جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مجله ویستا

زنگ خطر حاشیه نشینی به صدا درآمد


زنگ خطر حاشیه نشینی به صدا درآمد

از مهاجرت تا حاشیه نشینی

مارکس،درباره انسانی سخن گفت که در کلبه کوچکی می زیست و احساس خوشبختی می کرد، تا آن که همسایه اش در کنار کلبه او کاخی بنا کرد. از همان زمان، کلبه نشین احساس محرومیت کرد.

همین مثالی که از مارکس نقل شد می تواند به زمان حال نسبت داده شود. کلبه نشین همان حاشیه نشین یا زاغه نشین و آلونک نشین است و همسایه اش نیز همان شهرنشینی است که از تمامی خدمات و امکانات رفاهی، بهداشتی و... برخوردار است.

اصطلا ح حاشیه نشینی یا زاغه نشینی،آلونک نشینی و... در کشورهای در حال توسعه به محلا ت فقیر نشین اطلا ق می شود که در اطراف شهرهای بزرگ ایجاد می شود و بعضا ساکنین این مناطق به علل گوناگون نتوانسته اند جذب نظام اقتصادی اجتماعی شهر شوند تا از امکانات و خدمات شهری به نحو مطلوب استفاده کنند.

در واقع کلیه کسانی که از محلا ت تولیدی گذشته خود خارج شده و به صورت مازاد نیروی انسانی در حاشیه شهرها سکنی می گزینند را حاشیه نشین می گویند. حاشیه نشینی در همه جای دنیا وجود دارد و اولین باریک قرن پیش همزمان با انقلا ب صنعتی انگلیس به وجود آمده است. حاشیه،فرهنگ مخصوص به خود را دارد و این فرهنگ نیز یک نوع شیوه زندگی است. فرهنگ حاشیه نشینی بازتاب شیوه زندگی طبقات پائین اجتماع است که معمولا فرهنگ فقر شناخته می شود.

تقریبا اکثر کشورهای جهان اعم از پیشرفته یا در حال توسعه، دوره هایی از حاشیه نشینی را در شهرهای خود تجربه کرده اند، اما مشکل اصلی در کشورهای جهان سوم نهفته است.

در فارسی اصطلا حات متعددی در ارتباط با حاشیه نشینی مورد استفاده قرار می گیرند که عبارتند از: زاغه نشینی، آلونک نشینی، حلبی آباد و غیره، که هر کدام مفهوم خاص خود را دارند.

در واقع تفاوت میان تعاریف حاشیه نشینی، ناشی از نگرش های متفاوت به این پدیده است، که تحت تاثیر دیدگاه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کالبدی قرار دارد.

این که در تعریفی ازحاشیه نشینی آمده است:افرادی که در مناطق حاشیه نشین زندگی می کنند از ساخت قدرت و سیاست عمومی جامعه جدا افتاده اند و به عنوان گروه پایین تر اجتماعی تلقی می شوند.

حاشیه نشینان از نظر اجتماعی دارای موقعیتی ضعیف بوده و در طبقه پائین اجتماع قرار دارند. طبقات پایین (class unber) به آن بخشی از جامعه اطلاق می شود که کم درآمدترین، کم امنیت ترین و نامطلوبترین مشاغل را دارند و همچنین دسترسی به تحصیلات بالا، قدرت و حیثیت اجتماعی محروم بوده یا اینکه از نظر مسائل غیرارادی نظیر نژاد، مذهب و ملیت، در ساختار اجتماعی جامعه، در طبقه تحتانی جای گرفته اند.

● نگاه فیلسوفانه به طبقات پایین اجتماعی

از جمله مباحث مورد توجه اندیشمندان و جامعه شناسان سیاسی، بحث و بررسی پیرامون وضعیت طبقات پایین اجتماع است که از گذشته دور مطرح بوده و تفصیل آن نیز نیازمند تحقیق مستقل است که ما تنها به چند نظریه اکتفا می کنیم.

ارسطو در این زمینه نگاهی «ابزاری» یا «تقدیرگرایانه fatalistic» دارد و این امر از نظر مصلحت خود این طبقات نیز موجه است.

در اندیشه ارسطو، «بنده» نوعی ابزار مالکیت است و ملک و دارایی انسان ابزاری برای ادامه زندگی و حفظ آن است. اما ابزار انسانی بر تمام ابزارهای دیگر مقدم است، زیرا خاصیت منحصر به فرد او را که انجام «فعل» بی کمک «فاعل» است، هیچ ابزار دیگری ندارد.

در مورد این سوال که آیا برخی از اقشار طبقات پایین اجتماع نظیر بندگان و مملوکان فطرتا و به طور ازلی دارای چنین جایگاهی در اجتماع بوده است و طبیعت، چنین سرنوشت و تقدیری را برای آنها رقم زده است یا نه، پاسخ ارسطو به این قضیه مثبت است. به نظر او این مساله که برخی باید فرمانروا باشند و بعضی دیگر فرمانبردار، نه تنها ضروری است، بلکه، به مصلحت مردمان است.

او می گوید: طبیعت دوست دارد که میان بدن های آزادمردان و بندگان فرقی بگذارد و از این جهت است که قوت جسمانی را (برای انجام کارهای نوکری) نصیب بندگان کرده و نیروی عقل و فضیلت را به اربابان، تخصیص داده است.

به نظر ارسطو اگر بنده به طبیعت چنان آفریده شده بود که استعدادش برای پروراندن فضایلی که در حین فراغت می شد از آن استفاده کرد، با خدایگانش یکسان می بود، در آن صورت به حقیقت شرط انصاف نبود که انسانی جلوی تکامل استعداد وی را بگیرد، فقط به این منظور که به موجودی دیگر ]خدایگان همان بنده[ فرصت بدهد تا استعداد خود را تکمیل کند. از این روست که ارسطو استعداد مردانی را که از چنین فضایلی بهره مندند، به عنوان عملی غیرطبیعی محکوم و تخطئه می کند. لازم به یادآوری است که در یونان قدیم، مردم به سه طبقه تقسیم شده بودند: طلا، نقره، مس، غلامان در قشر تحتانی جامعه قرار می گرفتند.

اندیشمند دیگری که در این زمینه اظهار نظر کرده است، «سنت آگوستین» است. گرچه نظریه آگوستین درباره طبقات پایین اجتماع با دیدگاه ارسطو کاملا مغایر است، اما او نیز به نوعی دیدگاه تقدیرگرایانه دارد. در نظر آگوستین، از آنجایی که لطف و کرم الهی شامل حال تمام آفریدگان می شود و تفاوت های نژادی یا طبقاتی کوچکترین تاثیری در این باره ندارد، پس آن مخلوقی که پایگاه کنونی اش بندگی است، از اصل برای بندگی آفریده شده است و همین امکان برای وی نیز هست که مانند خدایگانش جزو برگزیدگان باشد. برخلاف نظر ارسطو که می گوید: «بعضی اشخاص فطرتا برای بندگی آفریده شده اند.» با این اوصاف آگوستین قدیس رسم بندگی را محکوم نمی کند، بلکه آن را به چشم سرنوشتی می نگرد که به امر الهی برای شستن گناه بندگان تعیین شده است. به عقیده آگوستین، اگر آدم (و بعد از او بنی آدم) مرتکب معصیت شده بودند، خداوند هرگز چنین وضعی را پیش نمی آورد. عصاره استدلال او این است که رسم آیین بندگی به نحوی که در دنیا متداول است، نوعی کیفر دسته جمعی است که نصیب نژاد بشر شده است.

گذشته از اندیشمندان قدیم، بحث و بررسی پیرامون جایگاه طبقات پایین اجتماع در بین اندیشمندان، متفکران و جامعه شناسان جدید از موقعیت بسیار بهتری برخوردار است و توجه بسیاری از آنان را به خود جلب کرده است.

در تحلیل «کارل مارکس» طبقات زیرین اجتماع اعم از برده، دهقان و به ویژه کارگر، از منظر اقتصادی تعریف می شوند. مارکس اصولا در تقسیم بندی اش از سلسله مراتب اجتماعی، طبقه را در رابطه با مالکیت سرمایه و ابزار تولید تحلیل کرده است.

او مردم را به کسانی که صاحب مال اند و آنهایی که فاقد آنند; یعنی طبقات سرمایه دار و پرولتاریا تقسیم کرد. البته مارکس وجود اقشاری که در این چارچوب نمی گنجد; از قبیل دهقانان و خرده مالکان را قبول داشت، ولی معتقد بود که اینها از بقایای اقتصادی ماقبل سرمایه داری هستند و با بلوغ نظام سرمایه داری ناپدید می شوند.

