یکشنبه, ۵ اسفند, ۱۴۰۳ / 23 February, 2025
مجله ویستا

فیلم خوب، کسب و کار ماست


فیلم خوب، کسب و کار ماست

جشنواره بیست و نهم را باید به فال نیک گرفت. اینکه در میان بحث و نظر و گاهی جدل دوستان منتقد فیلمی بر روی پرده برود که تحسین اکثریت را در روز اول جشنواره برانگیزد اتفاق مهمی است. …

جشنواره بیست و نهم را باید به فال نیک گرفت. اینکه در میان بحث و نظر و گاهی جدل دوستان منتقد فیلمی بر روی پرده برود که تحسین اکثریت را در روز اول جشنواره برانگیزد اتفاق مهمی است. فیلم را می توان یک داستان خطی با تصاویری مستند گونه نامید. دیدن تصاویری سرشار از لانگ شات های زیبا در دل طبعیت برای بیننده ای که به دیدن نماهای شهری عادت کرده است می تواند یک اتفاق بصری جذاب باشد. انتخاب سوژه در نوع خود جدید است.

آدمهای داستان هریک به نحوی اسیر تقدیرند. همگی دغدغه نان دارند و ار طرفی درگیر خانواده اند. آدمهایی که جبر زمانه انها را مجبور به کاری مانند دزدی کابل برق کرده است. امیر ثقفی کاراکترهایش را درگیر طبیعت می کند و اینبار نیز همان داستان همیشگی نبرد تن به تن انسان و طبیعت تصاویر بکری را بر پرده ترسیم کرده است. در عین حال فیلم داستان تلخی دارد و در بسیاری از پلان ها کارگردان به عمد سعی داشته با القای خشونت این تلخی را به کام بیننده بنشاند. روایت موازی نبرد پدر و دختر و مجرم و سرباز با طبیعت. داستان جذابی را ساخته است و فیلم را به دل هر بیننده سینما دوست خواهد نشاند.

دیالوگ منتخب:

هیچی بهت ندادم ننه الا درد چشم.

سکانس منتخب:

سکانسی که مرد دختر کوچکش را در برفها بر روی درختی می گذارد و می رود.