پنجشنبه, ۱۴ فروردین, ۱۴۰۴ / 3 April, 2025
مجله ویستا

در میان انبوه جمعیت


در میان انبوه جمعیت

تنها کارتن خوابها هستند که می مانند

در میان انبوه جمعیت مترونشینان از سالن مترو خارج شدم; راهم را ادامه دادم و به خیابانی در شهر رسیدم. در راه فکرم را به صحبت هایی که باید با طرف مقابلم مطرح می کردم جمع کردم که ناگاه در میانه راه... به مانعی برخورد کردم... مانع که نه... پشت شمشادهای قد علم کرده شهر بدن انسانی را دیدم که مچاله شده است. شوکه شدم... با خود اندیشیدم من با کاپشنی پشیمن، تا بن وجودم احساس سرما می کنم و چگونه است که انسانی از جنس من با لباسی نازک و پاره که کارتنی شده تشکش و ملحفه ای مندرس، رواندازشآن هم در هوای سرد زمستانی فقط روی یک کارتن نازک روی زمین خوابیده باشد!

چند دقیقه راهی که باید پیاده می رفتم تا به مقصد موردنظر برسم از شدت سرمای زیاد دندانهایم به هم می خورد و سرما تا عمق استخوانهایم رفته بود. فکرکردن به او مثل خوره بدنم را می خورد تا به مقصد رسیدم...

شش سالی می شود که کارتن خوابی به یکی از مهمترین مشکلات جامعه تبدیل شده است و در فصل سرمای زمستان شاهد خزان زندگی هموطنانمان در گوشه و کنار خیابان هستیم. با شروع فصل سرما،کارتن خوابها سوژه داغ و سرخ رسانه ها می شوند. "کارتن خوابی بر اثر سرمای شدید جان باخت"، "کارتن خوابها جمع آوری می شوند، "کارتن خواب ها از خدمات بهتری برخوردار می شوند" و هزاران دست از این اخبار را بارها شنیده و خوانده ایم.

تا چند سال پیش کارتن خوابی ، یک پدیده و مشکل اجتماعی محسوب نمی شد اما همه چیز از مرگ دردناک ده ها نفر از آنها در پس یک سرمای ناغافل شبانه زمستانی شروع شد و جنازه های خشک شده آنها صبح زود روی دست شهر ماند. حدود هشت سال پیش مرگ طبیعی و غیر مشکوک آنها در شب های برفی و یخبندان فصل زمستان سال ۱۳۸۲ تا مدت ها بازتاب رسانه ای گسترده ای پیدا کرد.

وقتی که عده ای کارتن خواب بر روی آسفالت های سخت خیابان شهرمان یخ زدند; در این مقطع زمانی بود که کارتن خوابی نیز به عنوان یکی از دغدغه های مهم در جامعه محسوب شد.

رسانه ها سرو و صدا راه انداختند، مسوولان دستگاه های مختلف طرح دادند و جلسه پشت جلسه بود که برای رهایی و رفع این معضل اجتماعی تشکیل می شد. البته اقداماتی نیز در این راستا صورت گرفت اما با گرم شدن تدریجی هوا، همه چیز به دست فراموشی سپرده شد و پس از گذشت شش ماه و تغییر دمای هوا، روز از نو و روزی از نو، دوباره سر و صداها و اختلافات در این خصوص بالا گرفت!...

نیروی انتظامی، سازمان بهزیستی و شهرداری در ابتدای امر رویه متعادل همکاری را در پیش گرفتند، اما هر چه ایده ها و مصوبات به اجرا نزدیکتر می شد، به تدریج هر یک از دستگاه های مسئول با اعلام برائتی ناملموس از پذیرش مسئولیت جمع آوری و ساماندهی کارتن خوابها و بی خانمان ها از زیر بار این مسوولیت شانه خالی کردند. شهرداری به بهزیستی ارجاع می داد، بهزیستی به نیروی انتظامی، نیروی انتظامی به کیمته امداد و کمیته امداد مجددا به شهرداری!

بارها در فلسفه گفته اند و این بار نیز یادآور می شویم که "سیر تسلسل علل نامتناهی محال است"...!

خلاصه، این چرخه آنقدر چرخید و چرخید و در این میان، تنها این کارتن خواب ها بودند که مانند دانه های سفید برف، که به محض رسیدن به زمین آب می شوند، جان خود را از دست می دادند. اما این نکته اساسی را باید یادآور شویم که مسوولیت جمع آوری و نگهداری کارتن خوابها فقط به عهده یک فرد، یک تیم بهداشتی یا یک سازمان متولی نیست، بلکه به عهده همه مردم جامعه است.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در رابطه با ساماندهی کارتن خوابها می گوید: هر سازمان موظف است قسمتی از بودجه اعتباری خود را برای جمع آوری کارتن خوابهایی که بدلیل نداشتن سرپناه ومسکن مجبور هستند گوشه ای از خیابان را برای زندگی انتخاب کنند، اختصاص دهند.

موسی الرضا ثروتی با ناشایست توصیف کردن حضور کارتن خواب ها در نقاط مختلف شهر، صدور شناسنامه برای کارتن خوابها را موثر توصیف کرد و این امر را راهی برای شناسایی این افراد جهت راهی کردنشان به یک مرکز درمانی خواند. از سوی دیگر مدیر کل کمیته امداد استان تهران در گفت وگو با خبرگزاری ایسنا، اغلب کارتن خوابها را بیمار معرفی کرد. و در این خصوص می گوید: اغلب کارتن خوابها مبتلا به بیماری های روانی مزمن، اعتیاد و بیماری های عفونی چون ایدز و هپاتیت هستند.