در تقسیم بندی «ماکس وبر»، علاوه بر سرمایه و مالکیت، تخصص و تحصیلات هم وارد می شود. «وبر» اصل دیگری را نیز در قشربندی اجتماع مورد توجه قرار می دهد که همان اعتنا به منزلت یا شئون اجتماعی است و با طبقه فرق دارد. براساس نظر ماکس وبر، چهار طبقه قابل تشخیص است که عبارتند از: طبقه مالداران، طبقه نخبه ها و روشنفکران و تحصیلکردگان، گردانندگان ادارات و مدیران موسسات، طبقه قدیمی خرده بورژوازی مرکب از تجار خرده پا و کسبه و طبقه کارگر.

برخی از جامعه شناسان آمریکایی در دوران پس از جنگ جهانی دوم، معتقد بودند که افرادی را براساس مجموعه کاملی از عوامل غیرمرتبط با طبقه (که اقتصادی تعریف می شود) از قبیل دین، تحصیلات، نژاد و طایفه درجه بندی کرد. برخی از جامعه شناسان انگلیسی نیز تقسیم کار را به عنوان عامل اصلی تعیین طبقه، در نظر گرفته بودند و وجه افتراق مهم طبقات اجتماع را عبارت از تفاوتی می دانستند که بین اشتغالات یدی و غیریدی برقرار است. تقسیم جمعیت به سه طبقه کارگر، میانه حال و بالا، یکی از الگوهای جامعه شناختی متعارف در ساختار طبقاتی انگلیس است.

کارگران یدی در طبقه کارگر قرار می گیرند. کارگران دون پایه غیریدی از قبیل کارمندان دفتری و قشر پایین تکنسین ها را در طبقه میانی جای داده و مدیران و گردانندگان امور و صاحبان مشاغل آزاد را در طبقه بالا قرار می دهند.

برخی جامعه شناسان کارمندان دفتری را هم جزو طبقه کارگر به حساب می آورند. البته یکی از انتقاداتی که بر این تلقی متعارف وارد می شود، این است که توجه خود را بر مردان متمرکز کرده و زنان را نادیده می گیرد. از سال های دهه ۱۹۷۰ میلادی در آمریکا و انگلیس احیای تازه ای در نظریه طبقاتی مارکسیستی به وقوع پیوسته است. اینها بین کسانی که وظایف سرمایه داری دارند و آنهایی که قدرت های ناشی از مالکیت را اعمال می کنند، تفاوت قائل می شوند و از این طریق، طبقه سرمایه دار - اعم از اینکه مالک سرمایه باشد یا نباشد - و همچنین کسانی را که فقط در وظایف مربوط به «کار» اشتغال دارند و بنابراین جزو طبقه کارگر شمرده می شوند، تعریف می کنند. به عنوان مثال رایت (wright.o.E) قدرت مالکیت را به سه جنبه تقسیم می کند: ۱- کنترل بر تخصیص منابع و سرمایه گذاری; ۲- کنترل بر دستگاه فیزیکی تولید; ۳- کنترل بر نیروی کار. طبقه سرمایه دار، محل جریان سرمایه گذاری، دستگاه فیزیکی تولید و نیروی کار را کنترل می کند و پرولتاریا از دخالت در هر سه جنبه بی نصیب است. براساس مروری که در خصوص برخی دیدگاه ها و نظریات انجام پذیرفت، جایگاه طبقات پایین اجتماع از مناظر مختلفی مورد توجه واقع شده و معیارهای متفاوتی از سوی متفکران و جامعه شناسان در راستای قشربندی اجتماعی و قرار گرفتن هر یک از طبقات در قسمت های بالا، میانه و پایین هرم سلسله مراتب اجتماعی ارائه شده است.

