جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
نقدی بر «خورشیدواره»

كتاب «خورشیدواره» حاوی خاطرات خانم طاهره سجادی (غیوران) كه توسط مركز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده، در بخش كتابخانه این شماره، توسط خانم اختر رودباری كه در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ در كمیته مشترك ضدخرابكاری و زندان اوین با ایشان همبند بوده و ضمنا در نیمه اول دهه ۱۳۵۰ بهعنوان دانشجو در جریان فعالیتهای مبارزاتی آن دوران قرار داشته، نقد و معرفی شده است. سجادی در این كتاب به شرح زندگی مبارزاتی خود و همسرش، مهدی غیوران در طول سالهای مبارزه با رژیم شاه پرداخته و پس از ذكر مقدماتی درخصوص چگونگی آشنایی و راهیابی به عرصه مبارزات انقلابی و تاثیر فدائیان اسلام، جبهه ملی و جمعیت موتلفه بر شكلگیری اندیشه و روش مبارزاتی خود، به توضیح وقایع مبارزاتی و نیز مبارزات همسرش مهدی غیوران و دیگر مبارزان مرتبط و سرنوشت این افراد و نیز به شرح شكنجهها و وقایع دوران زندانیبودن خود و همسرش میپردازد.
پس از چاپ کتابهای گوناگون از خاطرات زندانیان سیاسی دوره رژیم پهلوی ــ خاطرات احمد احمد، برفراز خلیجفارس (خاطرات محسن نجاتحسینی) و ساعت چهار آن روز (مهین محتاج) و... ــ اخیرا خانم طاهره سجادی (غیوران) خاطرات خود را تحتعنوان «خورشیدواره» (در دیماه ۱۳۸۳، توسط انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی، در ۳۱۶ صفحه) منتشر كرده است. سجادی در این كتاب سعی میكند با ملموسکردن وضعیت اجتماعی دهه ۱۳۵۰ و اهمیت مبارزه علیه رژیم شاهنشاهی، فعالیتهای خود در سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) را شرح دهد.
نگارنده این سطور (اختر رودباری) ازآنجاكه در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ در كمیته مشترك ضدخرابكاری و زندان اولین همبند خانم سجادی بودم و در نیمه اول دهه ۱۳۵۰ دوران دانشجویی را سپری میكردم، كموبیش با فعالیتهای مبارزاتی آن زمان آشنایی دارم. با انتشار كتاب خاطرات خانم سجادی، به این نتیجه رسیدم كه در بخشهایی از كتاب نارساییهایی وجود دارد كه چنانچه در پارهای موارد شرح كافی و وافی درخصوص شرایط مبارزات آن برهه ارائه شود، بهرهوری از كتاب برای نسل امروز بهتر خواهد بود. اطلاعاتی را كه در این نقد و بررسی، طرح خواهم كرد، برگرفته از چند منبع میباشند: الفــ نقلهای شنیدهشده از برخی اعضای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در داخل و خارج زندان كه بعضا خودشان با مساله برخورد داشتند و یا وقایع مذكور را دیده بودند بــ روزنامههای آن زمان كه تحلیلهای خاصی از دستگیریها و آموزشهای درونسازمانی ارائه میدادند؛ بهویژه روزنامههای كیهان و اطلاعات دهه ۱۳۵۰ جــ شخصا برخی اماكن مثل زندان اوین، كمیته مشترك، جاسازی منزل آقای غیوران و... را از نزدیك مشاهده كردهام و اطلاعات شخصی خودم را در این زمینه منتقل میكنم.
نقل و بسط این مطالب، بیشتر به این دلیل است كه نسل امروز تصور نكند انقلاب صرفا نتیجه مبارزات پررنگ سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ بوده است بلكه این مبارزه، وسعتی به اندازه تاریخ دارد؛ یعنی انقلاب با تمام نقاط ضعف و قوت ما، شما و دیگران، در كل حاصل تلاش، خوندادن، جاندادن و معلولشدن بسیاری از مردم این آب و خاك در مبارزه بسیار طولانی و مستقیم یا غیرمستقیم با امریكا و كلاً امپریالیسم جهانی است.
