پنجشنبه, ۳۱ خرداد, ۱۴۰۳ / 20 June, 2024
مجله ویستا

با مستانه تا صبح نخست


با مستانه تا صبح نخست

رامین خداپناهی در نقش آیدین پسر تیمساری که مجید مظفری ایفاگر نقشش است که به دختری روستایی تعدی کرده است مستانه که قرار است شخصیت اصلی سریال باشد, با بازی عسل بدیعی برادرزاده تیمسار, پدر و مادرش را در تصادفی از دست داده و با عمویش زندگی می کند

● نگاهی به سریال در حال پخش «تا صبح»

بعد از مدت ها بالاخره یک سریال مناسبتی توانست در همان قسمت اول غافلگیرمان کند. راستش این غافلگیری از شبکه پنج که مدت هاست سریال هایش چنگی به دل نمی زند، کمی بعید به نظر می رسید.

سریال تا صبح که معلوم نیست چرا ناگهان از عنوان زیبای مستانه به این نام بی مسما تغییر یافت، بنابر پیش فرض هایی به نظر می رسید چندان کاری جدی از آب در نیاید. قرار بود این سریال را پوران درخشنده بسازد که این اتفاق نیفتاد و کارگردانی آن را به دو کارگردان سپردند. مشابه این اتفاق یک جورهایی برای سریال روز رفتن نیز افتاده بود.

عنوان آن سریال نیز در ابتدا روزی که می میریم بود و بعد به روز رفتن تغییر نام داد. کارگردان مجموعه تا چند قسمت محمدرضا اعلامی بود و بعد بی سرو صدا و به طور ناگهانی به جواد افشار سپرده شد. علت تغییر کارگردانی هر دو کار نیز آن طور که اعلام شد، مربوط به سرعت عملی بود که در اعلامی و درخشنده نیافته بودند. با این دو پیش فرض گمان می کردم سریال مستانه شما بخوانید تا صبح کار چندان موفقی نخواهد شد.

خلاصه داستان نیز مستقیماً مربوط به حوادث منجر به انقلاب بود و چاشنی محرم نیز داشت. سابقه نه چندان سریال های تلویزیونی در تلفیق این دو موضوع نیز مزید بر علت بود. این میان ذره امیدی به فیلمنامه کار باقی بود. عباس نعمتی در کارنامه کاری اش، نوشتن سریال اولین شب آرامش را داشت و همین امر وسوسه ام کرد مثل همیشه حداقل به تماشای قسمت نخست سریال جدید شبکه پنج بنشینم.

از آنجا که مصلحت ها و اعمال نظرهای مدیران سیما بر ابعاد زیباشناسی هر کاری در مواقعی که خواستشان باشد می چربد، به ناچار در این یادداشت از این به بعد از مستانه با همان نام تا صبح ذکر خواهد شد. تا صبح نوشته عباس نعمتی و کارگردانی مشترک مجید جوانمرد و محمد باشه آهنگر در قسمت نخست خود کار جذاب و موفقی از آب درآمده است. این یادداشت نیز تنها تحلیلی بر همان یک قسمت دارد و هیچ بعید نیست که در قسمت های بعدی از ضعف های آشکاری در فیلمنامه و کارگردانی برخوردار شود.

رامین خداپناهی در نقش آیدین پسر تیمساری که مجید مظفری ایفاگر نقشش است که به دختری روستایی تعدی کرده است. مستانه که قرار است شخصیت اصلی سریال باشد، با بازی عسل بدیعی برادرزاده تیمسار، پدر و مادرش را در تصادفی از دست داده و با عمویش زندگی می کند.

آیدین نامزد دارد و مادرش که زهره حمیدی نقش اش را بازی می کند، از حضور مستانه در خانه اش گلایه دارد و نگران پسر عزبش است. با پیداشدن سر و کله دختری که از آیدین حامله است، اتفاقی آغاز می شود که قرار است سریال در بستر آن شکل بگیرد.

آیدین پسر تیمسار بنابر پشتوانه خانوادگی اش و برای لاپوشانی گندی که زده، دختر روستایی را به مسافرخانه یی می کشاند تا در مجالی از شرش خلاص شود. مستانه، دانشجوی پزشکی است و روبه رو شدنش با رذالت پسرعمو او را به راهی می کشاند که آبستن حوادث بعدی است. تیمسار برای سرپوش گذاشتن بر دسته گل آقا زاده اش، متکی به قدرتی که دارد، به راحتی تلاش می کند دختر را از سر راه پسرش بردارد. مستانه اما به کمک دوست پزشکش به جاهایی سرک می کشد که نباید. اینها به نوعی داستان قسمت اول سریال تا صبح است. قرار است بخشی از ظلم درباریان رژیم سابق در قالب این سریال بازگو شود. عباس نعمتی در مقام فیلمنامه نویس، با پرداخت داستان و شخصیت پردازی درست، داستانی را روایت می کند که مخاطب غیرمستقیم پی به ماهیت آدم های آلوده قدرت و زالو ببرند.

در قسمت نخست، بی آن که شعاری داده شود، خباثت در تک تک خانواده تیمسار موج می زند. مجید مظفری از اتفاق در تا صبح بازی خوبی ارائه می دهد. رامین خداپناهی، یکی از بهترین بازی هایش را شاهد هستیم. برای پی بردن به قدرت بازی مستانه به نظر می رسد قضاوت در قسمت نخست کمی زود باشد. تنها می توان گفت او درست شکل گرفته است.

برخی از سریال ها با توجه به همان قسمت اولشان سطح قسمت های بعدی شان با کمی اختلاف بالا و پایین مشخص می شود. همان طور که در قسمت اول سریال زیر تیغ مخاطبان پی به ساخت قوی آن بردند. البته فراموش نشود که زیر تیغ جدای از قدرتش در همان قسمت نخست، از پیشینه یی در کارنامه اغلب عواملش برخوردار بود که پیش بینی را تا حدودی تضمین می کرد، چیزی که در سریال تا صبح کمتر به چشم می خورد و تنها پیش بینی ما را در حد یک ریسک نگه می دارد.

مهربانو ابدی دوست