چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا

بازیگر فامیل دور همه مردم


بازیگر فامیل دور همه مردم

درباره هنر بازیگری

● بازیگری، هنر عصر مدرن

گریختن از مرزهای زمان و مکان و ایفای نقش کسی دیگر با دنیایی متفاوت، یکی از هوس‌ها و آرزوهای بشر است.

دیوارنوشته‌های کهن نشان می‌دهد تقریبا همزمان با کشف هنر نقاشی، هنر داستان‌گویی و بازیگری نیز حضور داشته است. در نقاشی‌هایی دیواری با قدمتی چند میلیون ساله تصاویری از انسانی ثبت شده که برای جمعی در حال بازیگری است. این دیوارنوشته‌ها را قدیمی‌ترین سند درباره هنر می‌دانند.

بازیگری در عصر معاصر نیز خیلی طرفدار دارد. هریک از ما دست‌کم یک بار خود را در قامت بازیگری معروف و پرطرفدار تصور کرده‌ایم.

آرزوی مشترک همه انسان‌ها، معروفیت و محبوبیت است و فعلا در عصری که رسانه حاکمیت مطلق و همه‌جانبه‌ای دارد، هنرمند بودن کوتاه‌ترین و راحت‌ترین راه برای رسیدن به تمام آرزوهای فروخفته است.

بازیگری این روزها هنری است پردرآمد و در نتیجه پرطرفدار و این واقعیت را بسادگی می‌توان از انبوه کلاس‌های‌های بازیگری، از توجه بی‌حد و حصر مردم به چهره‌ها و از جایگاه بی‌بدیل ستاره‌ها متوجه شد.

عصر امروز، زمانه‌ای کم‌نظیر برای اهالی هنر است و در این میان ستاره‌ها فراتر از تمام اقشار، جایگاه غریب و والایی یافته‌اند، چنان که مردم عادی فراتر از واقعیات بازیگران، به آنان اعتمادی عجیب دارند و آنان را محرم می‌دانند.

رضا کیانیان در کتاب «مردم نازنین» از مخاطبی گفته بود که او را محرم اسرار خود می‌دانست، چون بارها تصویرش را در تلویزیون دیده است! در واقع مردم انگار بازیگر تلویزیون را یک فامیل دور می‌دانند.

امروز بازیگری هنری است اجتماعی، به آن معنا که تصویر و جایگاه بازیگر در هر جامعه دارای فرهنگ مدرن، تصویری تمام قد از نوع نگرش مردم به هنر است. با گسترش دور از ذهن و وحشتناک نفوذ رسانه‌ها در زندگی مردم و با حضور پررنگ و لعاب تصویر در ابعاد مختلف، حالا دیگر بازیگری به یک هنر ـ صنعت تبدیل شده که سالانه میلیاردها دلار پول را در قالب فعالیت‌های فرهنگی، تبلیغاتی و آموزشی در آن مبادله می‌کنند. به این شکل، بازیگری به یک برند و مارک تجاری معتبر بدل شده که آرزوهای جوانان را بیشتر تحریک می‌کند و آنها را به سوی مدینه فاضله‌ای رهنمون می‌کند که هرگز واقعی نیست و آواز دهلی است که از دور، خوش است.

● بازیگر ایرانی، بازیگری ایرانی

با جدی شدن حضور سینما در عرصه اجتماعی که از دهه ۳۰ اتفاق افتاد، ستاره شدن به مفهوم مدرن هم زاییده شد. از دیرباز و از همان اولین روزهای تزریق شدن حضور بازیگری، ستاره‌ها جایگاهی ویژه و خاص یافتند، اما آنها پیشگامان این عرصه نبودند.

اولین بازیگرانی که در ایران گل کردند و ستاره‌وار دوست داشته شدند، بازیگران تعزیه‌ بودند. پرده‌خوان‌ها که نقالی می‌کردند هرگز به عنوان بازیگر جدی گرفته نشدند و بیشتر راویانی بودند محترم و دوست‌داشتنی، اما تعزیه که یک تئاتر سنتی ـ بومی ایرانی است، با فضایی مذهبی و قابل‌ اعتماد، زادگاه ستاره‌ها شد.

نیاکان ما طی سال‌های دور به بازیگران نقش‌های مثبت و منفی تعزیه‌ها، نگاهی خاص و ویژه داشتند. چنان که مثلا در نایین اوایل سال ۱۳۰۰ هجری شمسی، سال‌های سال بازیگر نقش امام حسین(ع)‌ تعزیه‌ها که مردی به نام حاج سیدعلی نایینی بود، معتمد مردم محل بود و جایگاهی داشت که امروز برای بازیگران بزرگ دنیا هم رویاست.

بازیگران سینما در دهه ۳۰ شروع به کسب جایگاهی متفاوت و خاص کردند. این روند با شتابی اندک ادامه داشت تا دهه ۴۰. در این دهه با ظهور چند بازیگر مطرح، ناگهان ستاره بودن در سینما مفهومی ویژه پیدا کرد.