دورکیم نیز بر این اعتقاد بود که بین افزایش جرایم و افزایش جمعیت رابطه مستقیمی وجود دارد. زیبل یکی دیگر از اندیشمندان قرن نوزدهم نیز بر این باور بود که در شهرهای بزرگ خصوصا کلانشر با جمعیت عظیم و متراکم هویت فردی و آزادی انسان را در زندگی به مخاطره می افکند که این امر موجب انزوا و از خود بیگانگی فرد می شود و در واقع این نظر بر این عقیده استوار است که بین افزایش جمعیت و رشد و توسعه شهرنشینی و افزایش جنایت و بزهکاری رابطه مستقیم وجود دارد. رشد سریع شهر نشینی در کشورهای در حال توسعه متعاقبا باعث به وجود آمدن مشکلا ت اجتماعی حادی شده است که یکی از این مشکلا ت حاشیه نشینی است. عدم دسترسی مهاجران به مشاغل اقتصاد شهری به دلیل نداشتن تخصص و تحصیلا ت و همچنین فقر و تنگدستی موجب می شود که از این دست از افراد مکان هایی را برای زندگی برگزینند که اغلب فاقد هرگونه تسهیلا ت شهری هستند و متعاقبا غیر قانونی ساخته می شوند.

این مناطق بیش از سایر مناطق درونی شهر مخفیگاه انواع فعالیت های غیر قانونی است که غالبا با جرائم بیشتری نسبت به مناطق درونی شهر روبه رو هستند. بی شک حاشیه نشینی رابطه نزدیک و ناگسستنی با بزهکاری و ارتکاب جرم دارد. در واقع حاشیه شهرها مکان هایی مستعد برای بروز جرایم و بزهکاری است.

تحقیقات نشان می دهد که مناطق حاشیه نشین به دلیل بافت ناهمگون اجتماعی- فرهنگی از جرم خیزترین مناطق شهری محسوب می شوند.

شروع حاشیه نشینی در ایران را می توان در دهه های نخستین قرن حاضر و به خصوص دهه ۱۳۴۰ دانست، یعنی زمانی که گسترش تاسیسات شهری و شبکه های ارتباطی و همچنین افزایش درآمد حاصل از نفت، موجب رونق شهرها و ایجاد جاذبه های شهری شد و از سوی دیگر اصلا حات ارضی و مکانیزاسیون، دامنه های روستایی را تشدید کرد. بر اساس برآوردهای اسکان بشر سازمان ملل حدود یک میلیارد نفر از جمعیت جهان اکنون در زاغه ها و حاشیه های شهری به صورت اسکان غیر رسمی زندگی می کنند. در ایران میزان شهرنشینی از کمتر از یک چهارم کل جمعیت در ۸۰ سال پیش، اکنون به بیش از دو سوم جمعیت رسیده است.

آسیب شناسان اجتماعی زنگ خطر را به صدا درآورده اند. فقر، تنگدستی، بیکاری و احساس بی هویتی این مناطق را به جرم خیزترین مناطق شهری بدل کرده است.

اگر دیروز جمعیت حاشیه نشینان تهران (۱۳۵۹) یک میلیون نفر بود امروز به ۲/۵ میلیون نفر افزایش یافته است حاشیه در حال گسترش است. از جمله برخی مناطق حاشیه ای که به ثبت رسیده، در تهران شهرک های مختلف استان تهران شامل مناطق حاشیه ای در قیام دشت، احمد آباد، حسن آباد، خلیج، بادامک و رامینک، تبریز شامل: آخماتیه، حافظ، خلیل آباد، داداش آباد، سیلا ب، طالقانی، عباسی، کشتارگاه، لا له، مارالا ن، منبع و یوسف آباد، کرج: زورآباد (اسلا م آباد) و... مشهد: خواجه ربیع اردبیل: ابراهیمآباد، سنندج: عباس آباد، کانی کوزله، حاجی آباد، زورآباد و فیض آباد. همدان: خضر، طالقانی، کشتارگاه، حصار، شاه پسند، سنگ سفید، نایب احمد، مجیدیه، دیزج، زاهدان: شیرآباد، باباییان، قریب آباد، پشت کارخانه نمک، کریم آباد و... هستند.

از آن جا که خصوصیت ذهنی ساکنان مناطق حاشیه نشین کاملا متاثر از محیط زندگی آنهاست فرد حاشیه نشین معمولا خصوصیات اخلا قی و ارزشی منحطی دارد از این رو به آسانی جذب فساد، بزهکاری، جرم و جنایت، فسق و فجور، می گساری وشرکت در فعالیت های مخفی مواد مخدر می گردد. به تازگی رئیس جمهور نیز در دیدار با مدیران و مسوولان بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به مناسبت سالگرد تاسیس این نهاد با بیان اینکه در حال حاضر تهران در معرض آسیب های سنگین قرار دارد. اعطای وام، یارانه و زمین به مهاجران از تهران را بهترین راهکار اجرایی دانست.

دکتر محمود احمدی نژاد موضوع مسکن را جایی برای شب خوابی و یا انباری آدم ها ندانست و می گوید: مسکن محل تربیت، آرامش، سکونت و زندگی است، در فرهنگ ما به زمانی که در کنار خانواده در خانه هستیم زندگی می گوئیم. وی در ادامه اظهار می دارد: به کسانی که فارغ التحصیل دانشگاه باشند، وام، یارانه و زمین می دهیم تا اشتغال ایجاد شود. فرماندار کرج در گفت و گو با مردم سالا ری جرم خیز بودن شهرستان کرج را دارای دلا یلی برشمرد و می گوید: جرم خیزبودن شهرستان کرج دلا یل مختلفی دارد که حاشیه نشینی و کمبود نیروی انتظامی از مهترین این دلا یل است.

عیسی فرهادی با بیان این که شهرستان کرج، جمعیت حاشیه نشین زیادی را در اطراف خود جای داده است افزود: علی رغم جمعیت حاشیه نشین زیادی که در اطراف شهرستان کرج به چشم می خورد، اما امکانات لا زم از نظر آموزشی، خدمات، رفاهی، بهداشتی برای آنها در نظر گرفته نشده است. وی در ادامه تصریح می کند: از تعداد ۱۷ پاسگاهی که در دولت نهم مقرر شده بود در سطح شهرستان کرج ایجاد شود، تنها شش پاسگاه به مرحله بهره برداری رسیده است که این خود باعث بروز ناامنی وجرم خیز بودن شهرستان کرج و حاشیه آن شده است.

فرهادی درادامه واقع شدن چهارزندان در سطح شهرستان کرج و سکونت حدودا ۱۰۰ هزار خانواده زندانی در این شهرستان را در دامن زدن مشکلا ت در کرج موثر توصیف کرد و از حمایت دولت از آنها سخن به میان آورد.

وی در پایان تدبیر مسوولین در اداره شهرستان کرج و وحدت و همدلی بین مردم و مسوولین را عامل اصلی در ایجاد امنیت و آرامش در شهرستان دانست و اظهار کرد:مسوولا ن کرج در هر درجه سازمانی که باشند، خدمت رسانی به مردم را باید هدف تمام فعالیت های خود قرار دهند. در تحقیقی که درباره مهاجرت و ارتباط آن با جرم و جنایت در شهرستان کرج انجام پذیرفته از تعداد ۲۷۱۴ نفر بزهکار که پرونده های آنان در سال ۱۳۶۷ مورد مطالعه قرار گرفته ۵۸/۷ درصد آن را مهاجرین تشکیل می داده اند همچنین از تعداد ۲۸۲۹ فقره ۵۹ درصد مهاجرین مرتکب جرم شده اند. در واقع یک سوم جمعیت کرج را جمعیت مهاجر در کرج تشکیل می دهند که نسبت جرایم آنان، درصد قابل ملا حظه ای را نشان می دهد و این نشاندهنده اهمیت و همبستگی بالا ی مهاجرت و حاشیه نشینی با گسترش جرم است.

بدین ترتیب باگسترش فیزیکی و اجتماعی شهرها و تبدیل شدن آنها به مراکز ناهمگن اجتماعی و فرهنگی، میزان ناهنجاری های شهری به ویژه در نواحی حاشیه ای شهرها افزایش یافته است. محیط اجتماعی و مسکونی نامناسب با ساختارهای نامناسب شغلی و ناکامی اجتماعی و فقر اقتصادی، زمینه را برای بروز آسیب های شهری و رشد بی رویه ناهنجاری ها فراهم می آورد. ناهنجاری های اجتماعی به لحاظ از بین رفتن ارزش های انسانی در حاشیه شهرها سریع تر پرورش یافته و اعمالی چون; دزدی، اعتیاد، قاچاق و فحشا در این اماکن بیش از متن اصلی شهردیده می شود.اسماعیل قرایی مقدم، جامعه شناس با بیان این که جامعه شناسان حاشیه های شهرها را محل هایی جرم خیز می داننداظهار می دارد: در آنها بافت فرهنگی یک دست نیست و ساکنان آن به انواع و اقسام آسیب های اجتماعی می توانند روی بیاورند. بیشترین جرایم در شهرک های حاشیه ای مانند اسلا مشهر، رباط کریم، پاکدشت، قرچک و... رخ می دهد.

به گفته وی این مردم ازدرآمد اقتصادی پائینی برخوردارند و بیشتر به کارهای اقتصادی غیر مولد مشغول اند و جمعی از آنها نیز کارگرند. وی در ادامه تصریح می کند: «کرج به عنوان ضربه گیر تهران، در حال تبدیل شدن به یک شهرحاشیه نشین بزرگ است. از هر فرهنگی در این شهر دیده می شود و به دلیل این که در این شهر و شهرهای مشابه حاشیه ای، ترس از شناخته شدن وجود ندارد، بستری مناسب برای آسیب های اجتماعی وجود دارد.» قرایی مقدم تاکید می کند: «حاشیه نشینی درهمه جای دنیا وجود دارد اما درجهان سوم بیشتر است. اگر حاشیه نشینی کنترل نشود، می تواند بسیار خطرناک باشد. حاشیه نشین ها از اختلا فات طبقاتی و محرومیت اقتصادی رنج می برند.

احساس محرومیت و انتقام جویی می کنند و این منجر به ارتکاب جرم می شود. فرهنگ نامتناجس، فقدان امکانات آموزشی و رفاهی، فقدان شغل رسمی، انواع ناهنجاری ها و آسیب های اجتماعی در این مناطق و محیط مساعد جرم از عوامل تشدید کننده ارتکاب جرم هستند.» وی بالا بردن سطح آموزش و پرورش، انتقال قطب های صنعتی از شهرهای بزرگ به شهرهای کوچکتر، به وجود آوردن فرصت اشتغال برای روستائیان و... را از راه های موثر در جلوگیری از مهاجرت های ناخواسته توصیف کرد. افزایش پدیده ای به نام حاشیه نشینی اتفاقی است به نام مهاجرت، به همین دلیل باید در کنار تمرکز زدایی و ایجاد فرصت برای استان های مهاجر فرست تنها راهی که می ماند کنترل حاشیه نشینی است.

بر اساس معیار جمعیت، حاشیه نشینی و نوع رسیدگی به آنان، طی جلسه ای در استانداری تهران، بودجه ۳/۷ میلیارد تومانی ساماندهی حاشیه نشینی بین فرمانداری ها در طول سال تقسیم شد. کنترل ساخت و سازهای غیر مجاز عامل مهم برای جلوگیری از حاشیه نشینی در استان تهران است. همانطور که در بالا نیز بدان اشاره شد، در غرب استان تهران یعنی شهرستان های اسلا مشهر، شهریار، رباط کریم و کرج مشکلا ت عدیده ای در بحث حاشیه نشینی را به وجود آوردند، ولی در شرق استان کمترین مشکل را داریم. فاکتورهای ایجاد حاشینه نشینی و در نهایت بروز ناامنی در شهرها، زاییده مشکلا ت اقتصادی و اجتماعی است.

برای حل این معضل و رسیدن به نتیجه مطلوب از سوی کارشناسان امر، راهکارهایی ارائه شده که توجه به آنها می تواند در کاهش حاشیه نشینی و در نتیجه بزهکارهای حاصل از این مشکل همیشگی شهرهای بزرگ تاثیر به سزایی داشته باشد. از جمله این راهکارها می توان بر تقویت عمران روستایی و توجه به نیازهای این قشر از جامعه و جلوگیری از مهاجرت آنها به حاشیه شهرها، بالا بردن سطح مهارت فنی روستائیان، ایجاد شهرهای کوچک صنعتی در مناطق روستایی و ایجاد اشتغال سازنده به منظور جذب نیروی فعال، تلا ش در جهت بهبود توسعه روستاها، ایجاد مسکن ارزان قیمت توسط دولت و اختصاص حداقل امکانات به محدوده حاشیه ای شهرها، ایجاد شوراها و انجمن ها متشکل از معتمدین حاشیه نشین برای حل مشکلا ت حاشیه نشینان، بازدید مستمر مسوولا ن از مناطق حاشیه نشین و شنیدن سخنان وخواسته های آنها و سعی در برطرف کردن نیازهایشان اشاره نمود.

نویسنده : محبوبه بابایی