پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
معمار نهاد کودکی

روستایی که آذر یزدی در آن به دنیا آمد، خرمشاه نام داشت و اکنون شهر یزد آن را هم بلعیده است. پدری کشاورز داشت که پیش از رو آوردن به اسلام، زرتشتی بود و در کنار کار دهقانی در مراسم ختم اهل دهکده، قرآن میخواند. خویشاوندان نزدیکش همچنان زرتشتی بودند و پدر تلاش میکرد میزان تماس خانواده با خویشاوندانش را به حداقل برساند تا فرزندانش از آموزههای غیراسلامی مصون بماند. پدر، خوی روستایی و تعصب زیاد داشت و هر چیزی را با نگاه رستاخیزی میدید و حتا فرستادن فرزندانش به مکتب را جزء کارهای ناشایست دنیایی میدانست، اما همو بود که خواندن قرآن را به آذر یاد داد که در سطح سواد او تأثیر مثبتی داشت. آذر یزدی میگفت: «من سواد را از مشکل به آسان یاد گرفتم»؛ یعنی از سختترین شیوه و روش که خواندن و آموزش قرآن بود، به خواندن کتابهای سادهتر که آنها هم همه مذهبی بودند. آذر یزدی کودکی خیلی غمانگیزی داشت. یکی از اتفاقاتی که در زندگی او بسیار تأثیرگذار بود، چنین است که روزی زرتشتیان هند برای نزدیکان او یک بسته کتاب فرستادند. پسرخالهاش کتابها را به آذر نشان داد. چون آذر به خواندن علاقه ذاتی داشت، خواست این کتابها را بخواند. ولی آن پسر موافقت نکرد. آذر رفت و به پدر شکایت کرد. پدر گفت، آن کتابها دنیایی است و به درد ما نمیخورد. آذر آن روز بسیار گریه کرد. در حقیقت، آذر یزدی برآمده از عقده کتاب و کودکی است. کودکیای که در آن نه بازی بود و نه مفهوم شادی و خنده. به ویژه این که پدر و مادرش هم همواره با هم در ستیز بودند. وقتی که آذر یزدی به نوجوانی رسید، مدتی کارهای متفرقه کرد تا اینکه در یک کتابفروشی در یزد استخدام شد. این کتابفروشی کتابخانه هم داشت. از آن روز به بعد زندگی آذر یزدی متحول شد و خود را غرق کتابهای نو و کهنه کرد. در حقیقت، آذر یزدی فرهیخته یا روشنفکری است که نه مکتب دیده، نه مدرسه. به قول خودش، تا ۵۴ سالگی کلاس درس را ندیده بود. وقتی که در چارچوب طرح سوادآموزی او را به یک مدرسه روستایی میبرند تا با فضای آن آشنا شود، آذر یزدی های های گریه کرد. او هرگز نخواست زندگی عادی داشته باشد و هرگز ازدواج نکرد. برخی این را دست کم میگیرند یا خیال میکنند که آذر یزدی مثل بسیاری دیگر دوست داشت زندگیاش را به تنهایی سر کند. ولی او میدانست که هر کاری که میکند، ممکن است او را از حریمی که برای خودش ساخته است، دور افکند و اگر این حس را داشت، آن کار را انجام نمیداد. در تهران هم با کتاب سر و کار داشت. آذر یزدی میگفت، من همواره در خدمت کتاب بودم؛ یعنی زندگی و عشقش کتاب بود. او هر پولی که به دست میآورد، هزینه کتاب میکرد و عاشقانه کتاب میخواند. دست کم از ۱۵ سالگی که به مخزن کتاب دست یافت، تا لحظههای آخر عمرش، آذر یزدی کتاب میخواند. وی علیرغم چهره ساده و خاکسارش، شخصیتی بسیار آگاه بود. ادبیات کهن ایران را بهتر از افراد صاحب رتبه و مقامهای دانشگاهی میشناخت، ولی هرگز هیچ ادعایی نداشت. وقتی هم به او میگفتی که منظورت از این همه کتابخواندن چیست، میگفت، هیچی، فقط میخواهم بدانم و آگاه باشم. اگر ما پارامترهای روشنفکری را در نظر داشته باشیم، آذر یزدی همه آنها