مردم گرایشی تمام و کمال به این چهره‌ها پیدا کردند و بسرعت پوشش و گویش ستاره‌های آن زمان همه‌گیر و عامه‌پسند شد، اما واقعه مهم‌تر، ظهور ابررسانه‌ای فراگیر به نام تلویزیون بود. چهره‌های تلویزیونی با سرعتی بیشتر مورد قبول و پذیرش مردم قرار گرفتند. به لطف همزیستی دائمی با اهالی تلویزیون، مردم خواسته یا ناخواسته اعتمادی کم‌نظیر به چهره‌های تلویزیونی پیدا کردند و به این ترتیب سومین گروه از ستاره‌ها زاده شدند. در این میان، بازیگران تئاتر با توجه به سابقه ذهنی جمعی مردم از جایگاه آنان به عنوان بازیگران جانشین اهالی تعزیه، محترم و دوست داشتنی بودند، اما در سطحی محدودتر و پایین‌تر.

● ستاره‌های امروز

حال در پاییز ۹۱، ستاره‌ها، جزئی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ عامه هستند. انبوهی از چهره‌های محبوب سینمایی و تلویزیونی، به شکلی انکارناپذیر در فرهنگ ما ذوب شده و مدت‌هاست به چهر‌ه‌هایی مهم و کلیدی بدل شده‌اند. اما امروز، ستاره‌های تلویزیونی جایگاهی دارند که در کشور ما با کمتر وجهه اجتماعی قابل مقایسه است. با وقوع انقلاب اسلامی مردم عادت کردند اخبار درست را از رسانه ملی بشنوند و اعتمادی بی‌مانند نسبت به هر چهره رویت شده در تلویزیون بین مردم نهادینه شد؛ چهره‌های ی طنز مانند مهران مدیری، رضا عطاران و...

فقط کافی است به جایگاه کلاه قرمزی، محبوب‌ترین ستاره ـ شخصیت معرفی شده در تلویزیون که تا عمیق‌ترین زوایای زندگی ما ایرانی‌ها نفوذ کرده است، نگاهی بیندازیم. آنچه در این فرآیند اهمیت دارد، درک درست ستاره‌ها از جایگاه خود است و حلقه مفقوده‌ای که طی سال‌های اخیر امکان ظهور ستاره‌های جدید را نمی‌دهد، همین کم‌توجهی چهره‌های معروف به رمز و رازهای محبوب شدن است.

یادش سبز خسرو شکیبایی که تمام ویژگی‌های یک ستاره مردمی را بسادگی بیان کرد: «هنرمند باید عاشق مردم باشد و عضو خانواده آنها....»

برخی ستاره‌های امروز، بیشتر سوسو می‌زنند تا نور داشته باشند. باید صبوری کنیم و منتظر باشیم تا دوباره فرهنگ ستارگی به شکلی همزمان میان مردم و هنرمندان گل کند. شک نکنیم مردم هنردوست ما، همیشه دوستدار ستاره‌ها هستند و هنرمندان ما، همیشه دوستدار توجه مردم !

● یادی از یک ستاره

این روزها که سریال «خانه سبز» از شبکه آی‌فیلم بازپخش می‌شود، خسرو شکیبایی دوباره به محبوب‌ترین ستاره روی آنتن بدل شده است، انگار نه انگار که او دیگر بین ما نیست. اما مردم ما که ستاره‌های زنده و پرکار را زود از یاد می‌برند، چرا این بازیگر از دست رفته را همچنان دوست دارند؟

شکیبایی، همیشه یادش بود که متعلق به همین مردم است و بارها به هر مناسبتی و در هر گفت‌وگویی تاکید می‌کرد هرچه دارد از مردم و وامدار طرفداران خود است نه طلبکار از آنها!

شکیبایی هرگز کاری نکرد که تصویرش ـ تصویر منزه و دوست‌داشتنی‌اش در ذهن مخاطبان هنر او ـ بویژه بینندگان تلویزیون مخدوش شود. مراد بیگ که می‌شد، رضای خانه سبز که می‌شد، هر کجا که بود حواسش بود، بیننده تلویزیون از او چه تصویری و توقعی دارد. بسیاری از نقش‌های جذاب را رد می‌کرد و می‌گفت مردم دوست ندارند مرا در این نقش ببینند. سه روز قبل از مرگش و در شرایطی که درد وحشتناکی را تحمل می‌کرد، در برنامه‌ای رادیویی با او همکلام شدیم. اولین جمله‌ای که قبل از آمدن روی آنتن به ما گفت و بر آن تاکید داشت، این بود که مبادا من حرفی از بیماری و حال بدش بزنم. مردم مشکلات خودشان را دارند... شکیبایی عاشق مردم بود و تنها راز ماندگاری محبوبیت او همین نکته است.

حمید سلیمی