند که آزمودنی‌های چاق در موقعیت‌های پراضطراب بیشتر غذا می‌خورند، حال آنکه آزمودنی‌های میان وزن در موقعیت‌های کم اضطراب بیشتر می‌خورند.

▪ با توجه به اینکه اصولا غذاهای ایرانی خیلی خوش‌مزه هستند و مخصوصا ما به طعم غذا خیلی اهمیت می‌دهیم، ممکن است در مورد تفاوت افراد چاق و معمولی در ارتباط با اهمیت طعم غذا بیشتر صحبت کنید؟

ـ بله؛ افراد چاق در مقایسه با کسانی که وزن طبیعی دارند ممکن است به نشانه‌های بیرونی گرسنگی (مثل منظره، بو، طعم و موعد غذا) حساسیت بیشتر و به نشانه‌های درونی گرسنگی (از قبیل پیام‌های سیری روده‌ها) حساسیت کمتری داشته باشند. در پژوهشی تاثیر طعم بر رفتار غذا خوردن را بررسی کردیم. در این تحقیق به آزمودنی‌ها اجازه دادیم هر قدر مایل‌اند بستنی وانیلی بخورند و بعد کیفیت آن را درجه‌بندی کنند. به برخی آزمودنی‌ها بستنی خامه‌ای گران قیمتی دادند و به بقیه بستنی ارزان قیمتی که مقداری گنه‌گنه به آن زده بودند.

در این پژوهش، افراد چاق وقتی به کیفیت بستنی درجه «عالی» در مقایسه با درجه «بد» می‌دادند، بیشتر بستنی می‌خوردند اما در افراد لاغر میزان بستنی صرف شده کمتر تحت تاثیر طعم بستنی بود. البته برخی پژوهش‌های دیگر اینجانب نیز نشان‌دهنده هم‌بستگی مثبت متوسطی بین برون‌نگری (حساسیت به نشانه‌های بیرونی) و چاقی بوده است که موضوع بحث نیست.

▪ در ابتدای بحث به این نکته اشاره کردید که تصور ذهنی فرد از خودش خیلی اهمیت دارد؛ بیشتر توضیح می‌دهید؟

ـ بله؛ از مهم‌ترین عوامل چاقی، باور به این جمله است که: «من چاق هستم». افکار انسان مانند امواج رادیویی عمل کرده و زمانی که فرد به چیزی می‌اندیشد، فرکانس این اندیشه در کائنات و جهان هستی منتشر می‌شود و افکار همانند و یا فرکانس‌های مشابه را جذب می‌کند. هر چیزی که انتشار می‌یابد، به سوی منبع خود بازمی‌گردد و این منبع خود شخص است. حتی فکر کردن به چیزهایی که نمی‌خواهیم باعث جذب آن می‌شود، حتی فکر کردن و تمرکز روی نخواستن‌ها خود باعث جذب آن خواهد شد. درواقع قانون جذب نمی‌شنود که ما آن را نمی‌خواهیم بلکه فقط آنچه را که درباره‌اش فکر می‌کنیم متجلی می‌سازد لذا یکی از قدم‌های روان‌درمانی در افراد چاق این است که از این نیروی ذهن به درستی استفاده کنند.

▪ یعنی فرد براساس قانون جذب چاق می‌شود؟

ـ بله؛ از این منظر، اضافه وزن نماینگر نیاز به حمایت است. فرد می‌خواهد خود را در برابر آزارها، تحقیرها، انتقادها، سوءاستفاده، جنسیت و ترس از زندگی محافظت کند. پس ناخودآگاه می‌خواهد بزرگ شود و قانون جذب بزرگی را با چاقی هم معنی می‌کند. به همین دلیل در روان‌درمانی افراد چاق به این سمت حرکت می‌کنیم که باور کنند دوست داشتن، تایید خود، اعتماد به فرآیند زندگی و احساس ایمنی به علت آگاه بودن از قدرت ذهنی بهترین رژیم غذایی است. فرد چاق باید اندیشه‌های منفی را کنار گذاشته و رژیم اندیشه مثبت بگیرد و ببیند که اضافه وزن خود به خود از بین می‌رود.

▪ با چه باورهای جدیدی می‌توانیم چاقی را از خودمان دور کنیم؟

ـ مثلا تکرار جملاتی که در جدول آمده، به صورت جملات تاکیدی و مکرر در ساعات مختلف شبانه‌روز، گاهی با صدای بلند، گاهی مقابل‌ آینه و ادای کلمات از ته دل باعث می‌شود که این عبارات کم‌کم در ذهن ناخودآگاه فرد تثبیت شود و الگوهای قدیم ذهنی جای خود را به این الگوهای جدید بدهند. زمانی که این الگوهای جدید ذهنی، به صورت باور درآید فرد از شر اضافه‌وزن رها می‌شود.

▪ یعنی روان‌درمانی می‌تواند واقعا به افراد چاق کمک ‌کند؟

ـ بله؛ به نظر می‌رسد که افراد چاق برای کاهش وزن و رهایی از چاقی باید به جای رژیم غذایی محض یا لااقل در کنار آن، مجموعه عادت‌های غذایی تازه و پیگیری را همراه با برنامه‌های ورزشی برای خود رعایت کنند.

دکتر مجتبی جوان‌بختی