را داشت. یکی از مهمترین معیارهای روشنفکربودن این است که همواره نسبت به وضع موجود منتقد باشد و همیشه در مورد مسایل مختلف تجدید نظر کند. آذر یزدی هم دیدگاهی نقاد داشت و هم، چیزی را که احساس میکرد درستتر است، میپذیرفت و با مطالعه بیشتر به آن چیز عمیقتر نگاه میکرد. تفسیرهایی که این روزها و و در دهه اخیر صاحبان قدرت درباره او کردهاند، به نظر من، اصلاً به واقعیت نزدیک نیست، چون آذر یزدی هرگز سعی نکرد خودش را به قدرت بفروشد و با قدرت فاصله بسیار عمیقی داشت.آذر یزدی از گروه فرهیختگانی است که نهاد کودکی را در ایران پایه گذاشتند. مفاهیمی هست که هنوز برای جامعه ما ناشناخته مانده است. نهاد کودکی، میوه دنیای مدرن است. همان طوری که برای جوامع پیشرفته روشن شده، با تحولی که نظام جامعه صنعتی یا مدرن پیدا کرد، تفاوتهایی میان دنیای بزرگسالان و دنیای کودکان برملا شد. آشکار شد که کودکان نیازهای خودشان را دارند، از جمله نیازهای زیستی و فرهنگی. از درون مفهوم کودکی و نهاد کودکی یک زنجیره نهادهای دیگر زاده شد، مثل آموزش و پرورش ویژه کودکان، ادبیات کودکان، کتابخانههای ویژه کودکان و نهاد بهداشتی کودکان. این اتفاق در ایران از سال ۱۲۵۰ خورشیدی به بعد رخ داد. سرچشمه آن، نگاه امیرکبیر به جلوگیری از مرگ کودکان، یعنی واکسینهکردن کودکان بود. از آن لحظه به بعد موضوع زندگی کودکان برای جامعه مهم شد. طی سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۰ خورشیدی نهادهای ویژه کودکی در ایران تثبیت شد. آذر یزدی محصول همین دوره است. در آن دوره کسانی چون آذر یزدی به بازنویسی ادبیات کهن پرداختند تا کودکان ما بتوانند با فرهنگ خودشان در تماس قرار بگیرند. آذر یزدی و همراهانش با بازنویسی آثار قدیمی بخشی از دنیای خالی کودکان را پر میکردند. آذر یزدی میراث معنویاش را در اختیار من قرار داده است. او این آثار را به دلایلی که خودش میدانست، به من سپرد. شاید به خاطر اعتمادی که به مجموعه تاریخ ادبیات کودکان ایران داشت و همیشه یکی از یاوران نزدیک ما بود. او فقط میخواست این مجموعه دست هر کسی نیفتد.
آیا میتوان کارهای ناتمام او را ادامه داد یا نه؟ قطعاً خود من این کار را نخواهم کرد، چون اصلاً در حیطه تخصص من نیست. باید بررسی بکنم و ببینم که کدام کارهایش کامل است و کدام آنها ناتمام، اما مهمتر از همه، باید معیارهایی که آذر یزدی در ذهنش داشت، رعایت شود.
چون همین حالا هم کسانی هستند که میخواهند این آثار را تکمیل کنند، ولی من تا مطمئن نشوم، با چنین کاری موافقت نخواهم کرد، چون ما سالهاست که طرح موزه ملی فرهنگ و تاریخ کودکان ایران را پیش میبریم و در این مؤسسه چیزهای زیادی هست که باید در موزه قرار بگیرد. عرض خود من این است که جعبه آثار آذر یزدی هم به عنوان آثار نیمه تمام یک نویسنده در موزه قرار خواهد گرفت. فکر نمیکنم کسی بتواند از پس تکمیل این کارها برآید. من این کارهای نیمهتمام را که حاصل ۸۸ سال زندگی آذر یزدی است، بخشی از وجود نیمه تمام او میدانم.
این مطلب بر پایه گفتوگو با محمدهادی محمدی، نویسنده و تاریخنگار ادبیات کودک ایران، تهیه شده است.
نویسنده : محمدهادی محمدی
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست