شنبه, ۴ اسفند, ۱۴۰۳ / 22 February, 2025
مجله ویستا

نگاهی‏ به‏ وقایع ‏میدان ‏تقسیم ‏استانبول: ایستگاه قطبی‏ شدن طبقه‏ متوسط ترکیه



      نگاهی‏ به‏ وقایع ‏میدان ‏تقسیم ‏استانبول:  ایستگاه قطبی‏ شدن طبقه‏ متوسط ترکیه
نورا سِنی برگردان ‏کامبیز‏مشتاق‌گوهری

نورا سنی، استاد دانشگاه پاریس 8، عضو موسسه ژئوپلتیک فرانسه(IFG) و مدیر قطب مطالعات مدیترانه‌ای است. او  مدیر سابق موسسه فرانسوی مطالعات آناتولی در استانبول و موسسه شهرسازی فرانسه(IFU) و از پژوهشگران عضو CNRS است. سنی که در حال حاضر در ترکیه به سر می‌برد و حوادث میدان تقسیم و صحنه سیاسی ترکیه را از نزدیک رصد می‌کند، این مقاله را به تازگی برای روزنامه «لاکروا» نوشته است. باید تصریح کرد در تحلیلی که او از وقایع اخیر ترکیه ارائه می‌دهد، نگاه فرانسوی و تلقی اروپایی‌اش بسیار نقش دارد.

 

مداخله ارتش در مصر و سقوط دولت محمد مرسی تقریباً توسط همه گروه‌های سیاسی ترکیه محکوم شد. یقینا حزب عدالت و توسعه؛ حزب نخست‌وزیر اردوغان نمی‌تواند تاسف خود را نسبت به از دست دادن محبوبیت «مدل ترکی» از حاکمیت اسلام و نظام پارلمانی، پنهان کند اما سایر احزاب عمده نظیر حزب کمالیست سوسیال دموکرات و حزب کردهای ترکیه نیز بلافاصله و تنها با کمی ملایمت در مقایسه با موضع‌گیری حزب حاکم، نظر خود را نسبت به کودتای ارتش مصر ابراز کردند. این اتفاق آرا و همراهی، بار دیگر مختصات جدید زندگی ترک‌ها را به نمایش می‌گذارد؛ مختصاتی که وقایع میدان تقسیم استانبول به خوبی آنها را به محک گذاشت؛ وقایعی که ارتش ترکیه کوچک‌ترین اشاره‌ای به احتمال دخالت خود در آنها نکرد. این وضعیت جدیدی است که طبقه سیاستمداران ترک همگی نسبت به حفظ آن چون دستاوردی مهم توافق دارند.

وقایع میدان تقسیم که از جوانان تحصیل‌کرده طبقه متوسط شهری و غالبا سکولار نیرو می‌گرفت، نمی‌توانست زیر سایه حضور نظامیان تا این اندازه گسترده شود و درست همین‌جاست که یک تناقض نیز شکل می‌گیرد: امروز این دستاورد با خشونت پلیس و بیانات تند نخست‌وزیر یک دولت اسلامی محافظه‌کار تهدید می‌شود. اگرچه از ریشه خشکاندن نقش سیاسی ارتش که نیروی عمده مخالف اسلام‌گرایان محافظه‌کار محسوب می‌شد، برای اسلامگرایان امری حیاتی بود اما آزادی بیان و آرمان‌گرایی‌ای که از نتایج حذف قدرت ارتش در صحنه سیاسی ترکیه است، به مذاق حزب رجب طیب اردوغان خوش نمی‌آید. امروز ترکیه‌ای جدید ظهور کرده که هنوز برای نهادینه کردن حکومت قانون، حقوق فردی و آزادی بیان مشروط از آمادگی لازم برخوردار نیست. این حرکت اعتراضی که در مخالفت با طرح خصوصی‌سازی و ساخت و ساز پارک قزی در تقسیم زاده شد، زمانی قوام یافت که طبقه متوسط و تاثیرگذار جامعه شهری از سیاست دست‌های پنهان در ساخت پروژه‌های شهری بدون مشاوره و مشارکت شهروندان و تخریب مکان‌های مرتبط به خاطره فرهنگی و هنری شهر به خشم آمد. این سلسله اقدامات سال‌های اخیر به این طبقه اجتماعی احساس به حاشیه رانده شدن و تحقیر شدن را القا کرده است. در واقع در پی انتخابات سال 2011 که موجب شد حزب عدالت و توسعه برای سومین بار پیروز انتخابات لقب بگیرد، این حزب به تلاش‌های راهبردی خود جهت اشغال صحنه سیاسی-رسانه‌ای ترکیه شدت بخشید و در این مسیر توسط احزاب مخالف به جرایمی متهم شد و رسوایی‌هایی نیز به بار آمد. از سوی دیگر اقدامات حزب حاکم در راستای محدودیت مصرف و فروش الکل و سقط جنین نیز مورد انتقاد مکرر بخش‌های سکولار جامعه ترکیه قرار ‌گرفت. این مجموعه اقدامات و رفتارهای حزب حاکم نسبت به تشویق و ترویج نشانه‌های اسلامی در جامعه ترکیه موجب قطبی شدن جامعه و کاربرد مکرر واژگان «ما» و «آنها» شده است.

امروز افکار عمومی در سطح بین‌الملل معطوف به پیش‌بینی اقتصاددانان در زمینه ظهور طبقات متوسط به‌ویژه در آسیاست. البته طبقه متوسط، مفهومی است که باید براساس معیارهای مختلف و نه فقط بر اساس سطح درآمد تعریف شود، چه در غیر این صورت از آن به طور گسترده و به‌گونه‌ای نامناسب استفاده خواهد شد. در دهه گذشته با سه‌برابر شدن درآمدها در ترکیه، یک طبقه متوسط جدید پدید آمده که با نوعی دسترسی قابل توجه به شهرنشینی و تحرک اجتماعی و جغرافیایی (از مناطق روستایی به شهر، از شهرستان‌ها به کلان‌شهرها) در میان سایر طبقات قابل تشخیص است. در این طبقه جدید، با تغییر شیوه زندگی و عادات لباس پوشیدن، بقایای شیوه‌های سنتی زندگی به آرامی به فراموشی سپرده می‌شود.

امروزه تحرک اجتماعی در سطح طبقه متوسط ترکیه بیشتر با تفکیک نشانه‌ها، به‌ویژه در زمینه لباس‌ و پوشش دیده می‌شود. به طور قطع این تفکیک موجب می‌شود کسانی که به‌واسطه پوشش از دیگران متمایز شده‌اند، شناخته شوند و از مزایای آن بهره ببرند اما از طرفی می‌توان به این موضوع نیز توجه کرد که دلیل مهم کاربرد این ناهمگونی چیزی نیست جز نمایش تمایز خود در جمع و گسترش و استحکام این گروه اجتماعی در جامعه ترکیه. البته منظور ما از جامعه ترکیه، جامعه‌ای است که ما نیز به‌ عنوان یک عضو از اعضای آن در مراکز تجاری که چون قارچ از همه جا سردرآورده‌اند، یک مصرف‌کننده‌ایم و همان سریال‌های تلویزیونی را می‌بینیم. اینجاست که سیاست اردوغان را نسبت به قطبی کردن توده جامعه در انتقاد از بخش‌های لائیک باید جدی گرفت؛ آنجا که گفته می‌شود دیگران -منظور بخش‌های  لائیک جامعه است- موافق با «اخلاقیات ما» نیستند یا اینکه رفتار آنها با «آداب و رسوم ما» مطابقت ندارد. این ترکیبات زبانی و تکرار مکرر آنها، ترجمان یک سیاست مشخص است و اغلب مفسران نمی‌توانند از کنار این واژگان به‌ سادگی بگذرند و چنین عباراتی را تنها نوعی نوسانات شخصیتی در حزب عدالت و توسعه تلقی کنند.

وقایع میدان تقسیم نوعی اشتیاق، برادری و همبستگی جوانان را در متن جامعه‌ای به نمایش گذاشت که هنوز از هم نگسسته؛ جامعه‌ای که با آغوش باز با عناصر مذهبی خود مواجه شده و برای مثال به‌خوبی حضور زنان محجبه و برگزاری نماز جماعت در پارک قزی را پذیرفته است. با این حال حزب حاکم با این تظاهرکنندگان برخورد خشونت‌آمیزی داشت و احتمالا همین برخورد خشونت‌آمیز که نشان‌دهنده اشتباه اردوغان در نمایش تمایلات اقتدارگرایانه‌اش بود، باعث شود که او برای اولین بار حتی در نظر حامیانش، به ‌عنوان یک مانع جدی در روند پیشرفت ترکیه جلوه کند.

این مطلب در چهارچوب همکاری رسمی انسان شناسی و فرهنگ و مجله نمایه تهران منتشر می شود.

 

پرونده ی تحولات خاور میانه در انسان شناسی و فرهنگ 
http://www.anthropology.ir/node/10253

 

ویژه نامه ی «هشتمین سالگرد انسان شناسی و فرهنگ» 
http://www.anthropology.ir/node/21139