خانم سجادی در سال ۱۳۲۱ در تهران (حوالی محله سرچشمه) و در خانوادهای فرهنگی و متدین به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی را در مدرسه سعدی (حوالی چهارراه سرچشمه) بهپایان رساند و تحصیلات متوسطه را پس از ازدواج، بهطورمتفرقه و گاه با کمک برخی دوستان، از جمله خانم منظر خیر (در صفحه ۲۰ کتاب به اشتباه منیر خیر ذکر شده) که برای تدریس هندسه به منزل ایشان میآمدند، تا سطح دیپلم ادامه داد. وی در سال ۱۳۳۹ (درمقدمه و در گاهشمار پایان کتاب سال ۱۳۳۸ ذکر شده) با آقای غیوران ازدواج کرد و حاصل این ازدواج چهار فرزند است که یکی از آنها (حسن) در جریان جنگ تحمیلی به شهادت رسید. براساس مندرجات کتاب بهنظر میرسد خانم سجادی سعی میكند تفهیم سازد كه ایشان حتی در آغاز آشنایی با مسائل و فعالیتهای سیاسی روز، علیرغم پایینبودن سن، از تجربه شخصی برخوردار بوده است و فعالیتهای سیاسی آینده خود را ازاینطریق بهگونهایمستقل جلوه میدهد، چنانكه خاطراتی را از مبارزات فداییان اسلام و قیام سیام تیر ۱۳۳۱[i] ــ یعنی وقایعی كه تقریبا در حدود سن دهسالگی ایشان رخ دادهاند ــ نقل میكند، اما آنچه از متن کتاب دریافت میشود، نشان میدهد که آقای غیوران نقشی تعیینکننده و شاخص در مبارزات خانم سجادی و نوع آن داشته است. خانم سجادی مینویسد: «آقای غیوران در شانزده سالگی در نهضت ملیشدن صنعت نفت شرکت داشت. پس از آن بهطورفعال در جریان نهضت امام خمینی(ره) در پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ قرار داشت و بههمیندلیل در رفتوآمد به قم، اعلامیههای امام را به تهران منتقل و توزیع میکرد. با جمعیت موتلفه اسلامی مرتبط بود که پس از ترور حسنعلی منصور (عامل تصویب کاپیتولاسیون یا قضاوت كنسولی) سعی داشت از طریق نفوذ سیدضیاءالدین طباطبایی[ii] از اجرای حکم اعدام جلوگیری کند و تخفیف در حکم را خواستار بود.» البته در صفحه ۳۶ کتاب ذکر شده كه آقای غیوران سعی در آزادی متهمین داشته، اما بهنظر نمیرسد تلاش برای آزادی افرادی که در ترور یک شخصیت سیاسی کشور نقش فعال داشتهاند، درست باشد بلكه احتمالا همان تخفیف جرم مورد نظر بوده است. سجادی به زمان ولادت همسر خود (سال ۱۳۱۵) اشارهای نمیكند و فقط از پانویس صفحه ۳۵ متوجه میشویم که آقای غیوران مدتی پس از فوت پدر تحت سرپرستی برادر بزرگ خود (اسماعیلآقا) قرار گرفته است. سجادی سپس در تشریح جریان مبارزات امام(ره) اشاره میكند که آقای غیوران نیز در این مسیر حرکت میکردند.
در صفحه ۲۹ به مخالفت امام با انجمنهای ایالتی و ولایتی[iii] و نیز به مخالفت امام با رفراندوم ششم بهمن ۱۳۴۱ اشاره میشود و البته مولف در این موضوعات توضیح خاصی ارائه نمیدهد.[iv] در شرایط پس از قیام پانزدهم خرداد و انجام اصلاحات امریکایی و جنگ اعراب و اسرائیل، کتابهایی مثل «سرگذشت فلسطین (کارنامه سیاه استعمار)»، «امیرکبیر قهرمان مبارزه با استعمار»، جزوههای حضرت امام تحتعنوان «حکومت اسلامی و ولایت فقیه» و «جهاد اکبر» و نیز کتابهای سید قطب از جمله آثاری بودند كه فهرست مطالعات بسیاری از مبارزان مسلمان را تشكیل میدادند و خانم سجادی نیز در صفحه ۳۷ به این کتابها اشاره كرده است اما مشخص نیست که آیا ایشان این کتابها را به توصیه گروههایی نظیر سازمان مجاهدین و یا هیاتهای موتلفه اسلامی مطالعه میکرد یا خیر؟ بهعبارتی آیا سیر مطالعاتی خاصی وجود داشته و یا این مطالعات بهصورت پراکنده انجام میشد؟ شاید هم تهیه و توصیه این کتابها از سوی آقای غیوران انجام میگرفته است اما بههرحال در این زمینه از متن كتاب چیزی دریافت نمیشود.
در ادامهٔ توضیح شرایط اجتماعی زمان شاه، در صفحات ۴۴ــ۴۰ به جشنهای دوهزاروپانصدساله در سال ۱۳۵۰ و هزینههای سرسامآور این جشنها اشاره میشود و سپس نویسنده به رابطه نزدیک شاه با اسرائیل در جنگ اعراب و اسرائیل و نفرت مردم از اسرائیل اشاره میكند. در این شرایط دکتر شریعتی سخنرانیهای خود را در حسینیه ارشاد (تاسیس: احتمالا سال ۱۳۴۹) در سال ۱۳۴۹ آغاز كرده بود. راوی کتاب بر خلأ مطالعاتی اصولی اسلامی قبل از انقلاب تاکید میکند و میگوید: «دکتر [شریعتی] جامعهشناس خوبی بود ولی اسلامشناس نبود. شاگردانش ناتوانی در برخورد با معضلات فکری داشتند.» این ناتوانی فكری را میتوان معلول عوامل مختلفی دانست: ۱ــ كمبود كتابهای ساده و روان در زمینه مبانی فكری اسلامی در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ باعث ایجاد خلأ فكری در جوانان شده بود ۲ــ نثر سنگین و نامانوس كتابهای مبنایی اسلامی استفاده آنها را برای جوانان سخت و غیرقابل فهم میكرد و سادهترین آنها كتب شهید مطهری بود ۳ــ در این شرایط طبیعتا فردیكه فرضا یكسال یا شش ماه از كلاسهای دكتر شریعتی استفاده میكرد، نمیتوانست به یك اسلامشناس تبدیل شود. بههرحال دكتر شریعتی اسلام را در دهه ۱۳۵۰ بهعنوان یك قدرت سیاسی و اجتماعی مطرح كرد و این تاثیر ایشان، در نوع خود، كار باارزشی بود. البته خانم سجادی نمونهای از این ناتوانی را ذکر نمیکند. نمونه شنیدهشده، حسن آلادپوش و محبوبه متحدین (از شاگردان دکتر شریعتی) بودند و دکتر در کتاب قصه حسن و محبوبه سعی میکند مارکسیستشدن آنها را رد کند اما به روایت برخی اعضای سازمان، هر دو در سال ۱۳۵۴ مارکسیست شدند (البته ممکن است اختناق و استبداد درون سازمان مجاهدین مارکسیستشده، این دو را به این جهت سوق داده باشد) و حتی محبوبه را بیحجاب دیده بودند. خانم سجادی سپس کتابهای شهید مطهری و علامه طباطبایی را بهعنوان کتب مبنایی و اصولی تفکر ذكر میکند.
در چنین اوضاع اجتماعی کشور، آقای غیوران بههمراه خانم سجادی در سال ۱۳۴۹ به حج میروند و فقر شیعیان در عربستان برای آنان ملموس میشود. درباره شدت فقر بچههای منطقه بیتالاحزان، آمده است: «بدن و سر این بچهها به علت عدم دسترسی به آب مناسب و حمام چند میلیمتر کبره بسته بود. معلوم میشد [: احتمالا] بدن این بچههای هشت، نُه ساله از بدو تولد تا آن لحظه آب ندیدهاند.» ص۳۹
اختر رودباری
پینوشتها
[i]ــ قیام سیام تیر ۱۳۳۱ بعدازآنكه شاه مصدق را از نخستوزیری بركنار كرد، به رهبری آیتالله ابوالقاسم كاشانی و برای رویكارآوردن مجدد وی جهت ملیكردن صنعت نفت و حذف دولت قوام ــ كه بهجای دولت مصدق روی كار آمده بود ــ بهوقوع پیوست.
[ii]ــ سیدضیاءالدین طباطبایی از عوامل كودتای سوم اسفند ۱۲۹۹.ش و از دستنشاندگان انگلیس بود. وی در دولت رضاشاه ابتدا نخستوزیر شد و پس از سه ماه از این مقام خلع گردید. گفته میشود وی به فلسطین رفت و با خرید زمین از فلسطینیها و فروش آن به صهیونیستها، سود بسیاری به دست آورد. سیدضیاء در اواخر سلطنت محمدرضاشاه، در تهران و در منطقه سعادتآباد ساكن بود.
[iii]ــ قرار بود در مسیر اصلاحات امریکایی شاه، انجمنهایی در ایالتها و ولایتها برای رفع ظاهری مشکلات مردم تشکیل شوند اما عملا هدف از این كار اعمال نفوذ حکومت در شهرها و روستاها بود. از شرایط انتخابشدگان این انجمنها، قید مسلمانبودن حذف شده بود و منتخبین غیرمسلمان میتوانستند در مراسم تحلیف به کتب آسمانی خودشان سوگند بخورند. این دو شرط باعث مخالفت حضرت امام (ره) شده بود.
[iv]ــ زمان رایگیری و بهاصطلاح رفراندوم شاهانه، ششم بهمن سال ۱۳۴۱ بود و مقرر گردید این اصلاحات توسط علی امینی نخستوزیر امریکایی شاه اجرا شود اما ازآنجاكه شاه مایل بود خود او مجری این کار باشد، پس از راضیکردن دولت امریکا، امینی را حذف کرد و انجام اصلاحات را خود وی بر عهده گرفت. اصول اصلاحاتی تحمیلشده به شاه توسط جان کندی، رئیسجمهور دموکرات امریکا، عبارت بودند از: ۱ــ اصلاحات ارضی ۲ــ ملیکردن جنگلها ۳ــ فروش سهام کارخانجات دولتی بهعنوان پشتوانه اصلاحات ارضی ۴ــ سهیمکردن کارگران در سود کارخانهها ۵ــ دادن حق رای به زنان ۶ــ تشکیل سپاه دانش، بهداشت و ترویج. در اصل اول تقسیم زمینهای مالکان بزرگ و دادن قطعات آن به خردهمالکان پیشبینی شده بود تا توانایی مالی و سیاسی زمینداران بزرگ كم شود و دهقانان (خردهمالكان) نیز راضی شوند ــ یعنی بخشش از مال دیگران. در اصل دوم تقسیم جنگلها بین خردهمالکان برای استفاده از مراتع و جنگلها، و در اصل سوم فروش سهام کارخانجات دولتی ــ اکثر کارخانجات در آن برهه دولتی بودند ــ برای تامین هزینه لازم جهت اجرای اصول اول و دوم پیشبینی شده بود. این اصول در كل ظاهرا مفید به حال جامعه بودند اما در اجرا و باطن امر، علت مساله چیز دیگری بود. مثلا واکسنهایی به مرغهای روستایی از طریق سپاهیان ترویج تزریق میشد که مرغها در اثر آن به بیماری نیوکاسل دچار میشدند و بهناچار پادزهر بیماری باید از خارج (بهویژه از امریكا) وارد میشد، یا برنج مناطق شمالی ایران را به کرم ساقهخوار برنج مبتلا میکردند و داروی دفع آن هم باید از خارج تامین میگردید. با اجرای این اصول، درواقع سیاستهای امریکا در دورترین روستاهای ایران پیاده میشد.
[v]ــ عزتی در میان راه تهران پیاده میشود و میگوید من نمیآیم. سرانجام در پاییز ۱۳۵۲ عزتی بین راه اهواز و خرمشهر در قطار دستگیر و تحت شكنجه بازجویان اعزامی از تهران به سرپرستی رسولی، كشته میشود (بررسی تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق ایران، از انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی)
[vi]ــ این دو موج رادیویی از داخل خاک عراق پخش میشد و مخاطب آن انقلابیون و دشمنان شاه بودند.
[vii]ــ در سال ۱۳۵۲ برای موفقیت در مبارزه با مخالفان شاه، مجموعهای از رکن ۲ ارتش بههمراه ساواک و شهربانی در محل شهربانی مرکز، واقع در باغ ملی، بهنام «کمیته مشترک ضدخرابکاری» تشكیل شد که فرماندهی آن را ساواک برعهده داشت.
[viii]ــ البته اسمها در اوین مستعار بود.
[ix]ــ فرنچ: درواقع كمی كلفتتر از بلوز، دارای جیب در دو طرف پایین و یك جیب در جلوی سینه (در طرف چپ یا راست) بود.
[x]ــ شنیده شده نامبرده در خیابانگردیهای وحید بههمراه اکیپهای گشت ساواک، شناسایی و دستگیر شد.
[xi]ــ رئیس کل زندان اوین، سرهنگ وزیری بود.
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست