شنبه, ۳۰ تیر, ۱۴۰۳ / 20 July, 2024
مجله ویستا

بازیگری برایم جذابیت دارد


بازیگری برایم جذابیت دارد

«سیاوش خیرابی» همان بهرام ترانه مادری امسال او را در قاب تلویزیون و در سریال شبانه «دلنوازان» می بینیم, او از سه ماه پیش در تصویربرداری این سریال حضور به هم رساند, او می گوید هم از نقش بهرام و هم از نقش رامین خوشم می آید و فکر می کنم دلنوازان بتواند قلب بینندگان تلویزیونی را تسخیر کند

«سیاوش خیرابی» همان بهرام ترانه مادری... امسال او را در قاب تلویزیون و در سریال شبانه «دلنوازان» می‌بینیم، او از سه ماه پیش در تصویربرداری این سریال حضور به هم رساند، او می‌گوید: هم از نقش بهرام و هم از نقش رامین خوشم می‌آید و فکر می‌کنم دلنوازان بتواند قلب بینندگان تلویزیونی را تسخیر کند. با سیاوش بارها به گفتگو نشستیم و همه شما در گذشته با بیوگرافی او آشنا هستید، از این رو سعی کردیم، نوع پرسش‌هایمان متفاوت با گذشته باشد، ضمن اینکه یک بار دیگر جا دارد از برادر سیاوش، «اورنگ» تشکر کنیم که زحمت گرفتن این تصاویر را در لوکیشن دلنوازان کشیده است.

● نقش مهم مردم

فکر می‌کنم ویژگی که در من وجود دارد و من می‌توانم روی آن مانور بدهم، مردمی بودنم است. دوست دارم به کسانی که تازه به حرفه بازیگری روی می‌‌آورند و در سریال دلنوازان هم کم نیستند، بگم بعد از اینکه به جایی رسیدند، زیاد خودشان را گم نکنند و بدانند که اگر این مردم نباشند، آنها هم نیستند.

من فکر می‌کنم بازیگر در وهله اول انتخاب می‌شود و در گام بعدی انتخاب می‌کند. مثلا یک کارگردان سیاوش خیرابی را برای بازی در فلان نقش انتخاب می‌کند. حالا سیاوش خیرابی باید فیلمنامه را مطالعه کند و با سنجیدن تمام شرایط کار تصمیم بگیرد که آیا در این نقش بازی کند یا نه؟

● برادر بزرگ‌تر من

وقتی بازی در سریال دلنوازان به من پیشنهاد شد، هنوز فیلمنامه حاضر نبود. فقط یک صحبت کوتاه با آقای سهیلی‌زاده داشتم که ایشان به من گفتند: نقش رامین برایت مناسب است و من هم پذیرفتم. به هرحال حسین سهیلی‌زاده خیلی به گردن من حق دارد و مثل برادر بزرگتر من همیشه در کنارم بوده است.

● بازیگری را دوست دارم

من بازیگری را دوست دارم به این دلیل که یک بازیگر می‌‌تواند جای هزاران نفر زندگی کند و موقعیت‌های مختلف را تجربه کند. از یک دیوانه بگیرید تا یک استاد دانشگاه و این برایم جذاب است. هیچ وقت به این فکر نمی‌کنم که می‌‌خواهم به کجا برسم ولی دوست دارم به نقطه اوج بازیگری دست پیدا کنم که بازهم معلوم نیست این نقطه اوج کجاست. استاد فراهانی یک حرف زیبایی زدند، ایشان می‌گفتند: بازیگری مثل دریا می‌ماند و انتها ندارد.

● رامین؛ بهرام؛ سیاوش

رامین نسبت به بهرام (ترانه مادری) یکسری تفاوت‌هایی دارد. سن و سال رامین بیشتر است و خرج یک خانواده برگردن اوست و تصمیم به ازدواج دارد ولی از هیچ جا حمایت نمی‌شود و روی پاهای خودش ایستاده است. در کنار این ویژگی‌ها، خالی‌بندی را هم باید اضافه کنم. رامین ذاتا انسان خالی‌بندی است و از این جهات با بهرام متفاوت است. در ترانه مادری و دلنوازان تنها وجه اشتراک خودم و نقش‌هایی که بازی کردم نوع لباس پوشیدنم(تیپ) بود واز لحاظ شخصیتی با نقش‌ها فاصله داشته‌ام.

● همکاری دوباره

محسن افشانی یکسری ویژگی‌هایی داشت، شاهرخ استخری هم ویژگی‌های مخصوص به خود را دارد. خب در ترانه مادری من با محسن از قبل آشنایی نداشتم اما من و شاهرخ با تله‌فیلم «تلخون» کار تصویر را آغاز کرده و منتظر بودیم فرصتی پیش بیاید تا دوباره با هم کار کنیم، که در دلنوازان این اتفاق افتاد. محسن افشانی هم نکات مثبت زیادی، چه در اجرا و چه در بازیگری دارد ولی چون من و شاهرخ از قبل آشنایی داشتیم در کنار یکدیگر راحت‌تر بازی کردیم. یادم می‌آید قبل از شروع فیلمبرداری «دلنوازان» شاهرخ را در شمال دیدم و از همانجا برای بازی در این سریال برنامه‌ریزی کردیم در مورد اینکه چه کارهایی انجام دهیم که کار بهتر از آب در بیاید.

