جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مجله ویستا

از ایمان تا جهاد


از ایمان تا جهاد

مروری بر فیلم های مذهبی در سینمای بعد از انقلاب

سیمای پیامبران و شرح زندگی آنان رایج‌ترین مضمون در سینمای مذهبی‌است چرا که نمودی از رجوع به سرچشمه‌های وحی الهی و ساختارهای قرائت دینی از عالم هستی به شمار می‌رود. اگر چه در سینمای جهان شاهد نمونه‌های فراوان و تأثیرگذاری از شرح زندگی انبیای الهی بر پرده‌های نقره‌ای بوده‌ایم ولی سینمای ایران از این لحاظ همواره دچار غفلتی معنی‌دار بوده و تازه‌قریب به دو دهه است که رویکردهای جدی به تولید آثاری حول محور روایت‌های قرآنی از زندگی پیامبران و انبیا در تلویزیون و سینمای کشور به چشم می‌خورد. با این همه شاهدیم که اولاً بخش عمده این آثار توسط اشخاص خاص ساخته شده‌اند- یعنی این حرکت شکل جریان پیدا نکرده و ناشی از احساس تکلیف برخی فیلمسازان است- و ثانیاً به نسبت آثار تولیدشده در طول تاریخ سینمای کشور، درصد بسیار ناچیزی را به خود اختصاص می‌دهد.

واقعیت آن است که تعارض میان مذهب و تفریحاتی چون سینما در بخش اعظم سال‌های ورود این پدیده غربی به کشور موجب شده که اهالی ایمان تلقی خاصی از سینما داشته باشند. متأسفانه الگوپذیری سینمای قبل از انقلاب از جلوه‌های ابتذال سینمای غرب نیز موجب تشدید این احساس بود تاجایی که بسیاری معتقدند اگر بنیانگذار انقلاب اسلامی از نخستین سخنرانی تعیین‌کننده خود پس از بازگشت به وطن در دوازدهم بهمن پنجاه و هفت به صراحت نمی‌گفت «ما با سینما مخالف نیستیم.» طومار این پدیده فرهنگی در سال‌های پس از انقلاب در هم پیچیده می‌شد و مجالی برای یافتن و به کار‌گیری جلوه‌های مثبت آن باقی نمی‌ماند. این واکنش که چندی بعد با تأیید تلویحی ایشان از فیلم «گاو» تشدید شد به نوعی تعیین‌کننده خط فکری وچارچوب راهبردی سینمای پس از انقلاب نیز بود. سینمایی به دور از ابتذال ؛ حاوی محتوا و درون‌مایه فکری قوی؛ مدافع مستضعفین؛ و فاقد پیچیدگی‌های فرمی ، به گونه‌ای که اقشار گوناگون مخاطبان بتوانند به سادگی با آن ارتباط برقرار کنند. چنین بود که بر شکل‌گیری سینمای نوینی در سال‌های پس از انقلاب اهتمام شد.

اما پالایش تدریجی سینما از افکار و اعراض مبتذل فرصت آن را پدید آورد که درون‌مایه‌های دینی به طور اخص نیز مورد توجه قرار گیرد و فیلمسازانی عموماً از نسل برخاسته از انقلاب دغدغه‌های مذهبی خود را به شکل‌های مختلف بیان کنند. البته بخش عمده این گروه جذب الزامات فیزیکی و فرهنگی دفاع مقدس شدند و عمده انرژی‌شان صرف یافتن و بازآفرینی جلوه‌های خداباوری و فلسفه ایثار و شهادت در فرهنگ شیعه از طریق مضامین مرتبط با جنگ تحمیلی گردید. در عین حال الگوی رایج فیلم‌های مذهبی یعنی تولیدات عظیم هالیوودی به‌گونه‌ای بود که دست‌اندرکاران سینمای جدید ایران به دو دلیل چندان رغبتی به تکرارش نداشتند: اول حرمت نمایش چهره معصومین و پیامبران الهی در تلقی رایج و دوم، ضعف تکنیکی و فقدان تجربه نیروی انسانی برای تولید سوپرپروداکشن‌های استاندارد. جالب اینجاست که در نخستین سال‌های دهه شصت، فیلمی ساخته شد بنام «سفیر» (فریبرز صالح – ۱۳۶۲) که برخورد معقولی با این هر دو دغدغه داشت و با استقبال شدیدی هم مواجه شد ولی معلوم نیست که چرا الگوی فیلم‌های بعدی نشد، به هر حال باید یک دهه می‌گذشت تا بار دیگر سینمای ایران فیلمی مذهبی به نمایش بگذارد. روز واقعه (شهرام اسدی – ۱۳۷۵) فیلمی مشخصاً در ارتباط با واقعه عاشورا که البته دوگانگی میان لحن فیلمنامه و تلقی کارگردان – دقیقاً تعارض میان مؤلفه‌های نمایشی شرقی و غربی – باعث شد استقبالی که شایسته‌اش باشد از آن صورت نگیرد و عمده تماشاگران در نمایش‌های مکرر تلویزیونی آن را ببینند. اما در همین سال‌ها تلویزیون با ورود به عرصه تولیدات عظیم مذهبی و سرمایه‌گذاری قابل توجه، جان دوباره‌ای به این ژانر مهم سینمایی داد و با به‌کارگیری تمام پتانسیل‌های موجود در سینمای کشور قدم بزرگی در این زمینه برداشت. ابراهیم خلیل‌اللـه، امام علی، تنهاترین سردار و ولایت عشق ۴ مجموعه تاریخی – مذهبی بودند که تولیدشان فراتر از استانداردهای رایج فیلمسازی در ایران بود و به جز اولی، سه دیگر در راستای تبیین و اشاعه فرهنگ شیعه تولید شده بودند. این مسیر با رویکرد به قصص قرآن ادامه یافت و مریم مقدس، مردان آنجلس (اصحاب کهف) و یوسف پیامبر در سال‌های بعد تولید و عرضه شدند که همگی به لحاظ استقبال تماشاگران و توفیق در برقراری ارتباط با اقشار مختلف جامعه مثال‌زدنی هستند. در کنار اینها تجارب متفاوتی مثل «مسافر ری» و «بشارت منجی» (مسیح) هم هستند که حاوی تلقی خاص سازندگانشان از روایت‌های مذهبی بوده و به نوعی، آثاری تجربی در وادی فیلم‌های مذهبی به‌شمار می‌آیند.

دهه ۸۰ مقطعی است که سینماگران ایرانی تولیدات عظیم مذهبی با هدف ورود و فتح بازارهای جهانی را تجربه می‌کنند. حالا دیگر تجربه و توانمندی‌های سینمای دینی به درجه‌ای رسیده که تولیدات سینمایی علاوه بر کارکردهای تبلیغی و فرهنگی توان حمل مفاهیم استراتژیک را نیز دارند و عرصه جنگ فکری با نحله‌های مختلف معارض ایدئولوژیک را باب کرده‌اند. «ملک سلیمان نبی» و «مختارنامه» دو نمود اصلی آغاز عصر تازه در رویکرد سینمای ایران به فیلم‌های مذهبی است.