جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مسمومیت با ۲۰

اولین بار نمره ۲۰ کجا و کی اختراع شد؟ اطلاع چندانی در این زمینه نداریم؛ اما ظاهرا این نمره با شتاب فزاینده در همه مراکز آموزشی پذیرفته شده است.
امروزه ۲۰ یک نوع مفهوم امپراتوری نیز دارد. کسی که ۲۰ میگیرد، انگار بالای ابرها راه میرود؛ چراکه رویاهایش را از نزدیک لمس کرده است.
گاهی مفاهیم آنقدر وارونه میشود که باید کمی درنگ کنی و از خودت بپرسی ماهیت واقعی این مفهوم چیست؛ چرا ما آموزش میبینیم؟ جفای بزرگی است اگر تمام آرمانها و اهدافمان از آموزش را صرفا در پیکره کوچک نمره ۲۰ آن هم به هر قیمتی خلاصه کنیم.
گاهی بسادگی از یاد می بریم که حضور فرزندان ما در فضاهای آموزشی برای تعالی درونی وذهنی آنهاست، نه این که ذهن فرزندانمان را به ابزاری برای رقابتهای پنهان و آشکار با والدین دیگر دانشآموزان بر سر نمرههای بالاتر تبدیل کنیم.
چرا بعضی والدین نمره ۲۰ را مثل فرزندشان دوست دارند و گاهی حتی دوست داشتن فرزند مشروط به آوردن ۲۰ به خانه میشود؟
امروزه والدین با دلسوزی و حساسیت، خواهان پیشرفت تحصیلی فرزندانشان هستند؛ به طوری که بسیاری از آنها بویژه مادران پابهپای دانشآموزان در مقاطع تحصیلی پیش میروند و کلاسهای دوران دبستان، راهنمایی و حتی متوسطه را پشتسر میگذارند؛ اما وقتی این دلسوزی و مراقبت شکل افراطی به خود میگیرد، آسیبهایی را متوجه فرزندان و والدین میکند. بخصوص آنجا که والدین فرزندانشان را به روشهای نرم یا نامرئی برای کسب نمرات بالا زیر فشار قرار میدهند.
دکتر علیاکبر ارجمندنیا، روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان این که دلایل متعدد شخصیتی، فرهنگی و اجتماعی برای این امر وجود دارد، میگوید: یکی از مهمترین ریشههای توجه افراطی والدین به وضعیت تحصیلی فرزندان و به تبع آن راضی نشدن به نمرات کمتر از ۲۰ را باید در بنیانهای روانشناختی جستجو کرد. تجربههای والدین در گذشته و ناکامیهایی که با آن روبهرو بودهاند، بسیار اثرگذار است.
بعضی والدین میخواهند فرزندانشان به هر قیمت به جایگاهی دست یابند که خود در رسیدن به آن ناکام ماندهاند. آنها آرزوهای برآورده نشدهشان را این بار در سیمای فرزندانشان زنده میکنند و حاضرند به هر مشقتی تن بدهند تا فرزندشان به رویاهایشان صورت عینی و عملی ببخشد. در این شکل از رفتار نوعی نگاه ابزاری به فرزندان وجود دارد. به عبارت دیگر، حامل کمالگرایی در والدین ناخواسته آسیبهای جدی را به کودک وارد میکند.
این روانشناس علت دیگر رفتارهای افراطی والدین در قبال تحصیل فرزندان را در بافت امروزی خانوادهها میداند و معتقد است امروزه برخلاف گذشته تعداد فرزندان در خانواده محدود شده است. بسیار کم مشاهده میشود که خانوادههای نسل جدید، ۳ یا ۴ فرزند داشته باشند.
در گذشته والدین چندان به وضعیت تحصیلی فرزندشان توجه نشان نمیدادند، جدای از میزان تحصیلات، آنها امیدوار بودند حداقل یکی از فرزندان بتواند به خواستهشان پاسخ مثبت بدهد و در آینده به مدارج بالای تحصیلی و شغلی دست یابد. امروزه با کوچک شدن خانوادهها و کاستن از تعداد فرزندان طبیعی است توجه و تمرکز والدین بیشتر معطوف به یک یا ۲ فرزند شده است، به تبع آن نیز سرمایهشان را به پای فرزندشان میریزند تا به هدفی که میخواهند برسند.
● نیمه پنهان نمره ۲۰
یکی از عادتهای شایع والدین که متاسفانه در سالهای اخیر شکل فزایندهای به خود گرفته، قیاس نمرات فرزندان با همسالان و دانشآموزان دیگر است.