● اول بازی خوب، بعد چهره

برای موفقیت یک بازیگر، اول بازی خوب لازم است بعد چهره مناسب. من اگر چهره خوبی داشتم اما بازی خوبی نداشتم مطمئن باشید که آقای سهیلی‌زاده برای بار دوم سراغ من نمی‌آمد. به نظرم آنقدر پسرهای خوش تیپ در تهران زیاد هستند که من در مقابلشان حرفی برای گفتن ندارم، ولی آنها نمی‌‌توانند به واسطه چهره خوب بازیگر خوبی هم باشند، چون به نظرم بازیگری باید در خون انسان باشد.

● خاطره‌ای از عابدزاده

کریم باقری و علی دایی و... کسانی بودند که وقتی بچه بودم بازی‌هایشان را از تلویزیون می‌دیدم. یادم می‌آید سالها پیش در یک جایی، آقای عابدزاده را دیدم و باهاشون عکس یادگاری و امضا گرفتم. تا اینکه سال‌ها گذشت و چندی پیش با یکی از دوستان سر تمرین تیم پیروزی رفتیم و آقای عابدزاده نسبت به من محبت داشتند، از بازی‌ام در ترانه مادری تشکر کردند، وقتی برایش ماجرای عکس را تعریف کردم باورش نشد که من همان کودک چند سال پیش هستم.

● لاست و فرار از زندان

فکر می‌کنم بارزترین تفاوت سریال‌سازی در خارج از کشور و کشور ما این است که در آنجا خیلی برای خوب شدن کار هزینه می‌‌کنند ولی در ایران این طور نیست و همه سعی می‌کنند کارها را با حداقل هزینه انجام دهند و همین امر باعث می‌شود که کار، آن چیزی که کارگردان می‌‌خواهد نشود. شما سریال «فرار از زندان» را ببینید که برای آن چه هزینه‌ای شده.

● نقش یک روانی

خیلی دوست دارم نقش یک آدم روانی که دچار جنون شده است را بازی کنم. نقشی شبیه نقش نیما شاهرخ شاهی در فیلم پارک وی. همچنین دوست دارم نقش یک پسر از طبقه پایین جامعه را بازی کنم که اصلا در قیدوبند تیپ و قیافه نیست. اما متاسفانه نقش‌هایی که تا الان به من پیشنهاد شده شبیه هم بوده و تصمیم دارم پس از «دلنوازان» نقش‌های متفاوت تری را تجربه کنم.

● از او بیشتر بدانیم

شغل اصلی‌ پدر سیاوش خیرابی، عکاسی است و از بین سه پسرش آرش و اورنگ حرفه پدر را دنبال کردند، اورنگ رشته مکانیک خوانده و آرش هم مثل سیاوش، کامپیوتر خوانده است. آرش و اورنگ هم‌اکنون آتلیه عکاسی را اداره می‌کند.

● شهرت

وقتی دیده می‌شوی، خیلی از کارها را نمی‌‌توانی انجام بدی و خیلی جاها نمی‌‌توانی بروی. مثلا تو به عنوان یک بازیگر دوست داری در خیابان با دوستت شوخی کنی، اما نمی‌‌توانی این کار را انجام دهی، اما این محدودیت به این می‌ارزد که وقتی در خیابان راه می‌روی و یک نفر می‌آید و از تو به خاطر بازی‌ات تشکر می‌‌کند. یادم می‌آید مدت زمانی که «ترانه مادری» پخش می‌شد، داشتم در خیابان راه می‌رفتم که یک پیکان خیلی قدیمی که راننده‌اش هم یک آقای سالخورده بود با دیدن من به یک باره متوقف شد، او پیش من آمد و از من به خاطر بازی در این سریال تشکر کرد. خب این برای من لذت‌بخش است که یک پیرمرد که جای پدربزرگ من است را توانسته‌ام شاد کنم. با تمام این احوال از این وضعیت خوشحالم، چون خودم این راه را انتخاب کرده‌ام و از آن راضی هستم.

● احترام

من الان حس می‌کنم مردمی‌تر از همیشه هستم. ولی از گوشه و کنار می‌شنوم که می‌گویند؛ سیاوش همه جا می‌گوید که مردمی است اما در عمل این طور نیست. در صورتی که اصلا این طور نیست من در بطن مردم هستم و هرجا آنها را ببینم به آنها احترام می‌گذارم چون من هم جزئی از این مردم هستم و با آنها زندگی می‌کنم. دوست ندارم کسی از من ناراحت شود.

● ورزش، مطالعه، اینترنت

به دلیل مشغله کاری زیاد فرصت نمی‌کنم مطالعه کنم و بیشتر روزنامه و مجله می‌خوانم ولی اگر کتابی باشد که دوستان بهم پیشنهاد کنند حتما مطالعه می‌کنم. ورزش را هم بسیار دوست دارم و بدنسازی، اسکی و تنیس را دنبال می‌کنم.

سیاوش پس از مطرح شدن، بارها در کانون شایعات بود. از تصادف و خدای نکرده مرگ در اثر سانحه گرفته تا درگیری در خیابان که سیاوش این شایعات را تکذیب می‌کند. سیاوش می‌گوید: به هر حال حرفه ما این چیزها را هم دارد یعنی زمانی که وارد این حرفه می‌شوی باید عوارض آن را هم بپذیری. مزاحمت تلفنی و شایعات جورواجور قسمتی از این حرفه است.

مصطفی امامی