در واقع ستاری عمده دلایل عدم پذیرش سازمان ها را در این زمینه، بیماری های مزمن و... این اقشار توصیف کرد.

وی در ادامه ۹۷ درصد کارتن خواب ها را دارای بیماری های روانی و بعضا حاد، ۶۰ تا ۷۰ درصد آنها را معتاد و حدود ۲۰ درصد از آنها را دارای بیماری های واگیردار عفونی ایدز و هپاتیت دانست.

در این میان، تنها کاری که برای بی خانمان ها انجام شد، راه اندازی گرمخانه هایی از سوی شهرداری بود، اما گویا از آنجا که اداره کردن این مراکز، هزینه های هنگفتی را به شهرداری تحمیل می کند، گردانندگان این گرمخانه ها معتقدند کارتن خوابها نباید فکر کنند که این مراکز هتل است و باید به فکر راه اساسی بود. این مطلب درست است که کارتن خواب ها هزینه های قابل توجهی را برای درمان موقت یا اورژانسی شان را متوجه شهر می سازند.اما نباید از این نکته غافل ماند که بی توجهی به اینگونه افراد در جامعه و نادیده انگاشتن این افراد می تواند لطمات و صدمات جبران ناپذیری را به پیکره شهر و دیگر افراد جامعه وارد آورد.

مدیر کل آسیب های اجتماعی شهرداری تهران اسکان کارتن خوابها در گرمخانه های این شهر را عاملی جهت عدم فوت این دست افراد از سرما و خیابان خوابی توصیف کرد. سید نجم الدین محمدی علت فوت برخی دیگر از افراد در خیابان را نه سرما بلکه مصرف مواد مخدر و عوارض جانبی دیگر آنها دانست که این نیز جای آسیب شناسی دارد. از کارتن خوابها نمی توان آمار دقیق و صحیحی را بدست آورد چرا که اغلب این افراد یکجا بند نمی شوند و به محض اینکه آسفالت گرمتری را کشف کنند، جایشان را به سرعت تغییر می دهند. وامقی،روانشناس اجتماعی درباره آمار کارتن خوابها می گوید: آماری که تعداد کارتن خواب ها را بوسیله روش علمی نشان دهد، وجود ندارد و معمولا آماری که بیان می شود شامل افرادی هستند که به مراکز خاص پذیرش شده اند. اینها جمعیتی ثابت، در مکانی خاص نیستند که به راحتی بتوان آمار آنها را بدست آورد. کارتن خوابها و بی خانمان ها همیشه بوده اند، زمستان و تابستان فرقی نمی کند، چرا که تابستان هیچ گاه حرارت بدن خیابان خواب ها را تا ۴۲ درجه که حد مرگ است، بالا نبرده و نمی برد که پس از آن مرگ یک کارتن خواب در تابستان تیتر خواندنی روزنامه ها شود و همگان را تنها به گزیدن لبهای فرو بسته قانع کند، اما این افراد تنها با آغاز فصل سرما دوباره به یادها می آیند.

شاید هم زمان آن رسیده باشد که زمستان هر سال به جای اعلام آمار فلان و فلان هزار نفری جمع آوری بی خانمان ها و کارتن خوابها از سوی شهرداری و بهزیستی، بپذیریم که این گروه هم به عنوان واقعیتی از جامعه در کنار ما زندگی می کنند، نفس می کشند، روز و شب خود را می گذرانند اما نه در خانه و دفاتر شکیل اداری بلکه تنها در خیابان...

آنهایی که در میانشان حتی افرادی با تحصیلات کارشناسی ارشد و دکتری هم گزارش شده است. "۹۰ درصد از کارتن خوابها کم سواد و بی سواد و حدود ۱۰ درصد آنها دارای تحصیلات دیپلم و بالاتر هستند..."

اما با این تفاسیر باید گفت که مرگ خیابان خوابهای زمستانی امسال و بعضا سالهای آینده قطعا تاثیر اخبار مرگ دردناک آنها در زمستان سال ۱۳۸۲ را نخواهد داشت. چرا که آنها سالهاست که در خیابانهای شهر ما، در گوشه و کنار خانه های ما می میرند و کم کم به عادت بصری ما تبدیل می شوند. به جاست به پیامکی که از سوی یکی از دوستانم برایم ارسال شد و مرا به فکر کردن در خصوص این افراد واداشت اشاره ای داشته باشم که آنرا نیز برای شما نقل می کنم:

"با به یادآوردن کسانی خسته بدون جا برای خواب شب هنگام، خدای را به خاطرجای گرم و راحتی که در آن آسوده ایم شاکر باشیم و بر آنان دعا کنیم."

در نهایت نباید از این نکته غافل ماند که مسوولیت جمع آوری و نگهداری کارتن خوابها فقط به عهده یک فرد، یک تیم پزشکی یا یک سازمان متولی نیست; بلکه این امر به عهده همه ارگانها و نهادهای مسوول و چه بسا تک تک افراد جامعه است.

نویسنده : محبوبه بابائی