به محض این که دانشآموز از مدرسه پا بیرون میگذارد، در برابر پرسشهایی قرار میگیرد که بیشباهت به پرسشهای یک بازجو نیست. او باید سریع و شفاف پاسخ بدهد که آیا توانسته است گوی سبقت را از رقیبش برباید یا نه. طبیعتا عیار رضایتمندی و مهرورزی والدین نیز معطوف به میزان موفقیت فرزندشان در این رقابت است. اما رقابت اصلی بین والدین جریان دارد. در این مسابقه، فرزندان به اسلحههایی برای ستیز پنهان والدین با یکدیگر تبدیل میشوند.
دکتر علیاکبر ارجمندنیا نیز معتقد است رقابتهای والدین با یکدیگر را نمیتوان نادیده گرفت. این رقابت حتی در انتخاب مدرسه نیز به چشم میآید. امروزه مکان تحصیل به یک فوق ارزش تبدیل شده است، والدین به شکل اغراقگونه به نقش مدرسه در ارتقای یادگیری فرزندشان نگاه میکنند؛ اما باید توجه داشت زمانی واقعا میتوانیم به پیشرفت تحصیلی فرزندمان امیدوار باشیم که او واجد ۲ ویژگی مهم استعداد و پشتکار فراوان باشد. با این حال، به نظر میرسد غالب شدن سندرم ۲۰ سدی در برابر انگیزههای فرزندان ما شده و آنها را از پیشرفت باز میدارد.
آمار نشان داده است افرادی که در جامعه به موفقیتهای چشمگیری در حوزههای مختلف رسیدهاند، لزوما معدلهای ۲۰ نداشتهاند، آنها سرشار از انگیزه و پشتکار بودهاند. از طرفی، باید بپذیریم انگیزه مولفهای نیست که با رفتارهای کمالگرایانه والدین تناسبی داشته باشد.
والدین ما باید به این باور برسند که بسنده کردن صرف به نمره، معیار مطمئنی برای ارزیابی رشد ذهنی و شخصیت فرزندان نیست.
ما در جامعه به افرادی که مخزن اطلاعات خام باشد، نیازی نداریم. اجتماع امروز به اشخاصی محتاج است که بتوانند با هوشمندی از دادهها به نفع عمل استفاده کنند.
● عوارض منفی ۲۰ خواستن
اما تاکید افراطی والدین بر فرزندان برای کسب حداکثر نمرات چه تبعاتی دارد؟
به اعتقاد دکتر ارجمندنیا، نخستین تاثیر منفی سلب خلاقیت از فرزندان است. البته از ایجاد استرس و اضطراب نیز بسادگی نمیتوان گذشت.
دانشآموزی را در ذهن تصور کنید که به دلیل رفتارهای والدین مدام سر جلسه امتحان استرس دارد که نکند پاسخ یکی از پرسشها را نداند یا اشتباه بنویسد و نمره دلخواه پدر و مادرش را از دست بدهد. ذهن او بیشتر از آن که معطوف به متن سوالات باشد، درگیر تاکیدهای آشکار و پنهانی والدینش است. بنابراین دچار اضطراب و سردرگمی میشود.
اتفاق منفی دیگر از دست دادن قدرت تصمیمگیری و شخصیت مستقل است. آنها از این سنین به والدین خود وابسته میشوند و در آینده نیز نمیتوانند به دلیل فقدان اعتماد به نفس تصمیمات درستی بگیرند. در واقع فرزندپروری با نظارتهای میلیمتری نمیتواند شخصیتهای مستقل به وجود آورد.
● الگوی فرزندان، رفتار والدین است
متاسفانه گاهی دیده میشود والدین انتظارات خود را از فرزندان (از قبیل انتظارات تحصیلی و رفتاری) نه با رفتار، بلکه با اتکای صرف به گفتار مطرح میکنند؛ در صورتی که نمیدانند الگوی فرزندان در تبعیت از والدین، رفتار آنهاست. با تاسف دیده میشود والدین به سهولت از کنار تناقضهای رفتاری خود با گفتارشان میگذرند و انتظار دارند فرزندان نیز چنین کنند. اما در ذهن کودکان هنگام مشاهده این تناقضها علامت سوالهای بزرگی پدید میآید آنها به ما میگویند مسواک بزنید، اما خودشان مسواک نمیزنند، آنها به ما میگویند دروغ نگویید، اما خودشان دروغ میگویند، آنها به ما میگویند اتاقتان باید مرتب باشد، اما اتاق خودشان مرتب نیست.
نسرین جعفری، کارشناس ارشد روانشناسی در این باره میگوید: اگر ما میخواهیم رفتاری را در فرزندانمان نهادینه کنیم، پیش از آنها رفتار مذکور در ما باید نهادینه شده باشد. شما اگر میخواهید کودکان را به کتابخوانی تشویق کنید، هر چقدر هم به شکل مستقیم از فواید و زیباییهای کتاب بگویید، چندان رغبتی در کودک ایجاد نخواهد شد؛ اما اگر کودک از سنین اولیه رشد شما را در حال مطالعه کتاب ببیند و بعدها هم که بزرگ میشود، احساس کند شما ساعاتی از شبانهروز را صرف مطالعه میکنید، به طور مسلم به کتاب خواندن گرایش مثبتی خواهد داشت.
● وقتی از نمره فرزندتان ناراضی هستید
گاهی پیش میآید والدین از نمره فرزندشان احساس رضایت نمیکنند. طبیعی است آنها در چنین مواردی خواهند کوشید نارضایتی خود از عملکرد تحصیل فرزند را به او القا کنند؛ اما چقدر از رفتارهای والدین در چنین مواردی به کودک یا نوجوان کمک میکند؟
نسرین جعفری معتقد است ۲ عنصر درک و همدلی از سوی والدین میتواند کارساز باشد. کودکان در دوران ابتدایی بسیار بیشتر به همدلی و درک والدین نیاز دارند. از سویی، باید توجه کرد والدین به زبانی که برای کودک قابل فهم باشد، باید ضرورت و هدف از درس خواندن را تبیین کنند. اگر پدر و مادری میخواهد بستر مناسب برای گرفتن نمره خوب را فراهم کند، اولین گزینه همدلی با کودک است. این همدلی میتواند مثبت یا منفی باشد.
در این میان تنبیه فرزندان از سوی والدین برای تبیین ضرورت درس خواندن نه تنها تاثیر مثبتی ندارد، بلکه اثرات بسیار مخربی خواهد گذاشت.
اما یکی از تاثیرات نامطلوب تنبیه، نهادینه شدن این استدلال در ذهن کودک است که «اگر پدر و مادر از کاری خوششان نمیآید، میتوان آن را پنهانی و دور از چشم آنها انجام داد» این شیوه از استدلال کودک را عملا در برابر والدینش قرار میدهد و باعث میشود او رابطه درستی با والدین برقرار نکند. از این رو است که گاهی فرزندان ما به خاطر نمراتی که میگیرند دچار استرسهای شدید میشوند و گاهی نمراتشان را از والدین پنهان میکنند.
این روانشناس میافزاید: تنبیه به عنوان آخرین گزینه و راهکار میتواند به صورت تقویت منفی (نه به شکل تنبیه بدنی) از سوی والدین استفاده شود. تقویت منفی به این مفهوم که گزینه ناخوشایندی پیش پای او بگذاریم تا رفتار خوب در او تقویت شود.
● تعریف کردن نمره خوب با توان کودک
نکته مهم دیگری که در رفتارهای والدین در قبال نمرات فرزندانشان بسیار مهم به نظر میرسد، رسیدن به تعریف مشخصی از نمره خوب است. آیا نمره خوب در همه کودکان تعریف واحدی دارد؟
نسرین جعفری در اینباره میگوید: در معادلهای که والدین ما برای میزان رضایتمندیشان از نمرات فرزندان مینویسند، آنچه بسیار باید مورد توجه قرار گیرد باز کردن جایی برای توان و استعداد کودک در این معادله است. هر دانشآموزی از یک نوع قابلیت و توانایی در یادگیری دروس برخوردار است. گاهی ۱۵ برای کودکان نمره خوبی محسوب میشود، در صورتی که در کودک دیگری این نمره به ۱۸ یا ۱۹ میرسد. البته اگر والدین با مشاورههای لازم دریافتهاند که استعداد فرزندشان بسیار بالاتر از نمراتی است که او میگیرد، باید دنبال علل این اختلال باشند.
نکته مهمی که بسیار اهمیت دارد، دانش و مهارت والدین در برخورد با وضعیت تحصیلی فرزندشان است. اگر نوع برخورد و رفتار والدین در این زمینه منطقی و جامع نباشد، نه تنها آنها به اهدافشان نخواهند رسید، بلکه بعید نیست نتایج کاملا معکوسی بگیرند.
شکوفه شیبانی
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست